«شریعتی یک استثنا بود»مصطفی ملکیان استثنا بودن علی شریعتی در میان روشنفکرانپدیده نفوذ گسترده و ارتب…
انتشار: 2026/07/24 14:33 UTC
«شریعتی یک استثنا بود»مصطفی ملکیان استثنا بودن علی شریعتی در میان روشنفکرانپدیده نفوذ گسترده و ارتباط عاطفی عمیق دکتر علی شریعتی با تودههای مردم، در میان تمامی روشنفکران تاریخ معاصر ایران (اعم از دینی، سکولار، مارکسیست و لیبرال) یک استثنای بینظیر و تکرارناپذیر است. عدم توفیق روشنفکران دینی پس از انقلاب در برقراری چنین رابطهای با جامعه، معلول شش عامل اساسی است که بخشی از آنها به شرایط سیاسی-اجتماعی دوران شریعتی و بخش دیگر به شخصیت و منش فردی او بازمیگردد.تمرکز فشارهای حاکمیت بر روشنفکران دینی به عنوان تنها بدیلنخستین عامل، تفاوت در آرایش نیروهای سیاسی است. در دوران پهلوی، حکومت با رقبای متعددی مواجه بود و به تبع آن، نیروی سرکوب و خشونت خود را میان گروههای مختلف تقسیم میکرد؛ بنابراین، تنها سهمی از این فشار متوجه روشنفکران دینی میشد. اما در نظام پس از انقلاب، حاکمیت، روشنفکری دینی را تنها بدیل (آلترناتیو) جدی خود میپندارد. به همین دلیل، شدیدترین برخوردها و محدودیتها را متوجه این جریان و چهرههای شاخص آن میسازد. در نتیجه، روشنفکران دینی امروز از آزادی عملِ نسبی شریعتی در دوران پیش از انقلاب برخوردار نیستند.تفاوت در عمق رادیکالیسم و طرح پرسشهای بنیادین معرفتیدومین عامل، تفاوت در سطح مطالبات معرفتی از مخاطب است. شریعتی به دنبال تغییرات بنیادین در باورهای اعتقادی مردم نبود؛ پروژه او بیشتر معطوف به برجستهسازی چهرههایی چون امام حسین، ابوذر و حضرت زهرا، و نجات دین از انحصار روحانیت بود. او هرگز درباره مسائلی چون سندیت تاریخی قرآن یا حجیت معرفتشناختی وحی تردید ایجاد نکرد. در مقابل، روشنفکران دینی پس از انقلاب بسیار رادیکالتر میاندیشند و پرسشهای بنیادینی درباره عصمت امامان، تکرارپذیری تجربه نبوی و ماهیت وحی مطرح میکنند. درک و پذیرش این مباحث پیچیده معرفتشناختی، برای تودههای مردم غریب و دشوار است.یگانگی شریعتی در برابر تکثر اردوگاههای روشنفکریسومین عامل، بیرقیب بودن شریعتی در زمانه خویش است. او در دوران فعالیت خود، یگانه چهره شاخص روشنفکری دینی بود؛ همانند مرجع تقلیدی که در زمان خود بیرقیب است و تمام توجهات را به خود معطوف میسازد. اما پس از انقلاب، چهرههای متعددی در این عرصه ظهور کردند که موجب تکثر آرا و شکلگیری اردوگاههای فکری مختلف شدند. این تکثر، به طور طبیعی مخاطبان و طرفداران روشنفکری دینی را میان جریانهای گوناگون تقسیم کرده است.کاهش علاقهمندی عمومی جامعه به اصل دینچهارمین عامل، تغییر رویکرد جامعه نسبت به دین در دهههای اخیر است. به دلیل عملکرد و سوءمدیریت نهادهای مذهبیِ حاکم پس از انقلاب، علاقه عمومی جامعه، بهویژه جوانان، به اصل دین دچار افت شدیدی شده است. برخلاف دهههای پیشین که احترام به شعائر مذهبی حتی در میان گروههای غیرمذهبی جایگاه ویژهای داشت، امروزه با نوعی دینگریزی گسترده مواجهیم. وقتی جامعه اصل دین را مضر یا ناکارآمد بپندارد، به طور طبیعی از پیرامون مفسران نوآور دین نیز پراکنده میشود.تاثیر تواضع و فروتنی در جذب عاطفی مخاطبپنجمین عامل که به ویژگیهای شخصیتی بازمیگردد، تواضع و خاکساری کمنظیر شریعتی در برخورد با مخاطبان، بهویژه جوانان و دانشجویان بود. او پس از سخنرانیها ساعتها با مخاطبان به گفتوگو مینشست و از این طریق، پیش از اقناع ذهن، قلب آنان را تسخیر میکرد. در مقابل، بسیاری از چهرههای روشنفکری دینی در دوران کنونی، فاقد این سطح از فروتنی و ارتباط نزدیک و عاطفی با مخاطبان خود هستند؛ خلأیی که مانع بزرگی در جذب تودهها محسوب میشود.غلبه خطابه و هیجانآفرینی بر استدلال و آموزشششمین و آخرین عامل، تفاوت در سبک بیان و انتقال مفاهیم است. شریعتی اساساً یک خطیب چیرهدست بود که با استفاده از صناعات ادبی و تحریک احساسات، عواطف و هیجانات مخاطب را برمیانگیخت. به همین دلیل، کلامش برای تمامی اقشار جذابیت داشت. اما روشنفکران پس از انقلاب، غالباً در جایگاه معلم و مدرس ظاهر میشوند؛ آنها بر ارائه مدعا، استدلال منطقی و نقد ادله متمرکز هستند. هرچند در سیر تکامل جوامع، در نهایت عقلانیت بر احساسات غلبه خواهد یافت، اما این رویکردِ خشک و استدلالی در کوتاهمدت تنها برای مخاطبان فرهیخته قابل هضم است و توانایی ایجاد شور و هیجان عمومی در میان تودههای مردم را ندارد.خلاصه گفتگو علی زمانیان با مصطفی ملکیان کامل متن اینجا #فرهیختگان راهی به رهایی