چراوحدت سیاسی در ایران پایدار نمی ماند ؟فتانه هویدا ادامه بخش سوم :مقایسه انقلاب ۱۳۵۷ با اعتراضات د…
انتشار: 2026/07/10 10:48 UTC
چراوحدت سیاسی در ایران پایدار نمی ماند ؟فتانه هویدا ادامه بخش سوم :مقایسه انقلاب ۱۳۵۷ با اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ ؛۳- اهداف سیاسی ؛یکی از مهمترین تفاوتهای انقلاب ۱۳۵۷ و اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ را باید در چگونگی شکلگیری وحدت سیاسی میان نیروهای مخالف حکومت جستوجو کرد. در هر دو مقطع، نارضایتی گسترده از وضعیت موجود، ضعف نهادهای واسط میان جامعه و حکومت و بسته بودن بخش مهمی از راههای مشارکت سیاسی وجود داشت. با این حال، نتیجه این دو تجربه کاملاً متفاوت بود: در سال ۱۳۵۷ مخالفان حکومت توانستند با وجود اختلافهای عمیق ایدئولوژیک و سیاسی، بر سر یک هدف مشترک متحد شوند، اما در دیماه ۱۴۰۴ چنین وحدتی شکل نگرفت.در سال ۱۳۵۷، جریانهای مذهبی، ملیگرا، چپ، لیبرال و بخشهایی از نیروهای مستقل، اگرچه درباره آینده ایران اختلافهای اساسی داشتند، اما بر سر یک هدف سلبی به توافق رسیدند: پایان دادن به حکومت پهلوی. در آن مقطع، مسئله اصلی برای اغلب نیروهای مخالف، سرنگونی حکومت بود و بحث درباره شکل نظام سیاسی آینده عملاً به پس از پیروزی موکول شد. همین تعویق اختلافها، امکان شکلگیری یک ائتلاف گسترده را فراهم کرد. به بیان دیگر، وحدت سال ۱۳۵۷ بیش از آنکه بر توافق درباره آینده استوار باشد، بر توافق درباره نفی وضعیت موجود استوار بود.البته این وحدت از همان آغاز، وحدتی پایدار و نهادمند نبود. اختلاف بر سر جایگاه دین در حکومت، حدود آزادیهای سیاسی، نقش نیروهای انقلابی، شیوه اداره کشور و ساختار قدرت، پس از پیروزی انقلاب به سرعت آشکار شد و ائتلاف مخالفان سلطنت در مدت کوتاهی از هم فرو پاشید. بنابراین، تجربه سال ۱۳۵۷ نشان داد که وحدت بر پایه یک هدف سلبی، اگر به توافقی بر سر قواعد بازی سیاسی و آینده کشور تبدیل نشود، دوام چندانی نخواهد داشت.در کنار عوامل داخلی، شرایط بینالمللی نیز با سال ۱۴۰۴ تفاوت داشت. در ماههای پایانی حکومت پهلوی، بسیاری از دولتهای غربی به این جمعبندی رسیده بودند که حکومت شاه توان حفظ ثبات سیاسی را از دست داده است. این ارزیابی در نشست گوادالوپ نیز بازتاب یافت و نشان داد که قدرتهای غربی بیش از گذشته خود را برای دوران پس از سلطنت آماده میکنند. هرچند درباره میزان تأثیر کنفرانس گوادالوپ بر سقوط حکومت پهلوی میان پژوهشگران اختلاف نظر وجود دارد، اما تردیدی نیست که در آن مقطع، انقلابیون با مخالفت جدی و یکپارچه قدرتهای غربی برای تغییر حکومت روبهرو نبودند.در مقابل، اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ در شرایط متفاوتی شکل گرفت. اگرچه نارضایتی عمومی از وضعیت اقتصادی، اجتماعی و سیاسی گسترده بود، اما از همان آغاز درباره هدف نهایی اعتراضات توافقی وجود نداشت. بخشی از معترضان خواهان اصلاحات در چارچوب نظام بودند، بخشی تغییرات ساختاری را دنبال میکردند، گروهی بر مطالبات اقتصادی و معیشتی تمرکز داشتند و گروهی دیگر تغییر کامل نظام سیاسی را هدف قرار داده بودند. در نتیجه، برخلاف سال ۱۳۵۷، نه تنها درباره آینده سیاسی توافقی شکل نگرفت، بلکه مسئله «نوع نظام سیاسی آینده» خود به یکی از محورهای اختلاف میان مخالفان تبدیل شد.در این میان، برخی جریانهای خارج از کشور، بهویژه رضا پهلوی و مشاورانش، کوشیدند خود را محور دوران گذار معرفی کنند. انتشار طرحها و اسناد مربوط به «دوران گذار» از سوی نزدیکان او، از نگاه هوادارانش تلاشی برای برنامهریزی سیاسی بود؛ اما شماری از منتقدان این اسناد را نشانه تمرکز قدرت و آغاز نوعی ساختار اقتدارگرا میدانستند. از این منظر، اختلاف فقط بر سر شخص رضا پهلوی نبود، بلکه بر سر نوع نظام سیاسی آینده و شیوه انتقال قدرت نیز وجود داشت. در نتیجه، موضوعی که در سال ۱۳۵۷ عملاً به آینده موکول شده بود، در دیماه ۱۴۰۴ به یکی از عوامل اصلی واگرایی میان مخالفان تبدیل شد.عامل دیگری که بر این واگرایی افزود، رقابت برای کسب مرجعیت سیاسی بود. در سال ۱۳۵۷، شبکه سنتی روحانیت، بازار و مساجد توانسته بود بخش بزرگی از نیروهای معترض را ذیل یک مرکز ثقل سیاسی گرد آورد. اما در دیماه ۱۴۰۴، جریانهای مختلف مخالف حکومت، به جای رسیدن به یک سازوکار مشترک برای هماهنگی، بیش از آنکه به ائتلاف بیندیشند، در رقابت برای کسب رهبری سیاسی قرار گرفتند. این رقابت، امکان شکلگیری اعتماد متقابل را کاهش داد.از سوی دیگر، نه ایالات متحده و نه کشورهای اروپایی هیچگاه رضا پهلوی را به عنوان نماینده رسمی معترضان یا آلترناتیو مورد حمایت خود معرفی نکردند. بنابراین، برخلاف فضای بینالمللی سال ۱۳۵۷، اپوزیسیون در سال ۱۴۰۴ نه از اجماع داخلی برخوردار بود و نه از 👇👇👇#فرهیختگان راهی به رهایی