🔴هدف جمهوری اسلامی از مذاکره با آمریکا چیست؟ ✍*فرامرز ایرانشهر*ایران- خوزستاناز اعضای خانواده شبکه…
انتشار: 2026/06/25 18:57 UTC
🔴هدف جمهوری اسلامی از مذاکره با آمریکا چیست؟ ✍*فرامرز ایرانشهر*ایران- خوزستاناز اعضای خانواده شبکه ایرانیاران۱۲ بهمن ۱۴۰۴تحرکات دیپلماتیک اخیر جمهوری اسلامی ایران در قبال ایالات متحده، بیش از آنکه نشانهای از تمایل واقعی به توافق یا تغییر راهبرد باشد، به نظر میرسد بخشی از یک تاکتیک زمانبر در چارچوب مدیریت تهدیدهای امنیتی داخلی و خارجی است. پرسش اصلی این است که چرا تهران همواره تلاش میکند مذاکرات را تا «دقیقه نود» به تعویق بیندازد و حتی برای چند روز زمان اضافه نیز چانهزنی میکند،بر اساس این تحلیل، هدف اصلی جمهوری اسلامی از کشدادن روند مذاکره، خرید زمان برای تکمیل یک آرایش امنیتی خاص در داخل کشور است؛ آرایشی که تمرکز آن نه بر مقابله با حملات هوایی خارجی، بلکه بر مهار سناریوهای ناآرامی و شورشهای داخلی است.*زمین، نه هوا؛ نقطه تمرکز واقعی*تجربههای نظامی دهههای اخیر، از جمله جنگهای خاورمیانه، نشان داده است که هیچ قدرت خارجی بدون ورود نیروی زمینی نمیتواند به «فتح سرزمینی» و تثبیت دستاوردهای نظامی دست یابد. حملات هوایی، حتی در گستردهترین مقیاس، در نهایت نیازمند حضور میدانی برای کنترل و مدیریت مناطق هدف هستند.در همین چارچوب، جمهوری اسلامی بهخوبی آگاه است که ایالات متحده بهویژه در دوران ریاستجمهوری دونالد ترامپ تمایلی به درگیریهای طولانیمدت و پرهزینه زمینی ندارد و ترجیح میدهد به عملیاتهای ضربتی، کوتاهمدت و کمهزینه بسنده کند. این مسئله باعث شده تهران، بهجای تمرکز بر بازدارندگی هوایی، تمام توجه خود را معطوف به کنترل « داخلی» کند.*پیوند مذاکره با دکترین مهار چین*در این میان، جمهوری اسلامی به این جمعبندی رسیده است که هدف آمریکا از مذاکره صرفاً امتیازگیری مقطعی یا مدیریت یک پرونده دوجانبه نیست. از نگاه تهران، مسئله در سطحی کلانتر و در دل دکترین امنیتی ایالات متحده برای مهار چین تعریف میشود. بر اساس این دکترین، واشنگتن ناچار است کانونهای بیثباتی و بازیگرانی را که میتوانند در آینده به پشتوانه راهبردی پکن در غرب آسیا تبدیل شوند، حذف یا خنثی کند.در این معادله، جمهوری اسلامی نه یک بازیگر قابل اصلاح، بلکه یک مانع ساختاری تلقی میشود؛ مانعی که از دید آمریکا، تنها با کنار رفتن آن و استقرار یک حاکمیت همراستا با غرب میتوان ثبات بلندمدت منطقه و مسیرهای حیاتی انرژی و تجارت را برای مهار چین تضمین کرد. همین برداشت است که سبب شده تهران، مذاکره را نه بهعنوان مسیر مصالحه، بلکه بهعنوان ابزاری برای تعویق یک تهدید وجودی تلقی کند.*خرید زمان برای سازماندهی نیروهای میدانی*بر اساس این تحلیل، آنچه ممکن است از دید واشنگتن پنهان مانده باشد، تلاش سیستماتیک جمهوری اسلامی برای تجهیز، اسکان و سازماندهی نیروهای شبهنظامی و امنیتی با تجربه بالای جنگهای خیابانی است. این نیروها، که بخشی از آنها در قالب شبکههای موسوم به «محور مقاومت» و حتی با مشارکت عناصر فراملی از برخی کشورهای منطقه فعالیت میکنند، عملاً برای سناریوهای سرکوب گسترده ناآرامیهای داخلی آماده میشوند.از این منظر، نمایشهای مقطعی قدرت در حوزه دریایی یا سامانههای پدافندی، بیش از آنکه بیانگر راهبرد اصلی دفاعی باشند، میتوانند نقش عملیات ایذایی و انحرافی را ایفا کنند؛ اقداماتی برای منحرفکردن تمرکز طرف مقابل از اولویت واقعی، یعنی کنترل خیابانها.*دیماه ۱۴۰۴؛ نقطه بیبازگشت مشروعیت*کشتار گسترده معترضان در دیماه ۱۴۰۴ را میتوان نقطه عطفی در شکاف میان حاکمیت و بدنه اجتماعی دانست. این رخداد، بهزعم بسیاری از ناظران، آخرین ضربه جدی به سرمایه اجتماعی جمهوری اسلامی در میان تودههای مردم بود. در عین حال، همین واقعه نشان داد که نظام برای بقا، بهطور کامل بر نیروهایی متکی است که آموزش، تجربه و آمادگی بالایی در جنگهای شهری دارند؛ نیروهایی که سالها در خاورمیانه و قفقاز تجربه میدانی کسب کردهاند و تحت مدیریت مستقیم نهادهای نظامی، بهویژه سپاه پاسداران، عمل میکنند.در چنین شرایطی، جامعهای که عملاً فاقد هرگونه امکان دفاع سازمانیافته است، در برابر این نیروهای بهشدت مسلح و سازمانیافته، در موقعیت نابرابری مطلق قرار دارد.*منطق بقا به هر قیمت*درک تهدید وجودی، رفتار جمهوری اسلامی را توضیح میدهد. نظام حاکم به این نتیجه رسیده است که با فشار قابل مهار مواجه نیست، بلکه با سناریوی حذف روبهروست. از این رو، تمام تلاش خود را برای بقا بهکار خواهد گرفت؛ حتی اگر این بقا مستلزم کشتار گسترده شهروندان، تشدید سرکوب و عبور کامل از هرگونه ملاحظه اجتماعی و سیاسی باشد.*خطای راهبردی تضعیف تدریجی*در این نقطه، یک هشدار راهبردی مطرح میشود، هر راهبردی که بر تضعیف تدریجی یا فرسایشی جمهوری اسلامی تکیه کند، میتواند نتیجه معکوس بدهد.بقیه مقاله 👇👇👇


