خستگی مزمن و حس بیاثری؛ زنگ خطر فرسایش اجتماعی✍️ سیدجواد میرموسوی💠 یکی از خطرناکترین پیامدهای شکاف دولت ـ ملت، صرفاً گرانی، تورم، کاهش قدرت خرید یا حتی افزایش نارضایتی عمومی نیست؛ خطر اصلی زمانی آغاز میشود که جامعه به حس بیاثری برسد؛ یعنی شهروندان احساس کنند که خواست، رأی، اعتراض و مطالبه آنان نمیتواند تغییری در سرنوشتشان ایجاد کند.جامعهای که سالها با وعدههای بدون پشتوانه، امیدهای واهی و حوالهدادن رفع نابسامانیها به «آینده» زندگی کرده و در عمل تفاوتی میان وعده و واقعیت ندیده است، بهتدریج از مرحله مطالبهگری عبور کرده و وارد مرحله بیتفاوتی و خستگی مزمن میشود.💠 در چنین شرایطی، دیگر مسئله فقط این نیست که تورم ۶۰ درصد باشد یا ۳۶۰ درصد؛ مسئله مهمتر آن است که مردم دیگر باور نداشته باشند مطالبهگری میتواند چیزی را تغییر دهد.خبر افزایش قیمتها که زمانی شوکهکننده بود، به بخشی از زندگی روزمره تبدیل میشود. تفاهم و توافق نیز دیگر شور و امید گذشته را ایجاد نمیکند؛ زیرا مردم بارها تجربه کردهاند که میان اعلام یک تصمیم و مشاهده نتیجه آن در زندگی واقعی، فاصلهای طولانی وجود دارد و گاه اساساً گشایشی در عمل حاصل نمیشود.بنابراین، اشتباه است اگر این وضعیتِ خستگی و بیتفاوتی را رضایت مردم از شرایط موجود تلقی کنیم.💠 آیا میتوان از مردمی که احساس میکنند در تصمیمگیریها نقشی ندارند، انتظار داشت همچنان پشتوانه تصمیمهای بزرگ کشور باشند؟پشتوانه واقعی سیاستها فقط منابع مالی، ساختارهای اداری و ابزارهای قدرت نیست؛ مهمتر از همه، اعتماد عمومی و احساس مشارکت مردم در سرنوشت خویش است. هنگامی که این سرمایه اجتماعی فرسوده شود، حتی تصمیمهای درست نیز ممکن است با کاهش همراهی عمومی مواجه شوند و یکی پس از دیگری بر زمین بمانند.💠 خطای بزرگی است اگر برخی مدیران، بیتفاوتی جامعه را به حساب آرامش و رضایت بگذارند؛ زیرا میان «آرامش جامعه» و «خاموششدن انگیزه جامعه برای واکنش» فاصلهای بسیار زیاد وجود دارد.جامعه امیدوار، مطالبهگر است. بنابراین، کاهش اعتراض و مطالبهگری لزوماً نشانه رضایت نیست؛ گاهی میتواند نشانه عمیقتر و نگرانکنندهتری باشد: جامعه دیگر به اثرگذاری خود باور ندارد.و شاید این همان نقطهای باشد که باید بیش از هر چیز جدی گرفته شود.زیرا اگر مردم به این نتیجه برسند که «هیچ چیز با خواست ما تغییر نمیکند»، مسئله فقط کاهش مشارکت سیاسی یا اجتماعی نیست؛ مسئله، فرسایش پیوند میان جامعه و حکمرانی است.نتیجهگیری راهبردی:💠 اگر سیاستگذاران نگران پشتوانه اجتماعی تصمیمهای آیندهاند، پیش از هر چیز باید امید به اثرگذاری را به جامعه بازگردانند؛ نه با وعدههای جدید و تکراری، بلکه با اقدامهای واقعی، قابل مشاهده و قابل سنجش.مردم بیش از آنکه به وعدهای تازه نیاز داشته باشند، به تجربهای تازه از «اثرگذاری خود» نیاز دارند؛ اینکه ببینند مطالبه آنان شنیده میشود، تصمیمها اصلاحپذیرند و مشارکتشان میتواند در نتیجه نهایی مؤثر باشد.بازسازی اعتماد عمومی، از مسیر گفتار آغاز نمیشود؛ از مسیر تجربه واقعی مردم از تغییر آغاز میشود.اگر این احساس بازسازی نشود، بیتفاوتی امروز ممکن است به مسئلهای تبدیل شود که فردا، بیش از همه، گریبان خود تصمیمگیرندگان را خواهد گرفت.@jamey_e_madani
عبدالملکی، وزیر اسبق کار در دولت سیزدهم: به عنوان عضو تیم اقتصادی دولت شهید رئیسی میگویم گرانیها یک درصد هم به جنگ مربوط نیست!!! @jamey_e_madaniوصداق فی قلوبهم مرضا
سیدمحمد خاتمی:فرصتی که در تفاهمنامه ایجاد شده اگر از دست بدهیم دچار مشکلات عجیب میشویمتفاهمنامه نظیر نداردبعد از جنگجهانی دوم هیچ سندی که به امضای رئیس جمهور آمریکا رسیده باشد اینقدر امتیاز به طرف مقابل ندادهما در موضع عزت به این تفاهمنامه رسیدیمدست آقای پزشکیان را میبوسم که شجاعانه و فداکارانه این تفاهمنامه را امضا کردتقدیر میکنم از شعام که رای دادند و رهبری که تایید کردندهر گامی که به سوی رفع جنگ و برداشتن محدودیت برای ایران و باز شدن راه به سوی آینده باشد را باید تایید کرد🆔 @Entekhab_ir
