
ارتباط با ادمین 👇👇t.me/F777kimآشنایی با تاریخ و فرهنگ ایرانزمینپاسخ به گروههای ایرانستیز تجزیهطلباتحاد اقوام و مدافع هویتملی در برابر پانها
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان متوسط · 17 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/18 تا 2026/08/14
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 17 پست مشاهدهشده و 0 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-11 تا 2026-08-17
. ✅ اکنون #ترجمه جملات اصلی ِ شماری از این منابع کهن را ارائه میکنیم : 🔺 استرابو، Geographica 15.3.15 : « و در کاپادوکیه، مغان بسیار هستند است، که آنان را آتشافروزان نیز مینامند ... و هر روز، پس از ورود، تقریباً یک ساعت در برابر آتش سرود میخوانند،….🔵 در زمینه سرپوشهای هخامنشی، اینبار گنجینه آمودریا را بررسی میکنیم : تصاویر را ببینید و با گفتههای مورخان یونانی مقایسه کنید ...گنجینهٔ آمودریا (oxus) مجموعهای شامل حدود ۱۸۰ قطعهٔ طلایی و نقرهای و حدود ۲۰۰ سکه از دورهٔ هخامنشی است که در حدود سالهای ۱۸۷۷ تا ۱۸۸۰ میلادی در کنارههای رود آمودریا، نزدیک قبادیان پیدا شدند🔺 احتمالاً بسیاری از قطعات دیگر این گنجینه برای بهدستآوردن فلز و ذوبشدن از بین رفتهاند؛ گزارشهای اولیه حاکی از آن است که در ابتدا حدود ۱۵۰۰ سکه وجود داشته و همچنین از انواعی از آثار فلزی نام بردهاند که در میان قطعات باقیمانده امروزی دیده نمیشوند.🔺 محتملترین منشأ این گنجینه آن است که به یک معبد تعلق داشته و اشیای نذری در آن طی مدت زمانی طولانی گردآوری شده باشند. بسیاری از لوحکهای نذری طلایی با مهارت چندانی ساخته نشدهاند و احتمالاً برخی از آنها حتی توسط خودِ اهداکنندگان ساخته شدهاند؛ در مقابل، برخی دیگر از اشیا کیفیتی فوقالعاده و ممتاز دارند و احتمالاً در سطحی ساخته شدهاند که انتظار میرفته در دربار مورد استفاده قرار گیرد🆔 @iranzamin777⭐ Admin : @f777kim..🔵 در زمینه سرپوشهای هخامنشی، اینبار گنجینه آمودریا را بررسی میکنیم : تصاویر را ببینید و با گفتههای مورخان یونانی مقایسه کنید ...گنجینهٔ آمودریا (oxus) مجموعهای شامل حدود ۱۸۰ قطعهٔ طلایی و نقرهای و حدود ۲۰۰ سکه از دورهٔ هخامنشی است که در حدود سالهای ۱۸۷۷ تا ۱۸۸۰ میلادی در کنارههای رود آمودریا، نزدیک قبادیان پیدا شدند🔺 احتمالاً بسیاری از قطعات دیگر این گنجینه برای بهدستآوردن فلز و ذوبشدن از بین رفتهاند؛ گزارشهای اولیه حاکی از آن است که در ابتدا حدود ۱۵۰۰ سکه وجود داشته و همچنین از انواعی از آثار فلزی نام بردهاند که در میان قطعات باقیمانده امروزی دیده نمیشوند.🔺 محتملترین منشأ این گنجینه آن است که به یک معبد تعلق داشته و اشیای نذری در آن طی مدت زمانی طولانی گردآوری شده باشند. بسیاری از لوحکهای نذری طلایی با مهارت چندانی ساخته نشدهاند و احتمالاً برخی از آنها حتی توسط خودِ اهداکنندگان ساخته شدهاند؛ در مقابل، برخی دیگر از اشیا کیفیتی فوقالعاده و ممتاز دارند و احتمالاً در سطحی ساخته شدهاند که انتظار میرفته در دربار مورد استفاده قرار گیرد🆔 @iranzamin777⭐ Admin : @f777kim.
