سجده در سرزمین پرچمهااولیویه روا و جهانیشدن اسلام در زمین فوتبال لامین یامال در جشن قهرمانی بار…
انتشار: 2026/06/27 19:40 UTC
سجده در سرزمین پرچمهااولیویه روا و جهانیشدن اسلام در زمین فوتبال لامین یامال در جشن قهرمانی بارسلونا پرچم فلسطین را به دست گرفت و پس از نخستین گلش در جام جهانی سجده کرد. چندی بعد نیز. همین دو تصویر کافی بود تا برخی رسانههای اروپایی بنویسند او دیگر «نابغه معصوم» نیست؛ گویی سیاست، کودکیاش را ربوده است. اما مسئله فقط یامال نیست چیزی بزرگتر از یک شادی پس از گل یا یک موضعگیری ساده در حال رخ دادن است: دگرگونی جایگاه اسلام در قلب فرهنگ عامه جهانی.سالها پیش، اولیویه روا، اسلامشناس و نظریهپرداز فرانسوی، جملهای نوشت که امروز بیش از هر جای دیگر، در زمین فوتبال معنا پیدا میکند. او معتقد بود جهانیشدن فقط مرزهای اقتصاد و فرهنگ را جابهجا نکرده است؛ دین نیز وارد جهانی شده که دیگر با نقشههای جغرافیا قابل فهم نیست. از این پس، اسلام را باید نه فقط در مسجد، حزب و دولت، بلکه در زندگی روزمره، شبکههای اجتماعی و گاهی در شادی پس از یک گل جستوجو کرد.فوتبال صحنه نمایش ملتهاست؛ پرچمها، سرودها و مرزها. اما در دل همین نمایش ملی، تعلقی دیگر نیز دیده میشود؛ تعلقی که نه در گذرنامه خلاصه میشود و نه در جغرافیا متوقف میماند. این داستان از یامال آغاز نشد. زینالدین زیدان، نخستین ستاره بزرگ مسلمان فوتبال جهان، در جام جهانی ۱۹۹۸ به نماد فرانسه چندفرهنگی تبدیل شد. در روزگاری که ژانماری لوپن نماینده جریان راست افراطی و مهاجرستیز، تیم ملی فرانسه را به دلیل حضور فرزندان مهاجران نماینده «فرانسه واقعی» نمیدانست، زیدانِ الجزایریتبار قهرمان ملی فرانسه شد. اما او بیش از آنکه نماد اسلام باشد، نماد ادغام بود؛ نماد امیدی که به میلیونها مهاجر، بهویژه الجزایریتبارها و دیگر آفریقاییتبارهای ناراضی از تبعیض فرانسه، نشان داد که میتوان در حاشیه متولد شد و در متن یک ملت ایستاد.پس از او، نسل دیگری آمد. فرانک ریبری، کریم بنزما و پل پوگبا مسلمان بودند، اما دین آنان هنوز در حاشیه روایت فوتبالی میماند. مسعود اوزیل اما این حاشیه را شکست. وقتی از مسلمانان اویغور حمایت کرد، نشان داد تعلق یک فوتبالیست مسلمان میتواند از مرزهای ملی فراتر رود. جمله مشهورش ــ «وقتی میبریم آلمانیام و وقتی میبازیم مهاجر» ــ بعد از حواشی جام جهانی 2018 و خداحافظیاش از تیم ملی همین شکاف را خلاصه کرد.اما نقطه عطف واقعی با محمد صلاح فرا رسید. اگر زیدان نماد ادغام بود و اوزیل نماد هویت دوگانه، صلاح نماد عادیشدن اسلام در قلب فوتبال اروپا شد. فرعون مصری آنفیلد را نه فقط با گلهایش، که با سجدههایش فتح کرد. هواداران لیورپول برایش میخواندند: «اگر یک گل دیگر بزنی، من هم مسلمان میشوم.» هیچکس قرار نبود دینش را تغییر دهد؛ آن ترانه فقط از دگرگونی تصویری خبر میداد که جهان از اسلام در ذهن داشت. از آن پس، اسلام دیگر فقط در تیترهای افراطیگری، جنگ و تروریسم دیده نمیشد؛ میشد آن را در لبخند یک فوتبالیست، در سجدهای پس از گل و در محبوبترین چهره لیگ برتر نیز دید. حتی پژوهشها نشان دادند که این دگرگونی، با کاهش نگرشهای ضداسلامی و جرائم ناشی از اسلامهراسی در منطقه مرسیساید همراه بوده است.امروز فوتبال به مرحلهای دیگر رسیده است. کریم بنزما، اشرف حکیمی، عثمان دمبله و دیگر ستارگان مسلمان، پای ثابت تیم منتخب فیفا و توپ طلا هستند و بسیاری، لامین یامال را وارث تاج فوتبال جهان میدانند. اگر زیدان روزی نماد امکان بود، یامال نماد عادیشدن است؛ نسلی که همانقدر طبیعی سجده میکند که گل میزند.اما همینجا مرزهای اسطورهی تساهل و تسامح در اروپا آشکار میشود. مسلمان بودن ستاره تا وقتی در قالب فروتنی، روزه و سجده باقی بماند، اغلب پذیرفتنی است؛ اما وقتی همان هویت به فلسطین، اویغورها یا رنج مسلمانان دیگر گره میخورد، ناگهان از «تنوع فرهنگی» به «جنجال سیاسی» تبدیل میشود. مسئله دیگر این نیست که مسلمانان در فوتبال حضور دارند؛ مسئله این است که آیا حق دارند جهان را نیز از منظر خود ببینند یا نه؟!شاید اگر اولیویه روا امروز به جام جهانی ۲۰۲۶ نگاه میکرد، به همان نسل پسااسلامگرایی میاندیشید که سالها پیش از آن سخن گفته بود؛ نسلی از جوانان پستاسلامیست که دین را در متن زندگی جهانی تجربه میکند. از زیدان تا یامال، داستان دربارهی ورود اسلام به متن فرهنگ عامه جهانی و تحولات آن است. جام جهانی هنوز جشن پرچمهاست، اما گاهی یک سجده پس از گل، بیش از هزاران پرچم، جهان امروز را روایت میکند.انجمن جامعهشناسی ایران آذربایجان شرقی #فرهیختگان راهی به رهایی