باسلام و عرض خسته نباشیدبه اطلاع اعضاء محترم کانال میرساند کتاب [تئوری آرمانشهر] با همکاری سازمان های متولی راه و ساختمان و سازمان نظام مهندسی تهران به مرحله چاپ و توزیع در سراسر کشور رسیده است. در صورت تماس با انتشارات کوهسار میتوانید از تخفیف ۵۰ درصد کتاب بهره مند شوید.@jamey_e_madani
کسبوکارها آماده شرایط تشدید بحران شوند✍️ سیدجواد میرموسوی💠 وقتی راه گفتگو دشوار میشود، احتمال تشدید محاصره اقتصادی بیشتر میشود و نشانههای درگیری نظامی بیش از گذشته خودنمایی میکند، دیگر نمیتوان فارغ از بحرانیتر شدن اوضاع به آینده کسبوکارها اندیشید. در چنین وضعیتی، آمادگی برای شرایط جنگی و بحران، یک انتخاب نیست؛ یک ضرورت مدیریتی است.💠 نخستین اصابت ترکش محاصره اقتصادی، پیش از آنکه بر بسیاری از بخشهای دیگر اثر بگذارد، به کسبوکارها و زنجیره تأمین اصابت خواهد کرد؛ از تأمین مواد اولیه و قطعات گرفته تا حملونقل، نقدینگی، بازار فروش، نیروی انسانی و دسترسی به انرژی و سایر زیرساختها که برای ادامه فعالیت کسبوکارها حیاتی است.💠 در شرایط تشدید بحران، کسبوکاری موفقتر است که به جای انتظار برای بازگشت شرایط به وضعیت عادی، از هماکنون برای وضعیت غیرعادی آماده شده باشد. بنابراین، راهبرد بقا باید به یکی از مهمترین ارکان برنامهریزی بنگاهها تبدیل شود.در این شرایط، چند اقدام اهمیت ویژه دارد.💠 نخست؛ بازطراحی زنجیره تأمین. وابستگی شدید به منابع خارجی، در شرایط محاصره و اختلال در تجارت، میتواند استمرار تولید را با خطر جدی مواجه کند. شناسایی تأمینکنندگان جایگزین، افزایش سهم تأمین داخلی و ایجاد ذخایر هوشمند از نهادههای حیاتی، باید در دستور کار قرار گیرد.💠 دوم؛ تولید بر پایه تقاضای واقعی. در شرایط جنگی، نگهداری موجودیهای سنگین و تولید بدون توجه به قدرت خرید و نیاز بازار میتواند منابع محدود بنگاه را قفل کند. تولید باید تا حد امکان بر مبنای تقاضای واقعی، نیازهای ضروری و کالاها و خدمات با قابلیت فروش سریع تنظیم شود.💠 سوم؛ حفظ نقدینگی. در بحران، نقدینگی برای کسبوکار همانند اکسیژن برای بدن است. ممکن است یک بنگاه روی کاغذ سودآور باشد، اما به دلیل کمبود نقدینگی از ادامه فعالیت بازبماند. بنابراین حفظ جریان نقد، کاهش هزینههای غیرضروری و مدیریت دقیق مطالبات و بدهیها اهمیت حیاتی پیدا میکند.💠 چهارم؛ سناریونویسی. مدیران نباید تنها یک آینده را تصور کنند. باید برای سناریوهای مختلف، از تشدید تحریم و اختلال در واردات گرفته تا کاهش تقاضا، اختلال حملونقل، قطعی انرژی و محدودیتهای مالی، برنامه جایگزین داشته باشند.💠 پنجم؛ حفظ نیروی انسانی کلیدی. در شرایط بحرانی، سرمایه انسانی متخصص یکی از مهمترین داراییهای کسبوکار است. از دست دادن نیروهای کلیدی میتواند حتی پس از پایان بحران، بازگشت بنگاه به شرایط عادی را دشوار کند.💠 واقعیت این است که شرایط جنگی فقط به میدان نبرد محدود نمیشود؛ آثار آن میتواند به کارخانه، فروشگاه، دفتر کار، زنجیره تأمین و حتی سبد خرید مردم برسد. از این رو، مدیران باید مفهوم «تابآوری کسبوکار» را از یک واژه مدیریتی به یک برنامه عملیاتی تبدیل کنند.نتیجهگیری راهبردی:امروز بیش از هر زمان دیگر لازم است که مدیران از خود بپرسند اگر فردا زنجیره تأمین مختل شد، اگر متوقف شد، اگر تقاضا کاهش یافت و اگر هزینههای عملیاتی افزایش پیدا کرد، آیا کسبوکار ما هنوز میتواند ادامه دهد؟ اگر پاسخ روشنی برای این پرسش وجود ندارد، زمان آماده سازی همین امروز است. و یادمان باشد؛ در بحران، برنده لزوماً بزرگترین کسبوکار نیست؛ تابآورترین کسبوکار است.@jamey_e_madani
🎥 تماشا کنید: «۹۰ میلیون ایرانی متهمند، مگر اینکه خلافش ثابت شود» 🔹این هم نتیجه بازشدن مجلس پایداری! 🔹عقلای مجلس از تصویب جزئیات خطرناک طرح جلوگیری میکنند؟ 🆔 @Entekhab_irیک ظریفی می گفت اسراییل اگر میخواست یک مصوبه بده همین مصوبه امروز مجلس را ارایه میکرد...عاقلان نظام کاری کنند