.🔴 « تیارا / تیاره » اصطلاح کلی بود که یونانیها برای سرپوشهای ایرانی به کار میبردند. وقتی این تیارا راست و ایستاده پوشیده میشد، فقط مخصوص شاهنشاه بود و معمولاً به آن « کیداریس » ( کیداره ) میگفتند. وقتی شل و افتاده پوشیده میشد، برای ساتراپها، مقامات دربار و مغها بود، و بیشتر با نام « کُرباسیا » ( کُرپَسیَه ) شناخته میشد💥💥 در دو اثر باستانی، موسوم به موزائیک اسکندر و تابوت اسکندر، این موضوع را بررسی کردهایم ؛ تصاویر را ببینید 👆 👆 📚 والتر هینتس واژه κυρβασία (kyrbasía) را خوانش یونانی یک واژه اصیل ایرانی دانسته، و احتمال داده که از صورت مادیکهن kurpasyah گرفته شده است ؛ که بخش پایانی آن همریشه با اوستایی 𐬞𐬀𐬯 (pas) به معنای « بستن » است. از طرفی، ممکن است که واژه امروزی « کرباس / کرپاس » ( گونهای پارچه درشتبافت و زبر که از پنبه تهیه میشد ) همریشه یا بازمانده همین کُرپَسیَه باشد. هرچند برخیها کرپاس را برگرفته از هندی باستان میدانند، ولی هنینگ، بیلی و مایرهوفر آن را از اصلی ایرانی میدانند. اما واژه « کیداریس / کیداره » احتمالا ریشه سامی داشته باشد🆔 @iranzamin777⭐ Admin : @f777kim..🔴 « تیارا / تیاره » اصطلاح کلی بود که یونانیها برای سرپوشهای ایرانی به کار میبردند. وقتی این تیارا راست و ایستاده پوشیده میشد، فقط مخصوص شاهنشاه بود و معمولاً به آن « کیداریس » ( کیداره ) میگفتند. وقتی شل و افتاده پوشیده میشد، برای ساتراپها، مقامات دربار و مغها بود، و بیشتر با نام « کُرباسیا » ( کُرپَسیَه ) شناخته میشد💥💥 در دو اثر باستانی، موسوم به موزائیک اسکندر و تابوت اسکندر، این موضوع را بررسی کردهایم ؛ تصاویر را ببینید 👆 👆 📚 والتر هینتس واژه κυρβασία (kyrbasía) را خوانش یونانی یک واژه اصیل ایرانی دانسته، و احتمال داده که از صورت مادیکهن kurpasyah گرفته شده است ؛ که بخش پایانی آن همریشه با اوستایی 𐬞𐬀𐬯 (pas) به معنای « بستن » است. از طرفی، ممکن است که واژه امروزی « کرباس / کرپاس » ( گونهای پارچه درشتبافت و زبر که از پنبه تهیه میشد ) همریشه یا بازمانده همین کُرپَسیَه باشد. هرچند برخیها کرپاس را برگرفته از هندی باستان میدانند، ولی هنینگ، بیلی و مایرهوفر آن را از اصلی ایرانی میدانند. اما واژه « کیداریس / کیداره » احتمالا ریشه سامی داشته باشد🆔 @iranzamin777⭐ Admin : @f777kim.
.🔴 این مرد 👆 حدود ۷۷ سال پیش « قالی ۲۵۰۰ ساله هخامنشی » موسوم به « پازیریک » را از دل خاکهای یخزده سیبری بیرون کشید ؛ و سالها بعد کتابی درباره کاوشهای خود در آن منطقه نوشت که نکات بسیار جالبی درباره ریشه هخامنشی - ایرانی آثار بهدست آمده از آن منطقه دارد🔹 سرگئی ایوانوویچ رودنکو ۱۸۸۵ - ۱۹۶۹ میلادی (S. I. Rudenko) باستان شناس و انسان شناس برجسته اوکراینیتبار شوروی و استاد دانشگاه لنینگراد و کاوشگر و کاشف مشهورترین تدفینهای سکایی، یعنی گورهای پازیریک در آلتای سیبری است🔹 رودنکو از ۱۹۲۴ تا ۱۹۴۹ به مدت ۵ سال در گورهای پازیریک به کاوش و پژوهش پرداخت و نتایج کار ارزشمند خود را در کتابی تحت عنوان « فرهنگ مردم آلتای کوهستانی در دوره سکایی، ۱۹۵۳ » چاپ کرد.Культура населения Горного Алтая в скифское времяو ترجمه انگلیسی کتاب که حاصل بازبینی و اصلاحات خود رودنکو بود، یک سال پس از مرگش ۱۹۷۰ میلادی چاپ شد ؛ « گورهای یخزده سیبری : تدفینهای پازیریکِ سوارکارانِ عصر آهن »Frozen Tombs of Siberia: The Pazyryk Burials of Iron Age Horsemen🔷 رودنکو در کتاب خود، به دنبال خاستگاه آثار به دست آمده از آن منطقه و دوره زمانی آنها است و با بررسی دقیق این آثار، بویژه قالی پازیریک متوجه میشود که این قالی باید از جایی در ایران ِ روزگار هخامنشی به آلتای رسیده باشد ؛ یا اینکه بافندگان سکایی این منسوجات، هنر خود را از فرشبافان ایرانی دوره هخامنشی فراگرفتهاند ؛ نوع گرههای فرش و نقوش هخامنشی آن، هیچ شکی درباره ریشه های ایرانی آن باقی نمیگذارد و در سرتاسر کتاب بر این موضوع تاکید میکند 🔷 رودنکو، یابنده اصلی فرش پازیریک، در کتاب خود ؛ بیش از ۲۰۰ بار از واژگان هخامنشی، ایران، پارس، پارسی، پرسپولیس، ماد، پارت، نام پادشاهان هخامنشی و شهرها و اقوام ایران و ... استفاده کرده و بارها به خاستگاه ایرانی - هخامنشی این آثار اشاره میکند ( ترجمه 👇 ). رودنکو فقط ۷ بار کلمه « ترک » را در کتاب خود ذکر کرده و با بررسی دقیق جزییات این آثار باستانی، کوچکترین یافتهای درباره ترکی بودن آنها پیدا نکرده است !💥💥 ترجمه فارسی برخی از جملات کتاب را در مطالب بعدی میآوریم .....🆔 @iranzamin777.
