میرزا حسن رشدیه؛ مردی که فرزندان ایران را از مکتبخانه به مدرسه بردسخنرانی سیدمصطفی محقق داماد در ب…
انتشار: 2026/08/13 05:32 UTCدریافت: 2026/08/13 21:17 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/13 21:17 UTC
میرزا حسن رشدیه؛ مردی که فرزندان ایران را از مکتبخانه به مدرسه بردسخنرانی سیدمصطفی محقق داماد در بزرگداشت میرزا حسن رشدیه«نخستین کسی که مدرسه برای آموزش و پرورش ساخت، میرزا حسن رشدیه بود. او فرزندان ما را از مکتبخانهها بیرون آورد و روی میز و نیمکت مدرسه نشاند؛ اما جهل مقدس گریبان او را گرفت.»محقق داماد در این سخنرانی از یکی از مهمترین چهرههای تاریخ آموزش نوین ایران میگوید؛ مردی که برای تأسیس مدرسه کتک خورد، تکفیر شد و مدرسهاش را ویران کردند، اما از کوشش برای آموزش کودکان دست نکشید.او ماجرای رشدیه را تنها روایتی تاریخی نمیبیند؛ از خلال آن به مسئلهای امروزیتر میرسد: اهمیت آموزشوپرورش و خطری که «جهل مقدس» میتواند برای یک جامعه داشته باشد. در بخشی دیگر از سخنرانی نیز بر بازگشت جدی به آموزشوپرورش تأکید میکند؛ جایی که باید از کودکی، اخلاق، گفتوگو و تحمل دیگری را آموخت. فایل صوتی سخنرانی ضمیمه است.منبع فایل صوتی: قدحهای نهانی#منتخب_فرهیختگان#فرهیختگان؛ راهی به رهایی
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 46 بازدید تازه در ساعت در این نمونهپستهای تلگرام — فرهیختگان
🔴 «آزاد» از گفتوگو منع شد؛ مهدی احمدی با قرار کفالت آزاد شدرسانه اینترنتی «آزاد» که طی ماههای گذشته میزبان گفتوگوها و مناظرههایی با دیدگاههای متفاوت و بعضاً چالشبرانگیز بوده، تا اطلاع ثانوی از انتشار گفتوگوی جدید منع شده است.مهدی احمدی، مدیر و میزبان «آزاد»، اعلام کرده است که پس از احضار با اتهام «نشر اکاذیب» به دادسرا مراجعه کرده و پس از تفهیم اتهام، با قرار کفالت آزاد شده است.✍️ متن کامل اعلام مهدی احمدی«مخاطبان عزیز و گرامی آزاد، من، مهدی احمدی مدیر و میزبان گفتوگوهای «آزاد»، پیرو ابلاغیه با اتهام «نشر اکاذیب» دیروز و امروز جهت تفهیم اتهام به دادسرا مراجعه کردم.مطابق دستور مقام قضایی، من با قرار کفالت آزاد شدم، اما رسانه «آزاد» تا اطلاع ثانوی از انتشار هر گفتوگویی منع شده است.»دادستانی تهران پیشتر اعلام کرده بود پس از انتشار یکی از قسمتهای «آزاد» و آنچه «طرح ادعاهای کذب» خوانده، علیه عوامل این برنامه اعلام جرم شده است. در گزارش مربوط به موضع دادستانی، فعالیت این برنامه بدون مجوز رسمی نیز مطرح شده است.فرهیختگان:ممکن است درباره محتوای یک گفتوگو ادعای خلاف واقع مطرح شود و طبیعتاً مسئولیت حقوقی آن نیز قابل بررسی است؛ اما یک پرسش فراتر باقی میماند:آیا پاسخ متناسب به تخلف احتمالی در یک گفتوگو، رسیدگی به همان تخلف است یا متوقف کردن امکان انتشار همه گفتوگوهای بعدی یک رسانه؟در روزگاری که جامعه بیش از همیشه به شنیدن دیدگاههای متفاوت و گفتوگوی مستقیم میان صاحبان اندیشه نیاز دارد، پاسخ به این پرسش فقط مسئله یک برنامه اینترنتی نیست.#آزاد #مهدی_احمدی #آزادی_رسانه #گفتگو #نشر_اکاذیب#فرهیختگان#فرهیختگان؛ راهی به رهایی
