از درد بپرس...«دلم از غصه بـه تنگ آمده از درد بپرس»حال ویران من از نیمه شبی سرد بپرسزده آفت بـه گلس…
انتشار: 2026/08/17 10:38 UTCدریافت: 2026/08/22 01:18 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/22 01:18 UTC
از درد بپرس...«دلم از غصه بـه تنگ آمده از درد بپرس»حال ویران من از نیمه شبی سرد بپرسزده آفت بـه گلستان من این بــاد خزاناز گــل پــــرپــــر و آفـت زده ی زرد بپرسخانه بردوشم و آواره ی این شهر شلوغحــال این دربــــه در از آدم شبگرد بپرسچه کنم دار و ندارم همه غارت شده استدر غــریبی گـــذر از کوچه ی نامرد بپرسخواب از چشم من خسته فراری همه شبحال آشوب من از سینه ی پردرد بپرسپیـــری و مــوی سفیــد از گــذر عمـر نبود آنچه این چرخ فلک با من و دل کرد بپرسکوه غمها منم و نیست کسی سنگ صبورخم کند غصه و غم قامت هر مرد، بپرس#جوادالماسی(سنگ صبور)@javadalmasi59 کانال اشعار