. ❌ تقریبا دو سال پیش به شما قولی داده بودم، ولی به کل فراموش کرده بودم ! 💥 قرار بود « کتاب » یابنده اصلی فرش پازیریک را بررسی کنیم و ببینیم درباره خاستگاه و ریشههای هویتی این فرش چه گفته است ؟ شک ندارم که شگفت زده خواهید شد ! شگفتزده به معنای واقعی کلمه….✅ خود کاوشگر اصلی « قالی ۲۵۰۰ ساله پازیریک » درباره خاستگاه آن چه میگوید ؟این مــرد ؛ حدود ۷۷ سال پیش « قالی ۲۵۰۰ ساله هخامنشی » موسوم به « پازیریک » را از دل خاکهای یخزده سیبری بیرون کشید ؛ و سالها بعد کتابی درباره کاوشهای خود در آن منطقه نوشت که نکات بسیار جالبی درباره ریشه هخامنشی - ایرانی آثار بهدست آمده از آن منطقه دارد« سرگئی ایوانوویچ رودنکو »💥💥 مقاله اصلی را بخوانید 👇👇👇🆔 @iranzamin777..✅ خود کاوشگر اصلی « قالی ۲۵۰۰ ساله پازیریک » درباره خاستگاه آن چه میگوید ؟این مــرد ؛ حدود ۷۷ سال پیش « قالی ۲۵۰۰ ساله هخامنشی » موسوم به « پازیریک » را از دل خاکهای یخزده سیبری بیرون کشید ؛ و سالها بعد کتابی درباره کاوشهای خود در آن منطقه نوشت که نکات بسیار جالبی درباره ریشه هخامنشی - ایرانی آثار بهدست آمده از آن منطقه دارد« سرگئی ایوانوویچ رودنکو »💥💥 مقاله اصلی را بخوانید 👇👇👇🆔 @iranzamin777.
.✅ ایرانیها در گذشته به جای « ماشاالله » چه میگفتند ؟از « بنامیزد » تا « نام خدا »ز پنـج سیحـون بگذشتهای « بنامیزد »که باد چشم بد از تخت و روزگار تو دورمسعود سعد سلمان، شاعر سده ۵ قمری🔴 بنــامیــزد ؛ برگرفته از واژه « ایزد » به معنای خداوند، در ایران باستان است و صورت کوتاه شده جمله « به نام ایزد » است و ایرانیان هنگام تحسین و آفرینگویی آن را بهکار میبردند. بنامیزد ؛ صورت کهن و نوشتاری این عبارت است و به احتمال زیاد، واژه « بــنــازم » صورت نــــــو، تحولیافته و گفتاری آن است. البته « بنازم » میتواند از ریشه فعلی « نازیدن » به معنای افتخار کردن باشد و ربطی به بنامیزد نداشته باشد !📚 « بنامیزد » شواهد ادبی بسیاری دارد، همچنین بصورت « به نام ایزد » :سنایی غزنوی :زهی مه رخ زهی زیبا بنامیزد بنامیزدزهی خوشخو زهی والا بنامیزد بنامیزدانوری :جمالت بر سر خوبی کلاهستبنامیزد نه رویست آن که ماهستخاقانی شروانی :لبت می در می است و نوش در نوش« بنــامیــزد » فتـوح اندر فتوحینظامی گنجوی :برون آمد ز طرف هفت پردهبنــامیــزد رخی هــر هـفــت کردهچهگویم چون شکر؟ شکر کدامست؟طبــرزد نه که او نیـزش غـلام اســتمولانا :چو هفت صد پردهٔ دل را به نور خود بِدَرّاندز عرشش این ندا آید بنامیزد بنامیزدبنامیزد نگویم من که تو آنی که هر باریزهی صورت بدان صورت نمیمانی که هر باریهمام تبریزی :بنامیزد چنانت آفریدندکه پنداری ز جانت آفریدندنمیدانم ز جان خوشتر چه باشدحافظ شیرازی :آبِ حیوانش ز منقارِ بلاغت میچکدزاغِ کِلکِ من بنامیزد چه عالی مشرب استمِیی در کاسهٔ چشم است ساقی را بِنامیزدکه مستی میکند با عقل و میبخشد خُماری خوشجامی :بنامیزد چه دلکش منزل است ایننه آب و گل همه جان و دل است این🔴 نام خدا ؛ یا به گویشهای محلی ایران « نوم خدا »، « نُم خدا » در بسیاری از مناطق ایران رایج است و دقیقا بهجای ماشاالله آن را به کار میبرند : کردستان، لرستان، خوزستان، فارس، کرمان، سیستان، خراسان و ...