چون کاغذ آتشزده مهمان بقاییمطاووس پر افشان چمنزار فناییمهر چند به سامان اثر بیسر و پاییمچون سبحه…
انتشار: 2026/07/09 09:26 UTCدریافت: 2026/08/15 10:52 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 10:52 UTC
چون کاغذ آتشزده مهمان بقاییمطاووس پر افشان چمنزار فناییمهر چند به سامان اثر بیسر و پاییمچون سبحه همان سر به کف دست دعاییمشوخی سر و برگ چمن آرایی ما نیستیکسر چو عرق جوهر ایجاد حیاییمواماندهٔ عجزیم سر و برگ طلب کوچون آبلهٔ پا همه تن آبله پاییمکم نیست اگر گوش دلیل خبر ماستاز دیدن ما چشم ببندید صداییمآیینهٔ تحقیق مقابل نپسنددتا محرم آغوش خودیم از تو جداییمبی سعی جنون راه به مقصد نتوان بردبگذار که یک آبله از پوست برآییمکو ساز نگاهی که به یک سیر گریباندلدار نقابی که ندارد نگشاییمفرداست که یکتایی ما نیز خیال استامروزکه در سجده دوتاییم، دوتاییمآیینهٔ اسرار غنا پردهٔ خاکستتا سرمه نگشتن همه آواز گداییمپیش که درّد هوش گریبان تحیردل منتظر فرصت و فرصت همه ماییمدر دشت توهم جهتی نیست معینما را چه ضرور است بدانیمکجاییمبر طبع شرر خفّت فرصت نتوان بستدر طینت ما سوخت دماغیکه بناییمبیدل به تکلف اثری صرف نفسکنعمریست تهی کاسهتر از دست دعاییمبیدل دهلویکانال جملات نابt.me/JomalateNabb/7068





