چرا وحدت سیاسی در ایران پایدار نمی ماند ؛فتانه هویدا ادامه بخش سوم ؛مقایسه انقلاب۱۳۵۷ با اعتراضات د…
انتشار: 2026/07/10 10:48 UTC
چرا وحدت سیاسی در ایران پایدار نمی ماند ؛فتانه هویدا ادامه بخش سوم ؛مقایسه انقلاب۱۳۵۷ با اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ ؛در ادبیات علوم سیاسی، «انقلاب» معمولاً به دگرگونی پایدار در ساختار قدرت سیاسی اطلاق میشود، هرچند این تعریف تنها یکی از رویکردهای موجود است و دیدگاههای دیگری نیز درباره مفهوم انقلاب وجود دارد.مقایسه اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ با انقلاب ۱۳۵۷ مستلزم توجه به تفاوتهای تاریخی، نهادی و ساختاری است. انقلاب ۱۳۵۷ در بستر همزمانی چند عامل رخ داد؛ از جمله:- گسترش نارضایتی اجتماعی؛- بحران مشروعیت سیاسی؛- اعتصابات گسترده؛- وجود شبکههای ارتباطی سنتی و شکلگیری نوعی انسجام نسبی میان نیروهای مخالف.در کنار این عوامل، رهبری شناختهشده نیز یکی از عناصر مهم در فرایند بسیج اجتماعی بود، هرچند نقش آن در کنار سایر عوامل قابل فهم است، نه بهعنوان عاملی مستقل.با این حال، وزن و نقش هر یک از این عوامل در تحلیلهای مختلف میتواند متفاوت باشد و درباره میزان تأثیر هر عامل اجماع کاملی وجود ندارد. همچنین، در برخی روایتها اعتراضات سالهای اخیر با عنوان «انقلاب» توصیف شدهاند؛ در مقابل، برخی دیگر این نامگذاری را بیشتر یک برچسب سیاسی میدانند تا یک مفهوم دقیق تحلیلی. از اینرو، هدف این متن نه داوری سیاسی صرف، بلکه مقایسه ساختاری انواع کنش جمعی است.الف) تشابههای انقلاب ۱۳۵۷ و اعتراضات دیماه ۱۴۰۴؛۱. انتخاب خیابان برای اعتراض ،در هر دو دوره، به دلیل ضعف یا انسداد در نهادهای رسمی نمایندگی سیاسی، از جمله احزاب، سندیکاها و تشکلهای مدنی، کانالهای معمول انتقال و صورتبندی مطالبات اجتماعی کارکرد مؤثر خود را از دست دادند. در چنین شرایطی، خیابان به مهمترین عرصه عمومی برای بیان، تجمیع و طرح مطالبات سیاسی و اجتماعی تبدیل شد.به این معنا، خیابان صرفاً یک فضای فیزیکی برای حضور جمعی نبود، بلکه بهطور موقت کارکردی را بر عهده گرفت که در شرایط عادی از طریق نهادهای واسط میان جامعه و حکومت انجام میشود.۲. ضعف نهادهای واسط میان جامعه و قدرت،در هر دو مقطع، نهادهایی که در شرایط عادی نقش واسط میان جامعه و حکومت را بر عهده دارند—از جمله احزاب سیاسی، اتحادیهها، سندیکاها و تشکلهای مدنی—از ظرفیت یا امکان کافی برای سازماندهی، نمایندگی و هدایت مطالبات اجتماعی برخوردار نبودند.در سال ۱۳۵۷، هرچند تشکل های سیاسی اعم از ملی ، مذهبی و مارکسیستی وجود داشتند، اما به دلایل مختلف از جمله محدودیتهای سیاسی و ضعف سازمانی، نتوانستند محور اصلی بسیج اجتماعی شوند. همچنین مطبوعات تا آبان ۱۳۵۷ تحت سانسور شدید قرار داشتند و امکان ایفای نقش مؤثر در سازماندهی افکار عمومی را نداشتند.در نتیجه، هدایت و سازماندهی بخش عمده اعتراضات از طریق شبکههای سنتی مانند روحانیت، مساجد و بازار انجام گرفت؛ شبکههایی که به دلیل پیوند گسترده با جامعه و برخورداری از اعتماد عمومی، توانستند خلأ نهادهای مدرن را تا حدی جبران کنند و در بسیج اجتماعی نقش مؤثری ایفا نمایند بطوریکه قادر به هدایت و همراه کردن سیل جمعیت معترض بودند.در مقابل، در دیماه ۱۴۰۴، شبکههای دیجیتال نقش مهمی در اطلاعرسانی، ارتباط و بسیج اولیه معترضان ایفا کردند، اما به دلیل ماهیت افقی، غیرمتمرکز و سیال خود، نتوانستند به نهادهای پایدار سازماندهی سیاسی تبدیل شوند.در نتیجه، این شبکهها اگرچه امکان شکلگیری سریع کنش جمعی را فراهم کردند، اما در حفظ انسجام، تداوم بسیج اجتماعی و تبدیل اعتراضات به یک سازمان سیاسی پایدار با محدودیتهای جدی روبهرو بودند.ب) تفاوت های انقلاب ۱۳۵۷ با اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ ؛ادامه دارد..."مانا باشید"#فرهیختگان راهی به رهایی