مصطفی پور رمضان کرج. دیماه خونین ۱۴۰۴ #فرهیختگان با یاد فرزندان ایرانمحـمد همـتیان پرند تهران. دیماه خونین ۱۴۰۴#فرهیختگان با یاد فرزندان ایران
🔴 تهدید اتمی ایران در رسانه آمریکایی؛ «ژاپن تسلیم نمیشد، دو بمب اتمی انداختیم»مارک لوین، مجری و مفسر محافظهکار آمریکایی، در سخنانی جنجالی ایران را با ژاپن در پایان جنگ جهانی دوم مقایسه کرده و برای توضیح مسئله «تسلیم نشدن»، به بمباران اتمی هیروشیما و ناگازاکی اشاره میکند.لوین میگوید:«رژیم ایران تسلیم نخواهد شد.میدانید، ما قبلاً در جنگهایی بودهایم که با دشمنانی جنگیدیم که آنها هم تسلیم نمیشدند...ژاپن را یادتان هست؟متأسفانه، ما مجبور شدیم دو بمب اتمی بیندازیم تا آنها تسلیم شوند.»این نخستین بار هم نیست که لوین موضوع بمب اتم را وارد بحث مربوط به ایران میکند. او در اظهارنظر دیگری، با اشاره به تسلیم ژاپن در سال ۱۹۴۵، درباره قانونی بودن استفاده از سلاح اتمی بر اساس حقوق جنگ امروز پرسیده بود؛ هرچند همانجا تأکید کرد که استفاده از آن را توصیه نمیکند.فرهیختگانحتی با در نظر گرفتن این توضیح، اصل قیاس قابل تأمل است:وقتی در یک رسانه آمریکایی، ایران امروز در کنار ژاپن ۱۹۴۵ قرار میگیرد و «دو بمب اتمی» بهعنوان نمونه تاریخیِ وادارکردن دشمن به تسلیم وارد استدلال میشود، آیا هنوز میتوان این را صرفاً یک تشبیه تاریخی دانست؟🎥 ویدئو را ببینید و قضاوت کنید.#ایران #آمریکا #مارک_لوین #سلاح_هستهای #جنگ#فرهیختگان#فرهیختگان؛ راهی به رهایی
🍚 «پاچهپلو»؛ پلوی بیچارگان در شمیران قاجارینادرمیرزا قاجار در کارنامه خورش فقط دستور غذا ثبت نمیکند؛ گاهی از خلال یک خوراک ساده، تصویری از زندگی اجتماعی و سفره مردم ایران در دوره قاجار به دست میدهد.یکی از جالبترین نمونهها «پاچهپلو» است؛ غذایی که به روایت او در تهران و بهویژه شمیران رواج داشته و آن را چنین توصیف میکند:«پلوی بیچارگان است که به گوشت دسترس ندارند.»اما جذابیت نوشته در دستور پخت نیست؛ در خاطرهای است که نادرمیرزا از حدود سیسالگی خود روایت میکند.روزی برای دیدن آبشاری در حوالی دربند به شمیران میرود. همزمان شاه و همراهانش نیز از منطقه گذشتهاند و جمعیت همراه شاه، نان روستا را خریدهاند. نادرمیرزای گرسنه هرچه میگردد غذایی پیدا نمیکند و کار به جایی میرسد که کنار جویبار سبزیهای خودرو را میخورد تا دهقانی وعده میدهد همسرش برای او غذایی فراهم کند.