محبوبیت دولت ها و منفوریت آنهامحبوبیت حکومتها، بهطور شگفتانگیزی، فراز و نشیب دارد. در یک مقطع، همهچیز ستایش است و در دورهای دیگر، همان حکومت نفرتانگیز میشود؛ چنانکه کمتر کسی میخواهد به آن افتخار کند و به عکس، آن را منشأ هزار جور فتنه میداند. در هر دو حالت، نوعی تعمیم و مطلقنگری وجود دارد؛ البته در هر دو مقطع، اقلیت یا گروههایی نیز هستند که جور دیگری فکر میکنند.کتابهای چاپی دوره رضاشاه گاه ستایشنامهای در آغاز خود دارند. البته اینکه این ستایشها در زمان حضور و اقتدار آن قدرت نوشته شده، به خودی خود افتخاری ندارد؛ با این همه، بعید نیست منعکسکننده احساسات بخشی از مردم نیز باشد که، مثلاً در جمعبندی رویدادهای گذشته، دل به تحولی بستهاند. اما همین وضعیت پس از شهریور بیست کاملاً معکوس میشود؛ بهطوری که انبوهی از ناسزا و دشنام علیه رضاشاه در مطبوعات منتشر میشود. این وضع ادامه دارد تا آنکه کمکم پهلوی دوم مستقر میشود و دیگر، از ترس، چیزی گفته نمیشود، بلکه دستور نگارش دهها کتاب و درج صدها گزارش مطبوعاتی در نشریات داده می شود. به هر روی، مردم در شهریور بیست نهفقط ناامید شدهاند، بلکه از رفتارهای خشن و استبدادی نیز دل پرخونی دارند. هدف از بیان این توضیح آن است که بدانیم چرا قضاوتهای بعدی اینقدر متفاوت میشود. آیا فقط تبلیغات نظامهای بعدی است که سبب این تغییر رویکرد نسبت به یک دولت میشود؟ بله، حتماً مؤثر است، اما تنها عامل نیست.قضاوت درباره دولت قبلی تابع تصوری است که از آن، در ارتباط با مهمترین خواستههای مردم، باقی میماند؛ تابع آثاری است که آن دولت از خود بر جای میگذارد، رفتاری که به هر بهانه با مردم داشته است، و نیز سرنوشتی که آن کشور پس از رفتن آن دولت پیدا میکند. آیا آمال و وعدههای اعلامشده محقق شده است یا خیر؟ و بسیاری مسائل دیگر نیز در این قضاوت مؤثرند.نکته دیگر این است که دولتها اغلب به مسائل روز توجه دارند، اما تاریخ از دسترس آنها خارج است؛ حتی اگر برای شکلدادن به آن تلاش کنند و دستور نگارش کتابهایی را بدهند. از سوی دیگر گروههای مختلف اجتماعی، با باورهای متفاوت، میتوانند درباره یک حکومت داوریهای کاملاً متفاوتی داشته باشند. باید دید موجهایی که در جامعه پدید میآید، با کدامیک از این گروهها و باورهای آنان همراه میشود: مثلاً اقبال به غرب یا مخالفت با آن؛ موجهایی در دفاع از رفتار آمرانه به قصد اصلاح، یا در مقابل، تلقی همان رفتار بهعنوان استبدادی خشن؛ موج دفاع از دین و روحانیت یا نقد آنها و توجه و تمرکز بر زندگی مدرن.به هر روی، تجربه تاریخیِ محبوبیت و منفوریت دولتها و نظامها، بحث جالبی است که مطالعه آن میتواند موجب عبرت نیز باشد.t.me/jafarian1964