چرا وحدت سیاسی در ایران پایدار نمیماند؟فتانه هویدا بخش سوم : اعتراضات از سال۸۸تا دیماه۱۴۰۴؛برای ور…
انتشار: 2026/07/10 10:48 UTC
چرا وحدت سیاسی در ایران پایدار نمیماند؟فتانه هویدا بخش سوم : اعتراضات از سال۸۸تا دیماه۱۴۰۴؛برای ورود به این بحث، نخست باید به این نکته توجه کرد که اعتراضات سالهای ۱۳۸۸، ۱۳۹۶، ۱۳۹۸، ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴، اگرچه همگی در واکنش به نوعی نارضایتی سیاسی، اقتصادی یا اجتماعی شکل گرفتند، اما از نظر ماهیت، اهداف، رهبری، میزان سازمانیافتگی و پایگاه اجتماعی در یک سطح قرار نمیگیرند.اعتراضات سال ۱۳۸۸ در پی اعتراض به نتایج انتخابات ریاستجمهوری و با محوریت «جنبش سبز» شکل گرفت. این اعتراضات از رهبری شناختهشده در داخل کشور، یعنی میرحسین موسوی و مهدی کروبی، برخوردار بود. مطالبات این جنبش عمدتاً در چارچوب نظام سیاسی و با هدف اصلاح روند انتخابات، صیانت از رأی مردم و اجرای قانون اساسی مطرح میشد و هدف آن براندازی نظام سیاسی نبود. با این حال، این جنبش نیز به اهداف خود نرسید؛ زیرا حکومت نتایج انتخابات را تغییر نداد، با استفاده از ابزارهای امنیتی اعتراضات را مهار کرد، رهبران جنبش را در حصر قرار داد و جنبش نیز نتوانست اعتصابات سراسری، ائتلاف گسترده اجتماعی و حمایت پایدار نهادهای اثرگذار را برای تغییر موازنه قدرت به دست آورد.در سالهای ۱۳۹۶ و ۱۳۹۸، اعتراضات بیش از آنکه سیاسی باشند، ماهیتی اقتصادی و معیشتی داشتند. این اعتراضات عمدتاً بهصورت پراکنده، فاقد رهبری شناختهشده و بدون سازمانیافتگی پایدار شکل گرفتند و اگرچه در برخی مناطق گسترش یافتند، اما نتوانستند به یک جنبش سراسری و منسجم تبدیل شوند.اعتراضات ۱۴۰۱ نیز پس از جانباختن مهسا امینی آغاز شد و بهتدریج از یک مطالبه مشخص به مطالبات گستردهتر اجتماعی و سیاسی گسترش یافت. با وجود دامنه وسیع اجتماعی و جغرافیایی، این اعتراضات نیز فاقد رهبری واحد، سازمان سیاسی منسجم و برنامه مشترک برای آینده بود.اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ نیز در ادامه همین روند شکل گرفت، اما از نظر گستره جغرافیایی، میزان درگیری، تعداد کشتهها و ورود آشکار بخشی از نیروهای اپوزیسیون خارج از کشور به عرصه هدایت سیاسی، ویژگیهایی متفاوت با اعتراضات پیشین داشت. وجه اشتراک همه این اعتراضات، وجود نارضایتی عمومی و حضور مردم در خیابان بود؛ اما تفاوت اصلی آنها در نوع مطالبات، میزان سازمانیافتگی، وجود یا فقدان رهبری، گستره مشارکت اجتماعی و ظرفیت تبدیل اعتراض به یک جنبش پایدار سیاسی بود.از میان این اعتراضات، دیماه ۱۴۰۴ بیش از سایر رخدادهای پس از انقلاب با انقلاب ۱۳۵۷ قابلیت مقایسه دارد. علت این امر، تنها گستردگی اعتراضات یا شدت سرکوب نیست، بلکه آن است که در این مقطع، بخشی از مخالفان حکومت از جمله رضا پهلوی کوشیدند این اعتراضات را نه صرفاً یک حرکت اعتراضی، بلکه یک «انقلاب» معرفی کنند و حتی برای هدایت و رهبری آن فراخوان صادر نمایند. همین امر، مقایسه آن با انقلاب ۱۳۵۷ را، صرفنظر از پذیرش یا رد این ادعا، از منظر علوم سیاسی ضروری میسازد.با این حال، مقایسه این دو رویداد تنها زمانی معنا پیدا میکند که از سطح شعارهای سیاسی فراتر برویم و ساختارهای اجتماعی و سیاسی هر دو دوره را بررسی کنیم. پرسش اصلی این نیست که آیا اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ انقلاب بود یا نبود؛ بلکه این است که چرا با وجود نارضایتی گسترده، این اعتراضات نتوانست همان مسیر انقلاب ۱۳۵۷ را طی کند و چرا همگرایی اولیه میان معترضان پایدار نماند و به واگرایی انجامید؟ادامه دارد..." مانا باشید"#فرهیختگان راهی به رهایی