آنچه سر سفره میآید، پلویی چرب و نرم است با پاچه گوسفند:«با خواهشی بسیار بخوردم، مرا بس نیکو و پسندیده آمد. ندانم گرسنه بودم یا خود نیک بود.»و بعد دستور ساده آن را ثبت میکند: پاچه پخته را به جای گوشت میان برنج میگذارند و مانند دیگر پلوها میپزند.این چند سطر در عین سادگی، گوشهای جالب از تاریخ اجتماعی غذا را نشان میدهد؛ خوراکی که از محدودیت و نداشتن گوشت پدید آمده، اما آنقدر خوشایند است که شاهزاده قاجار دستورش را در کتاب خود ثبت میکند.📎 اصل روایت نادرمیرزا قاجار در ادامهپاچهپلواین پلو به ایران جز به طهران به ویژه به شمیران به کشور دیگر نَبُوَد. پلوی بیچارگان است که به گوشت دسترس ندارند.من به روستایی که دربندش نامند، در شمیران، روزی که شاهنشاه به تماشای آبشاری که به البرزکوه نزدیک بدان روستا است رفته بودند، بدانجای تازه به خانهٔ دهقانی فرود آمدم. گرسنه بودم، خوردنی خواستم به دِرم خرم. دهقان گفت «اندکی بیارام که زن خورشی سازد.» گفتم «نان و هرچه مَر نان را خورشی یافت شود، پسندیده است، باید آورد که سخت گرسنهام.» گفت «نان نداریم و به همهٔ روستا امروز یافت نشود که شهریار گذشت و بندگان خریدند و درم دادند و انبوهیِ آنان، نان نگذاشت.» هنگام پیشین بود. من جوان سیسالهٔ تنومند به ناچار به زیر درختان و کنار آب روان همیگشتم و سبزیهای جویبار اندکاندک همیخوردم.دهقان را خانه به کنارجوی بود. آواز داد به خانهای با دو تن پرستنده رفتم. خانه پاک و نزه، گستردنی گسترده، چونانکه روستاییان را باشد خوانی آورد.چون دست به خوردن دراز کردم، پلویی بس نرم و چرب بود و پاچهٔ گوسپند به زیر آن نهاده با خواهشی بسیار بخوردم، مرا بس نیکو و پسندیده آمد. ندانم گرسنه بودم یا خود نیک بود. آن چنان باشد که پاچهٔ پخته به جای گوشت به میان برنج نهند، چون دیگر پلوها پزند.📚 نادرمیرزا قاجار، کارنامه خورش: دستور غذاهای نادرمیرزا قاجار، بهکوشش نازیلا نظمی، نشر اطراف، ص ۱۴۶.#تاریخ_اجتماعی #تاریخ_خوراک #قاجار #شمیران از سفره نگار#منتخب_فرهیختگان#فرهیختگان؛ راهی به رهایی
🌐 وقتی «دشمن» دیروز، شریک امروز میشود✍️ عدنان فلاحیدر سیاست خارجی، آیا تغییر لحن دولتها و رسانههای نزدیک به آنها نشانه تناقض و دورویی است، یا نتیجه طبیعی تغییر منافع و موازنه قدرت؟عدنان فلاحی برای پاسخ، به رابطه عربستان سعودی و ترکیه نگاه میکند.او یادآوری میکند که در سالهای اوج اختلاف ریاض و آنکارا، رسانههای سعودی سیاستهای رجب طیب اردوغان را با تعابیری چون توسعهطلبی، تحریک احساسات قومی و مذهبی و تلاش برای احیای شکوه عثمانی توصیف میکردند.اما با تغییر مناسبات دو کشور، همان فضای رسانهای نیز تغییر کرده است؛ تا جایی که العربیه اکنون مطلبی به قلم خود اردوغان درباره دستاوردهای حزب عدالت و توسعه منتشر میکند.🔻 اما نکته اصلی یادداشت شاید این جمله باشد:«اردوغان همان اردوغان است، ترکیه همان ترکیه است و حزب عدالت و توسعه همان حزب است؛ سعودی و العربیه و بنسلمان هم تغییری نکردهاند!»