اسیر شهرستانی، شاعر سده ۱۱ ق:نرگسستان شده بزم از نگهتچقدر « نام خدا » خوش چشمینام خدا به خویش ببالید باغهااو را قبای گل چه برازنده می کندجویای تبریزی : کی تندباد حادثه بی جا کند مرااز فیض صبر، « نام خدا » کوه آهنملب چو مینا بگشود انجمنی خندان ساختبزم را « نام خدا » از سخنی خندان ساختمیکِشد با آنکه بار یک جهان دل را به دوشسرو آزادم ببین « نام خدا » چُون میرودسعید نقشبندی، شاعر سده ۱۱ ق :عشقبازی و فقیری و جنون و غم یاردارم اینها همه را شکر خدا، نام خداقصاب کاشانی، شاعر سده ۱۱ ق :چشم سیهاش نام خدا معدن ناز استطرز نگه نرگس شهلاش لطیف استنورس دماوندی، شاعر سده ۱۱ ق :نام خدا ز لفظ به معنی رسیده امرفتم ز خود چو نقش نگین از برای تو🔴 فردوسی بزرگ بهجای ماشاالله در شاهنامه چه گفته ؟ فردوسی عبارت « نـــام یــزدان » را هنگام شگفتی و تحسین و آفرین، در داستانهای مختلف شاهنامه آورده استبه رستم نیا در شگفتی بماندبر او هر زمان نام یزدان بخواندنگه کرد منذر بدو خیره ماندبه زیر لبان نام یزدان بخواندسکندر بدان درشگفتی بماندفراوان نهان نام یزدان بخواندشگفتی ز دیدار او خیره ماندبرو بر همی نام یزدان بخواندنگه کرد کاووس و خیره بماندبه سودابه بر نام یزدان بخواند🆔 @iranzamin777.
❌ چنگالهای کثیفت را از روی کهنترین فرش جهان که هنر دست ایرانیان « پارسی ـ سکایی » در دوره هخامنشی بوده بردار / پاسخی به دزدان همیشه در صحنه، اینبار دزدی فرش ایرانی ... یک روشنگری جالب درباره خاستگاه فرش ۲۵۰۰ ساله پازیریک از #زبان کاوشگر و یابنده #اصلی….❌ تقریبا دو سال پیش به شما قولی داده بودم، ولی به کل فراموش کرده بودم !💥 قرار بود « کتاب » یابنده اصلی فرش پازیریک را بررسی کنیم و ببینیم درباره خاستگاه و ریشههای هویتی این فرش چه گفته است ؟ شک ندارم که شگفت زده خواهید شد ! شگفتزده به معنای واقعی کلمه ؛ و چنان این اسناد محکم و کوبندهاند که دهان یاوهگویان و دزدان را برای همیشه میبندند ...💥 به جای کاریکاتور کشیدن با هوش مصنوعی و ربط دادن زورکی ِ آرزوها و تخیلات خود به فرش پازیریک ؛ هر روز یک بخش از کتاب را تــرجـمــه کرده و بصورت کاملا علمی و پژوهشی، نقوش دستبافتههای پازیریک را با نقوش هخامنشی مقایسه خواهیم کرد. باز هم تاکید میکنم ؛ شگفتزده خواهید شد :) 💥 برای نخستین بار است که در ایران، متن اصلی این کتاب، توسط ما ترجمه و بررسی خواهد شد🆔 @iranzamin777.
.❌ خانه از پایبند ویران است ؛ حراج آثار ساسانی در سایت « ترب » که در کاوشهای غیرمجاز یافت شدهاند !🆔 @iranzamin777.
