☝️☝️☝️سؤال عاقلانه این نیست که: «تا کجا میتوان مجازات کرد؟» بلکه این است که: «تا کجا حق داریم مجاز…
انتشار: 2026/08/09 06:33 UTCدریافت: 2026/08/09 18:00 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/09 18:00 UTC
☝️☝️☝️سؤال عاقلانه این نیست که: «تا کجا میتوان مجازات کرد؟» بلکه این است که: «تا کجا حق داریم مجازات کنیم؟» و این دو سؤال، فاصلهای به اندازهٔ فاصلهٔ عدالت و انتقام دارند. یک شاهد جالب از حقوق کشورهای دیگر در برخی نظامهای کیفری اروپایی، از جمله سوئد، هنگام تعیین مجازات فقط به خود جرم نگاه نمیکنند؛ وضعیت روانی و شرایط ارتکاب نیز میتواند در میزان کیفر مؤثر باشد. در حقوق کیفری نروژ نیز اصل بر این است که زندان، پیش از هر چیز، سلب آزادی است؛ نه سلب همهٔ حقوق انسانی. فرد زندانی قرار نیست به موجودی تبدیل شود که حکومت هرچه خواست بر او روا دارد.این نگاه، یک پرسش ساده اما عمیق در برابر ما میگذارد: اگر هدف مجازات اصلاح، امنیت و بازگشت انسان به جامعه است، چرا باید بر رنجی که هیچ نقشی در این اهداف ندارد، اصرار ورزید؟شاید برخی فقیهان ما اگر یک بار به جای پرسیدن «چه مجازاتی میتوان اعمال کرد؟» میپرسیدند «چه مقدار از این مجازات برای عدالت ضرورت دارد؟»، تاریخ فقه کیفری ما مسیر دیگری میپیمود.اما دشواری راه مشروع، راه نامشروع را مشروع نمیکند این نکته را باید با صراحت گفت. اگر ازدواج دشوار شده است، رابطهٔ نامشروع خودبهخود حلال نمیشود. اگر راه اعتراض بسته شده است، خشونت خودبهخود مشروع نمیشود. اگر فقر شدید است، دزدی خودبهخود مباح نمیشود. اما از این مقدمه، نتیجهٔ دیگری به دست میآید که نباید از آن غافل شد: دشواری یا انسداد راه مشروع میتواند در میزان مسئولیت و تناسب مجازات مؤثر باشد. این دو سخن را اگر از هم جدا نکنیم، هم فقه را بد میفهمیم و هم عدالت را.رابطهٔ نامشروع؛ جرم را با وضعیت انسان نباید خلط کردفرض کنیم جوانی در جامعهای زندگی میکند که ازدواج برای او، به سبب بیکاری، گرانی مسکن، هزینههای زندگی و دشواریهای اقتصادی، عملاً بسیار دشوار شده است. این دشواری، حکم شرعی رابطهٔ نامشروع را خودبهخود تغییر نمیدهد. اما آیا از این امر میتوان نتیجه گرفت که شرایط او هیچ اثری بر میزان تقصیر و استحقاق مجازاتش ندارد؟ این دیگر سخن دیگری است.میتوان فعل را ناروا دانست و در عین حال، در مجازات، به انسان و شرایط او نظر کرد. حرمت فعل، لزوماً به معنای یکسان بودن میزان مؤاخذهٔ همهٔ فاعلان نیست. و این شاید همان تفکیکی باشد که باید بیش از گذشته در فقه ما جدی گرفته شود. اعتراض نیز همین حکم را دارد اعتراض مسالمتآمیز را نمیتوان با خشونت، تخریب، تعرض به جان مردم و اقدامات خطرناک یکی دانست. اما حتی دربارهٔ رفتار مجرمانه نیز باید پرسید: آیا مجازاتکننده فقط رفتار را میبیند، یا وضعیت جامعه و راههای مسالمتآمیزِ پیش روی معترض را نیز میبیند؟اگر همهٔ راههای قانونیِ گفتوگو، اعتراض، دادخواهی و شنیدهشدن را تنگ کنیم و سپس از شهروند بخواهیم که همچنان کاملاً آرام و بیتأثیر از این انسداد بماند، آیا این انتظار، انتظار واقعبینانهای است؟ قانون نمیتواند همهٔ راههای تنفس اجتماعی را ببندد و سپس از مردم بخواهد به سبب نفسکشیدن مجازات نشوند. این سخن، مجوز خشونت نیست؛ هشدار دربارهٔ مسئولیت حکومت در ساختن راههای مشروع رفتار است.فقه اگر روح خود را از یاد نبرد، به عدالت نزدیکتر خواهد شد فقه، در اصل، برای فهم حکم آمده است؛ نه برای آنکه انسان را از فهم خویش محروم کند. قاعدهٔ اضطرار، اکراه، نفی حرج، خطا و شبهه، همه روزنههایی هستند که نشان میدهند شریعت، انسان واقعی را میشناسد؛ انسانی که گاه میترسد، گاه مجبور میشود، گاه نمیداند، گاه میلغزد و گاه در تنگنایی قرار میگیرد که انتخابهایش بسیار کمتر از آن چیزی است که در کتابها تصور میشود. اگر این روح را بگیریم و فقط صورت حکم را نگه داریم، ممکن است فقه باقی بماند، اما عدالت از میان برود. و چه بسا بزرگترین خدمت به فقه، آن باشد که آن را از جمودِ صورت به حیاتِ معنا بازگردانیم. عقل عرفی هم همین را میگوید مردم در زندگی روزمره، بدون خواندن کتابهای فلسفهٔ اخلاق، این حقیقت را میفهمند. اگر کودکی چیزی را بشکند، با بزرگسالی که عمداً همان چیز را شکسته، یکسان رفتار نمیکنند. اگر کسی تحت تهدید مرتکب خطایی شود، او را با کسی که از روی منفعتطلبی مرتکب همان خطا شده، یکسان نمیدانند. اگر انسانی در اوج خشم کاری کند که در آرامش هرگز نمیکرد، عرف عقلایی در قضاوت خود این تفاوت را لحاظ میکند.پس این سخن چندان پیچیده نیست: هرچه اختیار کمتر، مؤاخذه باید سنجیدهتر؛ و هرچه تقصیر کمتر، کیفر باید سبکتر.👇👇👇#فرهیختگان روزن آگاهی