آنچه تغییر کرده، موقعیت ژئوپلیتیک، ائتلافها و محاسبه منافع است.از این منظر، نویسنده هشدار میدهد که ادبیات رسانهای دولتها را نباید الزاماً بهعنوان داوریهای ثابت اخلاقی درباره «خوب» و «بد» پذیرفت؛ زیرا در روابط بینالملل، بسیاری از این ارزشگذاریها در بستر قدرت و منفعت شکل میگیرند.و البته خود نویسنده یک قید مهم میگذارد:تغییر ائتلافها لزوماً ثابت نمیکند که نقدهای دیروز دروغ بوده یا ستایشهای امروز دروغ است؛ بلکه نشان میدهد سیاست خارجی را نمیتوان صرفاً با معیارهای اخلاقی مطلق خواند.📄 اصل یادداشت عدنان فلاحی در ادامه:🤥دروغهای واقعی در روابط بینالملل (مورد ترکیه و سعودی) سیاست خارجی، برخلاف ادبیات اخلاقگرایانهای که گاه درباره آن ساخته میشود، عرصه مطلقهای اخلاقی نیست؛ عرصه منافع، موازنه قوا و تغییر ائتلافهاست. موضع یک دولت نسبت به یک بازیگر خارجی میتواند با تغییر محاسبات سیاسی، در مدت کوتاهی از دشمنی به همکاری و حتی ستایش تغییر کند. نمونه ترکیه و عربستان بسیار گویاست. در سالهای پس از بهار عربی، بهویژه از ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۰، رسانههای سعودی و نزدیک به حاکمیت سعودی بهشدت علیه رجب طیب اردوغان و حزب حاکم در ترکیه موضع میگرفتند. در بحران قطر، حمایت آنکارا از دوحه یکی از محورهای اصلی این حملات بود و پس از مداخلات ترکیه در سوریه و لیبی، لحن رسانههای سعودی شدیدتر شد. العربیه حتی در یکی از گزارشهای خود به تاریخ ۲۰فوریهی ۲۰۲۰، با اشاره به تصویر یک سرباز ارتش ترکیه در سوریه که علامت گرگهای خاکستری را با دستش نشان میداد، سیاست دولت ترکیه را مبتنی بر "تحریک احساسات رادیکال قومی و مذهبی" دانست و آن را با مداخلات ترکیه در سوریه و لیبی پیوند زد؛ در همان گزارش، سیاست اردوغان با بازگشت افکار "فاشیستی و نژادی" قرینهسازی شد که در تلاش برای احیای شکوه عثمانی و ایجاد "آشوب و فتنهگری" در منطقه است[۱]. اما امروز فضای سیاسی کاملاً متفاوت است. عربستان و ترکیه پس از چند سال تنش، به سمت عادیسازی روابط و حتی ائتلاف حرکت کردهاند و طبیعتاً بازنماییهای رسانهای نیز تغییر کرده است. برای مثال، امروز همان رسانهی العربیه در سالگرد تأسیس حزب عدالت و توسعه، مقالهای به قلم خود اردوغان منتشر کرده که یکسره در ستایش کارنامهی سیاسی این حزب در عرصهی اقتصاد، سیاست خارجی، توانمندیهای نظامی و ارتقای قدرت سخت و نرم ترکیه در ناتو و... است[۲].