.🔵 پرسیده بودید ؛ چرا از زمان ساسانیان، جز چند بیت پراکنده، کتاب شعری بهجا نمانده است ؟دولتشاه سمرقندی، تذکرهنویس و شاعر سده ۹ قمری یکی از دلایل این موضوع را با یادآوری داستانی شرح داده است:«امیر عبدالله بن طاهر که بروزگار خلفای عباسی، امیر خراسان بود. روزی در نیشابور به مسند نشسته بود. شخصی کتابی آورد و به تحفه پیش او نهاد، پرسید: که این چه کتابست؟ گفت: این قصه وامق و عذرا است و خوب حکایتی است که حکما به نام شاه نوشیروان جمع کرده اند. امیر فرمود: که ما مردم، قرآن خوانیم و به غیر از قرآن و حدیث پیغمبر، ما را هیچ از این نوع کتاب، در کار نیست. این کتاب، تألیف مُغان است و پیش ما مردود است. پس فرمود تا آن کتاب را در آب انداختند و حکم کرد که در قلمرو او به هرجا که از تصانیف عجم و مغان کتابی باشد جمله را بسوزانند»💥 در سده های نخستین اسلامی، از کتابهای پهلوی (پارسیگ یا همان پارسی میانه نوشتاری) به آنچه نیاز داشتند، به عربی ترجمه میکردند و آنگاه آنها را نابود میکردند و هرگز اجازه رونق یافتن پارسیگ را ندادند؛ تا آنکه در دوره سامانیان گویش گفتاری پارسی ساسانیان، یعنی «فارسی دری» رسمی شد🆔 @iranzamin777.🔵 پرسیده بودید ؛ چرا از زمان ساسانیان، جز چند بیت پراکنده، کتاب شعری بهجا نمانده است ؟دولتشاه سمرقندی، تذکرهنویس و شاعر سده ۹ قمری یکی از دلایل این موضوع را با یادآوری داستانی شرح داده است:«امیر عبدالله بن طاهر که بروزگار خلفای عباسی، امیر خراسان بود. روزی در نیشابور به مسند نشسته بود. شخصی کتابی آورد و به تحفه پیش او نهاد، پرسید: که این چه کتابست؟ گفت: این قصه وامق و عذرا است و خوب حکایتی است که حکما به نام شاه نوشیروان جمع کرده اند. امیر فرمود: که ما مردم، قرآن خوانیم و به غیر از قرآن و حدیث پیغمبر، ما را هیچ از این نوع کتاب، در کار نیست. این کتاب، تألیف مُغان است و پیش ما مردود است. پس فرمود تا آن کتاب را در آب انداختند و حکم کرد که در قلمرو او به هرجا که از تصانیف عجم و مغان کتابی باشد جمله را بسوزانند»💥 در سده های نخستین اسلامی، از کتابهای پهلوی (پارسیگ یا همان پارسی میانه نوشتاری) به آنچه نیاز داشتند، به عربی ترجمه میکردند و آنگاه آنها را نابود میکردند و هرگز اجازه رونق یافتن پارسیگ را ندادند؛ تا آنکه در دوره سامانیان گویش گفتاری پارسی ساسانیان، یعنی «فارسی دری» رسمی شد🆔 @iranzamin777
.🔴 در پاسخ به جریانهای ایرانستیز : فهرست ۱۰۰ کتاب #پارسی تا سده ۵ قمری را آماده میکنم ؛ بیش از ۹۰۰ سال پیش ... ! در این سده هیچ کتاب شناخته شدهای به زبان ترکی وجود ندارد !🆔 @iranzamin777.
