بقیه از مقاله بالانمونههایی که اقتصاددانان به آن اشاره میکنند عبارتاند از:دسترسی به ارز ترجیحی،و…
انتشار: 2026/07/17 20:15 UTC
بقیه از مقاله بالانمونههایی که اقتصاددانان به آن اشاره میکنند عبارتاند از:دسترسی به ارز ترجیحی،واگذاری برخی شرکتها یا پروژهها به نهادها یا افراد خاص،قراردادهای بدون رقابت کافی،دسترسی انحصاری به برخی بازارها یا مجوزها.در اینجا رانت میتواند مستقیماً به انباشت ثروت خصوصی یا شبهخصوصی تبدیل شود.🍀چرا شوروی دیرتر فروپاشید؟با وجود فساد و رانت، شوروی چند ویژگی داشت:❣️نظام آموزش و پژوهش علمی قدرتمند،❣️صنایع سنگین و نظامی پیشرفته،❣️برنامهریزی متمرکز برای پروژههای بزرگ ❣️منابع طبیعی فراوان.این عوامل باعث شدند اقتصاد شوروی، با وجود ناکارآمدی، برای دههها پابرجا بماند. اما به دلیل عدم رشد زیرساختارها در نهایت ماشین اقتصادی از کار افتاد، کمبود کالاها مزمن شد و نظام نتوانست با اقتصادهای نوآور غرب رقابت کند.🍀بسیاری از پژوهشگران معتقدند بزرگترین رانت روسیه نه در دوران شوروی، بلکه پس از فروپاشی آن (دهه ۱۹۹۰) شکل گرفت. در آن دوره، خصوصیسازی سریع و ضعیف باعث شد گروه کوچکی از افراد با نفوذ، داراییهای عظیم دولتی را با قیمتهای بسیار پایین به دست آورند و طبقهای را شکل دهند که به آنها الیگارشها گفته میشود. این نوع رانت، از نظر تبدیل قدرت سیاسی و ارتباطات به ثروت خصوصی، شباهت بیشتری به سرمایهداری رفاقتی دارد تا اقتصاد برنامهریزیشده شوروی.🍀بنابراین، اگر سؤال این باشد که «آیا در شوروی رانت وجود داشت؟»، پاسخ بله است. اما اگر سؤال این باشد که «آیا سازوکار رانت در شوروی شبیه جمهوری اسلامی بود؟»، پاسخ تا حد زیادی خیر است؛ در شوروی رانت بیشتر به صورت امتیازات سیاسی و اداری بود، در حالی که در جمهوری اسلامی بخش مهمی از رانت به کنترل و توزیع منابع اقتصادی و فرصتهای کسب سود گره خورده است.🍀بر اساس آنچه پژوهشهای تاریخی و تجربه افرادی که در شوروی زندگی کردهاند مثل نویسندهٔ این مقاله نشان میدهد، در شوروی پیش از فروپاشی:مدیران و اعضای حزب از امتیازات ویژه برخوردار بودند، اما نمایش ثروت شخصی چندان پذیرفته نبود.مدیر یک کارخانه بزرگ، کارخانه را «مالک» نبود؛ او مدیر منصوب دولت بود و قابل عزل.فرزند یک مقام لزوماً مالک امپراتوری اقتصادی پدرش نمیشد، زیرا چیزی برای به ارث بردن به شکل مالکیت خصوصی وجود نداشت.فساد وجود داشت، اما بیشتر به صورت شبکههای نفوذ، امتیازات اداری و اقتصاد غیررسمی (مانند بلات، یعنی استفاده از روابط برای دسترسی به کالا و خدمات کمیاب) بروز میکرد.در مقابل، در بسیاری از نظامهای رانتی، قدرت سیاسی میتواند مستقیماً به دارایی، شرکت، قرارداد، امتیاز واردات یا دسترسی به منابع مالی تبدیل شود. این تفاوت، آثار بلندمدت مهمی بر ساختار اقتصاد و توزیع ثروت میگذارد.💥در کارخانه تولید پارچه لنین مدتی در باکو کار میکردم وقتی پرسیدم صاحب این کارخانه چه کسی است؟ همه خندیدند و گفتند هیچ فردی در اینجا نمیتواند صاحب کارخانه باشد، صاحب کارخانه دولت است و دولت منابع را توزیع میکند. اصولا مالکیت خصوصی در آنجا محدود بود. مافیای اقتصادی وجود داشت ، پولهایی را ذخیره میکردند اما نه در بانک بلکه در خانه یا زیرزمین. پولدارهاشون که اغلب عضو حزب کمونیست همبودند حداکثر یک خانه بزرگ و چند تا ماشین داشتند ولی در بانک نمیتوانستند پولهای نجومی داشته باشند.این موضوع ریشه در ساختار اقتصادی شوروی داشت. چون:بازار سرمایه به شکل امروزی وجود نداشت.سرمایهگذاری خصوصی گسترده امکانپذیر نبود.خرید آزاد سهام یا شرکتهای بزرگ ممکن نبود.انتقال سرمایه به خارج از کشور بسیار محدود بود.بنابراین اگر کسی از راههای غیرقانونی یا اقتصاد زیرزمینی ثروتی به دست میآورد، امکانات کمی برای تبدیل آن به سرمایه مولد یا داراییهای مالی بزرگ داشت. به همین دلیل بخشی از این ثروت به صورت نقد یا طلا نگهداری میشد، یا صرف خرید کالاهای لوکس، ویلا یا خودرو میشد.این پدیده با اقتصاد امروز روسیه یا بسیاری از کشورهای دیگر تفاوت دارد، جایی که ثروت میتواند به شرکتهای بزرگ، سهام، حسابهای بانکی، سرمایهگذاری خارجی یا املاک متعدد تبدیل شود.بسیاری از کسانی که پس از فروپاشی شوروی به الیگارشهای دهه ۱۹۹۰ تبدیل شدند، پیش از آن در شبکههای غیررسمی اقتصاد شوروی (اقتصاد سایه یا Second Economy) فعالیت داشتند. وقتی خصوصیسازی آغاز شد، آنها سرمایه، شبکه ارتباطی و تجربه لازم را داشتند و توانستند داراییهای دولتی را خریداری کنند. به همین دلیل برخی مورخان میگویند اقتصاد سایه شوروی، بستر پیدایش الیگارشی روسیه شد.