این تغییر به ما یادآوری میکند که نباید ادبیات سیاسی رسانهها را به مثابه داوریهای ثابت و جهانشمول اخلاقی درباره «خوب» و «بد» تلقی کرد. اردوغان همان اردوغان است، ترکیه همان ترکیه است و حزب عدالت و توسعه همان حزب است؛ سعودی و العربیه و بن سلمان هم تغییری نکردهاند! آنچه تغییر کرده، موقعیت سیاسی و ژئوپلیتیک آنها و نسبتشان با منافع دولتهای دیگر است. چه بسا دولتهایی که یک حکومت را به اقتدارگرایی، فاشیسم قومی و مذهبی، توسعهطلبی و حمایت از افراطگرایی متهم میکنند و چند سال بعد، با تغییر ائتلافها و منافع، همان بازیگر را بهعنوان قدرت منطقهای مهم، شریک سیاسی یا حتی نمونهای موفق به تصویر میکشند. این الزاماً به این معنا نیست که همه نقدهای قبلی یا همه ستایشهای جدید الزاماً نادرستاند؛ بلکه نشان میدهد در سیاست، ارزشگذاریها اغلب درون یک زمینهی قدرت و منفعت شکل میگیرند و نباید آنها را بهسادگی با احکام اخلاقی مطلق اشتباه گرفت.-----ارجاعات:[1]. ume.la/6s4Qd1[2]. ume.la/2zJsRt#%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8… #ترکیه #عربستان #رسانه#منتخب_فرهیختگان#فرهیختگان؛ راهی به رهایی
🔴 هاشم آقاجری، موسی غنینژاد را به مناظره درباره علی شریعتی دعوت کردبحث بر سر علی شریعتی و میراث فکری او ادامه دارد.پس از سخنان جنجالی موسی غنینژاد درباره شریعتی و واکنشهایی که این سخنان در میان موافقان و منتقدان او برانگیخت، این بار سیدهاشم آقاجری مستقیماً وارد بحث شده و غنینژاد را به یک مناظره رو در رو در رسانهای آزاد و عمومی دعوت کرده است.آقاجری مشخصاً دو نسبت مطرحشده درباره شریعتی، یعنی «شیادی/فریبکاری» و «بیاعتقادی به اسلام/نامسلمانی» را موضوع مناظره قرار داده و از غنینژاد خواسته است از ادعای خود در برابر افکار عمومی دفاع کند.✍️ متن کامل دعوت هاشم آقاجریجناب آقای دکتر موسی غنینژادبا سلامحضرتعالی در گفتار جنجالی اخیر خود علیه دکتر علی شریعتی _ که واکنشهای موافق و مخالف بسیاری هم برانگیخته است _ او را به دو اتهام سنگین «شیادی»/ فریبکاری و «بیاعتقادی به اسلام»/ نامسلمانی، متهم کردهاید. اینجانب به عنوان یکی از خویشاوندان فکری آن معلم بزرگ _ که در حدود پنجاه سال پیش از این و در حدود دو سال قبل از انقلاب و تأسیس نظام جمهوری اسلامی _ از میان ما رفته است، شما را به یک مناظرۀ رو در رو در یک رسانۀ آزاد و عمومی دعوت میکنم. امیدوارم که با پذیرش شجاعانۀ این دعوت، فرصت داوری منصفانه دربارۀ ادعانامۀ خود علیه دکتر علی شریعتی را به مخاطبان و افکار عمومی بدهید.منتظر پاسخ صریح و سریع شما هستم.با احترامسید هاشم آقاجری۲۵ مرداد ۱۴۰۵فرهیختگان:اختلاف درباره میراث علی شریعتی البته تازه نیست؛ آنچه میتواند این بار متفاوت باشد، انتقال جدال از اتهام و پاسخهای پراکنده به یک مناظره مستقیم و مستند است.اگر موسی غنینژاد این دعوت را بپذیرد، به نظر شما چنین مناظرهای میتواند به روشنتر شدن اختلاف فکری دو جریان کمک کند؟#علی_شریعتی #موسی_غنی_نژاد #هاشم_آقاجری #مناظره #روشنفکری#فرهیختگان#فرهیختگان؛ راهی به رهایی