.✅ آیا « نـــام » زبان پارسی « پارسی » بوده ؟ اسناد تاریخی چه میگویند ؟زبانی که امروزه در سرتاسر ایران با آن مینویسند و گفتگو میکنند، زبان شعر حافظ و نظامی و فردوسی، « پارسی / فارسی » نام داشته و دارد ؛ که برآمده از پارسی دوره ساسانی و آن خود، برآمده از پارسی دوره هخامنشی بوده است. ولی این زبان از چه زمانی « پارسی » نامیده شده ؟❌ چون شبهه ایجاد کردهاند که این زبان امروزی شما، اصلا فارسی نام نداشته و فارسی نامیدن آن محصول دوره رضاشاه است ؛ و « دری » نام داشته و محصول دربار پادشاهان ترک بوده :) البته قبلاً درباره 👈 موضوع « فارسی دری » مفصل و با اسناد محکم صحبت کردهایم و اینجا بحث ما نیست ...🔹 در مطلب پیشین دیدیم که نام زبان پارسی برگرفته از نام منطقه پارس باستان در جنوب ایران و زبان رایج اقوام پارسی ساکن آن منطقه بوده است. همانگونه که نام دریای جنوب ایران، یعنی « دریای پارس » برگرفته از نام منطقه پارس باستان است. اکنون به چند منع کهن اشاره میکنیم که عبارت « زبان پارسی » در آنها بهکار رفته است :🔻🔺 توکودیدس، سده ۵ پیش.م، کتاب History of the Peloponnesian، بخش ۱ بند ۱۳۸ ؛ تمیستوکل، سردار آتنی، پس از پناه بردن به اردشیر یکم، زبان پارسی « τῆς Περσίδος γλώσσης » آموخت تا بتواند با شاه گفتگو کند :« ... او فاصله زمانیِ پیشآمده را صرف آن کرد که تا آنجا که میتواند در آموختن زبان پارسی و نیز آداب و رسوم آن سرزمین پیشرفت کند. ».🔺🔻 هرودوت، سده ۵ پیش.م، کتاب تواریخ، بخش ۶ بند ۲۹ ؛ به اسارت درآمدن هیستیایوس و معرفی کردن خود به زبان پارسی :« هیستیایوس ... هنگامی که در حال فرار بود، مردی پارسی او را گرفت، و آن مرد میخواست با نیزه او را از پا درآورد ؛ در این هنگام، هیستیایوس به زبان پارسی سخن گفت و خود را معرفی کرد که من هیستیایوسِ اهل میلتوس هستم. ».🔺🔻 کورتیوس روفوس، مورخ رومی سده ۱ میلادی، کتاب Historiae Alexandri Magni، بخش ۴، فصل ۹، بند ۱۶ ؛ درباره رود دجله و تند و تیزی آن سخن میگوید :« ... از همین رو، به سبب سرعتی که با آن روان است، نامِ Tigris بر آن نهاده شده است ؛ زیرا پارسیان در زبانِ پارسی ( Persica lingua ) تیر را «تیگرین» ( tigrin ) مینامند. ».🔺🔻 گزنفون، سده ۵ - ۴ پیش.م، کتاب Anabasis، بخش ۴،۵،۱۰ :> αὗται ἠρώτων αὐτοὺς τίνες εἶεν. ὁ δ᾽ ἑρμηνεὺς εἶπε περσιστὶ ὅτι παρὰ βασιλέως πορεύονται πρὸς τὸν σατράπην.«آنان از ایشان پرسیدند که چه کسانی هستند. مترجم به پارسی گفت که از نزد شاه به سوی ساتراپ میروند.».🔺🔻 همچنین ؛ گزنفون، Anabasis ۴،۵،۳۴ :> Χειρίσοφος καὶ Ξενοφῶν κοινῇ δὴ ἀνηρώτων τὸν κώμαρχον διὰ τοῦ περσίζοντος ἑρμηνέως τίς εἴη ἡ χώρα.«پس خِیریسوفوس و گزنفون با هم، از طریق مترجمی که پارسی سخن میگفت، از کدخدای روستا پرسیدند این سرزمین چیست.».🔴 اسناد تاریخی در این زمینه بسیارند و در اینجا چند متن پهلوی ارائه میکنیم که در زمان ساسانیان نیز، به این زبان پارسی ( Pārsīg ) میگفتند :🔷 در متن «خُسروِ کوادان و ریدَکی» (husrav ī kavādān ud rēdak-ē)، بندِ پنجاهم، این زبان به روشنی «پارسیگ» خوانده شده است :HKR 50: anārgēl ka abāg šakar xvarend, ped hindūg nārikēla xvānend, ud ped pārsīg gōz ī hindūg xvānend.نارگیل که با شکر خورند، به هندوگ (سنسکریت) ناریکیله خوانند، و به «پارسیگ» گردوی هندوگ خوانند..🔷 نمونهای دیگر، از «پُرسِشهای اِمیدِ اَشَوَهیشتان» :PursEA 13,5: hāθra vāz-ē ī abestāgīg; ped ēvāz ī pārsīg frasang xvānend«هاثره» واژهای اوستایی [است]؛ به زبانِ «پارسیگ» فرسنگ خوانند..🆔 @iranzamin777.
