💬⭕️مرز باریک زندگی🔹️ مدام به عقربههای ساعت نگاه میکرد. از نیمهشب گذشته بود و همه خوابیده بودند.…
انتشار: 2026/07/16 11:02 UTC
💬⭕️مرز باریک زندگی🔹️ مدام به عقربههای ساعت نگاه میکرد. از نیمهشب گذشته بود و همه خوابیده بودند. کاغذ و خودکاری آورد و چند خطی سیاهه کرد: «دیگه نمیتونستم این زندگی رو تحمل کنم. دلم براتون تنگ میشه.» از اتاق بیرون آمد، صورت پدر و مادرش را بوسید و راه افتاد. چند روز پیش، ساختمانی نیمهکاره و در حال ساخت را نزدیک خانهشان پیدا کرده بود جایی که هیچکس در آن زندگی نمیکرد. به بام ساختمان رفت و دقایقی کنار لبه پشتبام قدم زد. هربار که چشمش به پایین میافتاد، قلبش میخواست از سینه بیرون بزند. ترسیده بود؛ حق هم داشت🔵لمس کنید و متن کامل گزارش را به قلم پویا اصل باغ بخوانید 🚀 @jahansanatpress | روزنامه جهان صنعت



