قسمت سوم: 📝 سپس به بچه ها و خانواده اجازه رفتن داد و گفت: همه شما را به خدا می سپارم و همه ایشان از…
انتشار: 2026/08/26 07:40 UTCدریافت: 2026/08/26 19:35 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/26 19:35 UTC
قسمت سوم: 📝 سپس به بچه ها و خانواده اجازه رفتن داد و گفت: همه شما را به خدا می سپارم و همه ایشان از اتاق خارج شدند.سپس به من فرمود: سید تقی شما امشب مرا تنها نگذار! ساعتی استراحت کن و سریع بر خیز!ایشان مشغول خواندن دعا شد و من خوابم نبرد. برخاستم و به ایشان گفتم شما چرا استراحت نمی کنید، این قدر خیالات نکنید دیگر توان برای شما نمانده است.به من لبخند زد و گفت: استراحت من نزدیک است. گرچه وصیت کرده ام اما باز هم به شما وصیت می کنم:بدان که مرگ حق است سؤال نکیرین حق است و عقیده دارم که معاد و صراط و میزان حق است.من حتی یک درهم قرض ندارم و در هیچ حالتی حتی یک رکعت از نمازهای واجب و روزه من قضا نشده است. یک درهم حق الناس به گردن من نیست و ارثی هم برای شما نگذاشته ام. فقط دولیره در جیب دارم که برای غسل و کفن و دفن من و مجلس ترحیم مختصری است که برای من برگزار میکنید شما را به خدا می سپارم والسلام. از این لحظه به بعد با من صحبت نکنید و آن چه در کفنم گذاشته ام با من دفن کنید و هم چنین ورقه ای را که از سید گرفته ام با من دفن نمایید. والسلام على من اتبع الهدى.سپس به ذکر خود مشغول شد و طبق عادت هر شبه نماز نافله شب را خواند و بعد از آن روی سجاده خود نشست و گویا منتظر مرگ بود. یک مرتبه از جا پرید و با کمال فروتنی به کسی تعارف کرد. سیزده مرتبه بلند شد و تعارف کرد. ناگهان چون مرغی که بال و پر می زند، از جا پرید و خودش را مقابل درب اتاق پرتاب کرد و گفت: یا مولای یا صاحب الزمان❤️و چند دقیقه ای صورت خود را روی آستانه در گذاشت. من برخاستم و در حالی که می گریست. زیر دستش را گرفتم و سپس گفتم برای شما چه اتفاقی افتاده است. این چه حالی است؟او گفت: ساکت باش و به عربی گفت: چهارده نور مبارک علیهم السلام همگی در این حجره تشریف دارند.❤️🔥تصور کردم که او چنان عاشق چهارده معصوم علیهم السلام است که آنان را تجسم می کند و نمی دانستم که از حالات مرگ مومن است که چهارده معصوم علیهم السلام به دیدن او می آیند و آنها واقعاً تشریف دارند. چون که حال او خوب بود و هیچ گونه بیماری نداشت و از سلامت عقل کاملی هم برخوردار بود.لحظه ای نگذشت که تبسم کرد از جای خود حرکت نمود و سه مرتبه گفت: اى قابض الارواح خوش آمدی سپس در حالی که دست هایش را روی سینه گذاشته بود سرش را به اطراف حجره برگرداند و عرض کرد: السلام علیک یا رسول الله، اجازه می فرمایید؟السلام علیک یا امیر المومنین اجازه میفرمایید.و همین طور به همه چهارده نور مطهر عليهم السلام سلام عرض نموده اجازه خواست و عرض کرد: دستم به دامانتان، سپسرو به قبله خوابید و سه مرتبه گفت: یا اللهپس از آن قطیفه را روی صورت خود کشید و دستها را کنار بدن خود قرار داد.قطیفه را کنار زدم از دنیا رفته بود گریه کنان بچه ها را برای نماز بیدار کردم آن ها از گریه من موضوع را دریافتند. صبح جنازه ایشان را با تشیع کنندگان برداشتیم و در غسال خانه غسل داده، در دار السعاده حضرت رضا علیه السلام دفن کردیم.خدا او را رحمت کند.🌺💫📚صفای دل، کراماتی از امام زمان علیه السلام، برگرفته از عبقری الحسان،ص ۳۳-۴۰