✅ دو نکته مهم زبانشناسی :🔺 ۱- خاستگاه هر زبانی معمولا در کنار کهنترین کتیبههای به دست آمده از آن زبان قرار دارد🔺 ۲- نام هر زبانی برگرفته از منطقه جغرافیایی - قومی آن زبان است🔹 نام زبان #یونانی ؛ برگرفته از منطقه یونان باستان است و کهنترین کتیبههای این زبان نیز در همان منطقه یافت شدهاند: کتیبههای موکنایی، با قدمت ۳۳۰۰سال در جزایر کرت و قبرس🔹 نام زبان #هندی ؛ برگرفته از سرزمین هندوستان است و کهنترین کتیبههای این زبان نیز در همان منطقه یافت شدهاند: کتیبههای آشوکا، با قدمت ۲۲۰۰سال در مناطق مختلف هند🔹 نام زبان #ترکی ؛ برگرفته از سرزمین ترکستان در آسیای میانه است و کهنترین کتیبههای این زبان نیز در همان منطقه یافت شدهاند: کتیبههای اورخون، با قدمت ۱۳۰۰سال در دشت اورخون مغولستان 💥 اکنون شما بگویید: چرا گفته میشود «زبان پارسی/ فارسی»؟ پارس/ فارس کجا بوده؟❌ نادانها از سر خشم و کینه، میگویند: خاستگاه زبان پارسی «افغانستان و هندوستان» بوده :)🔹 خاستگاه زبان پارسی نیز طبق قاعده بالا، منطقه پارس باستان است و کهنترین کتیبههای به دست آمده از آن نیز در همان منطقه و مربوط به دوره هخامنشی است.✅ دو نکته مهم زبانشناسی :🔺 ۱- خاستگاه هر زبانی معمولا در کنار کهنترین کتیبههای به دست آمده از آن زبان قرار دارد🔺 ۲- نام هر زبانی برگرفته از منطقه جغرافیایی - قومی آن زبان است🔹 نام زبان #یونانی ؛ برگرفته از منطقه یونان باستان است و کهنترین کتیبههای این زبان نیز در همان منطقه یافت شدهاند: کتیبههای موکنایی، با قدمت ۳۳۰۰سال در جزایر کرت و قبرس🔹 نام زبان #هندی ؛ برگرفته از سرزمین هندوستان است و کهنترین کتیبههای این زبان نیز در همان منطقه یافت شدهاند: کتیبههای آشوکا، با قدمت ۲۲۰۰سال در مناطق مختلف هند🔹 نام زبان #ترکی ؛ برگرفته از سرزمین ترکستان در آسیای میانه است و کهنترین کتیبههای این زبان نیز در همان منطقه یافت شدهاند: کتیبههای اورخون، با قدمت ۱۳۰۰سال در دشت اورخون مغولستان 💥 اکنون شما بگویید: چرا گفته میشود «زبان پارسی/ فارسی»؟ پارس/ فارس کجا بوده؟❌ نادانها از سر خشم و کینه، میگویند: خاستگاه زبان پارسی «افغانستان و هندوستان» بوده :)🔹 خاستگاه زبان پارسی نیز طبق قاعده بالا، منطقه پارس باستان است و کهنترین کتیبههای به دست آمده از آن نیز در همان منطقه و مربوط به دوره هخامنشی است.
.❌ امیر بحرین : « پیش از ورود اسلام، ایرانیها در تاریکی به سر میبردند » .
🔴 « خبری خوب » و « خبری بد » برای تاریخ و باستانشناسی ایران ...درگذشت باستانشناس شناختهشده ایرانی « اسماعیل یغمایی » و ثبت « دژ الموت » در میراث جهانی یونسکو ...🆔 @iranzamin777.🔴 « خبری خوب » و « خبری بد » برای تاریخ و باستانشناسی ایران ...درگذشت باستانشناس شناختهشده ایرانی « اسماعیل یغمایی » و ثبت « دژ الموت » در میراث جهانی یونسکو ...🆔 @iranzamin777.
.❌ نامهای جعلی اینگونه ساخته میشوند !حدود 900 سال پیش از آنکه « خالد بن ولید » شما زاده شود، در منابع یونانی به نام « هرمز » برای این منطقه و تنگه اشاره شده است 👇 البته که اینها فقط اراجیف یک بلاگر اماراتی است، ولی فرض کنید که دولت امارات با برنامه و هزینه بخواهد این نام مسخره را جا بیاندازد :) آری نامهای جعلی اینگونه ساخته میشوند !1. Arrian (آریان) — Indica (ایندیکا)2. Arrian (آریان) — Anabasis Alexandri (آناباسیس اسکندر)3. Strabo (استرابون) — Geographica (جغرافیا)4. Pliny the Elder (پلینی بزرگ) — Naturalis Historia (تاریخ طبیعی)5. Claudius Ptolemy (بطلمیوس) — Geographia (جغرافیا)🔷 « خالد بن ولید » کی بوده ؟ یک فرمانده تازی که در مرحلهٔ آغازین حمله مسلمانان به قلمرو ساسانیان نقش مهمی داشت. در سال ۶۳۳ میلادی، خلیفه اول، ابوبکر، خالد بن ولید را برای حمله به عراق ساسانی فرستاد. این منطقه در آن زمان بخشی از امپراتوری ساسانی بود. خالد در چند نبرد مهم از جمله نبرد زنجیرها، نبرد رودخانه، ولجه، اُلَّیس و فتح حیره پیروز شد و بخش بزرگی از عراق ساسانی را تصرف کرد.🆔 @iranzamin777.
