در برابر خطر جنگ، برای زندگی و صلحمحمدرضا نیکفرجنگ چه شدت بگیرد، چه در چرخهی فرسایشی کنونی خود بما…
انتشار: 2026/07/17 19:57 UTC
در برابر خطر جنگ، برای زندگی و صلحمحمدرضا نیکفرجنگ چه شدت بگیرد، چه در چرخهی فرسایشی کنونی خود بماند، عواقب وخیمی برای کشور دارد. هیچ طرفی پیروز نخواهد شد. وظیفهی لحظه، دفاع از مذاکره و صلح است. حق زندگی مقدم بر هر گونه ملاحظهای است.دوباره جنگ آغاز شد. تصمیمگیرندگان در حکومت ولایی-نظامی میپندارند استفاده از تنگه هرمز به آنان قدرتی بیهمتا میدهد برای اِعمال فشار بر آمریکا و دیگران و از طریق دیگران بر آمریکا. اگر بر سر این پندار گزاف بمانند، اگر هر چه زودتر به تنشزدایی نپردازند و باب مذاکره را نگشایند، محتمل است که در برابر یک ائتلاف بسیار قدرتمند قرار گیرند، ائتلافی به رهبری آمریکا، متشکل از کشورهای عرب منطقهی خلیج فارس و شمار فزایندهای از کشورهای اروپایی عضو ناتو. اسرائیل هم محتملاً در مرحلهای به اقدام نظامی علیه ایران رو خواهد آورد. ممکن است به قصد تحریک، ابتدا هجوم تا حدی آرامگرفتهاش به لبنان را از نو شدت دهد.... سه مسئلهاکنون معمولاً در توضیح نزاع میان ایران و آمریکا از سه مسئلهی مشخص نام میبرند: موضوع نیروهای بهاصطلاح «نیابتی»، موضوع برنامهی هستهای ایران، و موضوع تنگهی هرمز.تنها تأکید بر اینکه هیچ کدام از این مسئلهها به آمریکا و متحدانش ربطی ندارد، مشکلی را حل نمیکند. بر سر هر کدام از آنها باید موضعی چارهجویانه در موقعیت مشخص داشت، نه از منظر جهانی که به ارادهی نیک ما امپریالیسم و ارتجاع از آن حذف میشود.در بارهی «نیابتی»ها. موضوع را نمیتوان پس زد، با گفتن اینکه اسرائیل و آمریکا هم در «اپوزیسیون» ایرانی، گروهها و رسانههای نیابتیهای خود را دارند و در کشورهای دیگر هم با ایجاد گروههای وابسته به خود و حکومتهای از پیش وابسته، دخالت میکنند. موضع اصولی این است: یک شرط برقراری آرامش در کشورهای منطقه و در کل منطقه این است که اصل منحصر بودن دسترسی به سلاح به حکومت، رعایت شود. تعیین سازوکار اسلحهزدایی از فضای سیاسی و اجتماعی، امر مردم هر کشوری است.همبستگی با محرومان و ستمدیدگان مسئلهی دیگری است. اگر ابراز همبستگی، از طریق گفتوگو، بیان مشکلات خلقها برای یکدیگر، ایجاد نهادهای مقابلهی جمعی علیه ستم و تبعیض، و کمکرسانیهای غیرنظامی غیرحکومتی پیش میرفت، اکنون منطقهای آرامتر و همبستهتر داشتیم.در بارهی برنامهی هستهای. خواست تعطیل کردن برنامهی هستهای به خیر و صلاح مردم ایران و در جهت ممانعت از مسابقهی تسلیحاتی هستهای در منطقه و جهان است. اگر از آغاز این برنامه، کار نظری، آگاهگرانه، رسانهای و کنشگرانهی جدیای علیه آن شکل میگرفت، اکنون جنبش صلح در ایران بنیادهای فکری و عملی استواری داشت.به هر حال اکنون آشکار شده است که برنامهی هستهای تا چه حد به کشور آسیب زده، گِرد خود چگونه یک همتفافتهی نظامی−اقتصادی کنترلناپذیر ایجاد کرده و بهانه ایجاد کرده برای وارد آوردن فشار تحریمی بر کشور. اگر با آنچه خرج اورانیوم کردند، فقط بیابانزدایی میکردند و درخت میکاشتند، اکنون ایران سبز و خرّم بود ز در سرتاسر جهان از نظر نیکوکاری مثالزدنی.بیهیچ اما و اگر باید خواهان تعطیل کردن این برنامه شد. برای تودهی اورانیوم غنیشده میتوان چارهای یافت جز آنچه آمریکا میخواهد تحمیل کند.باید به برنامهی هستهای پایان داد، ضمن انتقاد از استاندارد دوگانهای که روا میدارد، اسرائیل برخوردار از یک زرادخانهی هستهای خارج از هرگونه کنترل باشد. دربارهی تنگهی هرمز. این آبراهه میان ایران و عمان مشترک است. حقوق بینالملل در مورد آبراهها و سنت و عادت، تنظیمگر عبور و مرور از آناند. بردن امور تنگهی هرمز، زیر آنچه مقامات تهران به آن «ترتیبات ایرانی» میگویند، زیادهخواهیای است که با مقاومت مواجه خواهد شد. شعار حق فرمانروایی مسلّم ایرانی بر تنگه، همچون شعار حق مسلّم هستهای، به تنش و درگیری منجر میشود، ضمن اینکه به خاطر نادیده گرفتن حق دیگران نادرست است.راه صلحآمیز، گشودن تنگهی هرمز، و چارهاندیشی دربارهی «ترتیبات» آن از راه گفتوگو میان ایران و عمان، و به بحث گذاشتن آن در کنفرانسهای منطقهای است. تأکید در این باره که آمریکا و هیچ قدرت خارجی دیگری حق دخالت در تنگه و تصمیمگیری دربارهی امور آن را ندارند، بجاست و از الزامات برقراری صلح در منطقه است.متن کامل#فرهیختگان راهی به رهایی