پایداری جامعه ایرانی و سازوکارهای جبرانی خرد در غیاب ساختارهای کلانتبیین فراستخواه از شکست نظریه کل…
انتشار: 2026/07/09 07:33 UTC
پایداری جامعه ایرانی و سازوکارهای جبرانی خرد در غیاب ساختارهای کلانتبیین فراستخواه از شکست نظریه کلان استبدادی بودن جامعه ایرانی/ از «بُنه» تا آخرین سنگر شعر؛ راز بقای ایران در برزخ بی نظمی هادر نهصد و چهلمین نشست شبهای بخارا، کارشناسان با مرور تجربههای تاریخی و فرهنگی ایران نشان دادند چگونه شبکههای اجتماعی، آیینها و نهادهای مدنی، ستونهای پنهان بقا و همبستگی در جامعه ایرانی را شکل دادهاند...فراستخواه با لحنی تحلیلی نسبت به کلانروایتهای تاریخی که غالباً تصویری از شکست و استبداد را بازنمایی میکنند، انتقاد کرد و گفت: وقتی تصویر ایران را از دریچه این کلانروایتها میبینیم، پر از بیثباتی، جنگ و دولتهایی است که میآمدند و میرفتند. اما آن ایرانی که مردم این سرزمین در آن زیستهاند، مجموعهای از روایتهای کوچک بود، نه آن ابرروایتهای برساخته. بیشتر ساکنان این سرزمین با شادیها و غمها، در میان بینظمیها، نظمهای خلاقی ایجاد میکردند.به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایکنا، در روزگاری که جامعه ایران با چالشهای گوناگون و امواج پیشبینینشده تاریخی و اجتماعی و به ویژه تجاوز دو قدرت اتمی آمریکا و اسراییل دستوپنجه نرم میکند، لزوم بازخوانی مفهوم «همدلی» و واکاوی ریشههای تابآوری ایرانیان بیش از هر زمان دیگری احساس میشود. در همین راستا و به منظور ارتقای سطح آگاهی عمومی نسبت به ظرفیتهای فرهنگی و تاریخی کشور برای عبور از بحرانها، نشست «شب همدلی» در فرهنگسرای نیاوران برگزار شد. یکی از سخنرانان این نشست دکتر مقصود فراستخواه استاد دانشگاه بود. هنر تاریخی ایرانیان برای بقامقصود فراستخواه، جامعهشناس با ایجاد یک پل ارتباطی میان تاریخ پرفراز و نشیب ایران و شرایط کنونی جامعه، به تشریح چگونگی تداوم حیات در این سرزمین پرداخت. او سخنان خود را با طرح پرسشهایی بنیادین آغاز کرد و گفت: پرسش این است: تا به حال این مسیر چند هزار ساله ایران را چگونه پیمودهایم؟ مردم چگونه در این سرزمین زندگی کردهاند و ایران چگونه باقی مانده است؟فراستخواه با تأکید بر لزوم استخراج قاعدههای نهادی از دل تجربههای زیسته و فرهنگ ایرانی، به یکی از مهمترین این قواعد اشاره کرد و افزود: یکی از این قاعدهها به تصور من به عنوان یک دانشآموز، صلح در شرایط ناصالح است. ایرانیان در تاریخ پرحادثه و بینظمیهایی که شرایط تخریب برای این جامعه و سرزمین ایجاد میکرد، به یک آگاهی تاریخی، یک دانش درونیشده از تجربههای خودشان و یک خرد فرهنگی دست یافتند.وی با لحنی تحلیلی نسبت به کلانروایتهای تاریخی که غالباً تصویری از شکست و استبداد را بازنمایی میکنند، انتقاد کرد و گفت: وقتی تصویر ایران را از دریچه این کلانروایتها میبینیم، پر از بیثباتی، جنگ و دولتهایی است که میآمدند و میرفتند. اما آن ایرانی که مردم این سرزمین در آن زیستهاند، مجموعهای از روایتهای کوچک بود، نه آن ابرروایتهای برساخته. بیشتر ساکنان این سرزمین با شادیها و غمها، در میان بینظمیها، نظمهای خلاقی ایجاد میکردند.این جامعهشناس برای تبیین بهتر پویایی حیات اجتماعی در ایران، به شواهد تاریخی متعددی اشاره و اظهار کرد که فاتحان معمولاً تاریخ را با محوریت جنگ روایت کردهاند، در حالی که زندگیهای خلاق و پویایی در بازارها، مدرسهها، محلهها و خانههای ایرانی جریان داشته است.وی در این زمینه به گزارشهای تاریخی اشاره کرد و گفت: حتی زمانی که اسکندر به ایران میآید، از وجود چندین تماشاخانه خبر میدهد؛ یعنی زندگی، هنر، خلاقیت و معماری. مدیریت زندگی اجتماعی با مشارکت و همدلی یکدیگر برای حل مشکلات صورت میگرفت.از ضرورت ساختارهای کلان تا جبران کاستیها در سطح خرد و میانیفراستخواه در بخش دیگری از سخنان خود، به الزامات ساختاری همدلی در سطح کلان جامعه پرداخت و تصریح کرد: در سطح کلان، همدلی نیاز به ساختار و حقوق دارد. با حلوا حلوا گفتن دهان شیرین نمیشود و همدلی ایجاد نمیگردد. برای شکلگیری ما بودن یک ملت، نیاز به صورتبندی ساختار قدرت و میثاقهای اجتماعی است. تا زمانی که نظم دسترسی باز و حقوق مدنی شکل نگیرد، نمیتوان انتظار نهادینه شدن همدلی را داشت.با این وجود، این پژوهشگر برجسته به نقطه قوت جامعه ایرانی در جبران این ضعفهای نهادی اشاره کرد و افزود: با وجود ضعفهای نهادی در سطح کلان، جامعه ایرانی ظرفیتهایی داشت که با سازوکارهای جبرانی در سطوح میانی و خُرد، این همبستگی را حفظ میکرد. سطح میانی اجتماع، یعنی جایی که مردم حضور داشتند، با اخلاق، فرهنگ، اندیشه و تخیل ایرانی به جبران محدودیتهای نهادی میپرداخت...#فرهیختگان راهی به رهایی