ایران زمین pinned a photo
.✅ پارسینویسان ناشناس !کتابی نجومی به زبان پارسی با قدمت ۹۳۵ سال ( سده ۵ قمری ) از اخترشناس تبریزی ...گوشیار گیلانی ( کیا ابوالحسن کوشیار بن لبّان باشهری گیلانی، یا دیلمی ؛ زاده ۳۵۲ - ۳۵۳ ق و مرگ ۴۱۵ - ۴۳۹ ق ) یکی از بزرگترین اخترشناسان و ریاضیدانان ایرانی در سده ۴ - ۵ قمری است. یکی از مهمترین آثار او « زیج جامع » نام دارد که آن را به زبان عربی نوشته بود ...اما حدود ۷۰ سال بعد، یعنی در سال ۴۸۳ قمری، یک اخترشناس اهل تبریز به نام « محمد بن عمر بن ابیطالب منجم تبریزی » بخش نخست آن را به پارسی ترجمه کرد و نسخه بسیار ارزشمند این اثر که نوشته خود محمد تبریزی است و حدود ۹۳۵ سال قدمت دارد در کتابخانه لیدن نگهداری میشود❌ باید تاسف خورد که چرا این آثار هنوز در ایران ناشناخته ماندهاند و کسی دست به تصحیح و چاپ آنها نزده است ؟! این کتاب بصورت 👈 دیجیتال در کتابخانه لیدن در دسترس است ؛ نویسنده تبریزی در مقدمه، شرح میدهد که چرا این کتاب را از « تازی به #پارسی » ترجمه کرده است« شکر باذ خدایرا کي آفریذگار جهانست و داننده آشکار و نهانست؟ و دهنده انس و جانست و دروذ بر همه پیغمبران ... ».🆔 @iranzamin777..✅ پارسینویسان ناشناس !کتابی نجومی به زبان پارسی با قدمت ۹۳۵ سال ( سده ۵ قمری ) از اخترشناس تبریزی ...گوشیار گیلانی ( کیا ابوالحسن کوشیار بن لبّان باشهری گیلانی، یا دیلمی ؛ زاده ۳۵۲ - ۳۵۳ ق و مرگ ۴۱۵ - ۴۳۹ ق ) یکی از بزرگترین اخترشناسان و ریاضیدانان ایرانی در سده ۴ - ۵ قمری است. یکی از مهمترین آثار او « زیج جامع » نام دارد که آن را به زبان عربی نوشته بود ...اما حدود ۷۰ سال بعد، یعنی در سال ۴۸۳ قمری، یک اخترشناس اهل تبریز به نام « محمد بن عمر بن ابیطالب منجم تبریزی » بخش نخست آن را به پارسی ترجمه کرد و نسخه بسیار ارزشمند این اثر که نوشته خود محمد تبریزی است و حدود ۹۳۵ سال قدمت دارد در کتابخانه لیدن نگهداری میشود❌ باید تاسف خورد که چرا این آثار هنوز در ایران ناشناخته ماندهاند و کسی دست به تصحیح و چاپ آنها نزده است ؟! این کتاب بصورت 👈 دیجیتال در کتابخانه لیدن در دسترس است ؛ نویسنده تبریزی در مقدمه، شرح میدهد که چرا این کتاب را از « تازی به #پارسی » ترجمه کرده است« شکر باذ خدایرا کي آفریذگار جهانست و داننده آشکار و نهانست؟ و دهنده انس و جانست و دروذ بر همه پیغمبران ... ».🆔 @iranzamin777.
✅ کشف سکههای ساسانی در جمهوری باکو توسط یک چوپان ....البته که خبر عجیبی نیست ! چون آن سرزمین هزاران سال پاره تن ایران بوده است. در مطالب پیشین از آثار هخامنشی، اشکانی، ساسانی ِ کشف شده در جمهوری باکو چند پست داشتیم ...در منطقه « شکی اران » بیش از ۷۰ سکه نقره مربوط به دوره ساسانی توسط یک چوپان پیدا شده است. فرد مورد نظر دستگیر شده است و گویا سکهها به موزه تاریخ و مطالعات محلی شکی تحویل داده شدهاندشکی ؛ منطقهای در شمال جمهوری باکو و در مرز داغستان و گرجستان است که در پی قرارداد ننگین گلستان با روسیه تزاری از میهن جدا شد🆔 @iranzamin777.