📝📝تنش های ناتمام چه باتوافق چه بیتوافق✍مرضیه حاجی هاشمی⚛ @jomhuriyat♈️پس از چند روز مذاکره با میان…
انتشار: 2026/06/27 20:58 UTC
📝📝تنش های ناتمام چه باتوافق چه بیتوافق✍مرضیه حاجی هاشمی⚛ @jomhuriyat♈️پس از چند روز مذاکره با میانجیگری «ایالات متحده» «لبنان» و «اسرائیل» از توافق بر سر یک چارچوب برای دستیابی به امنیت و صلح پایدار خبر دادند. «نواف سلام»، نخستوزیر لبنان، هدف از آن را دستیابی به عقبنشینی اسرائیل از تمام خاک لبنان، بازگرداندن حاکمیت دولت بر آن و تسهیل بازگشت شهروندانش دانست؛ اما «حزبالله» مخالفت جدی خود را اعلام و تأکید کرد اجازه نخواهد داد دولت تعهدات خود را اجرا کند! ♈️صرف نظر از پیامدهای عملی توافق، تقابل یک گروه مسلحِ تابع مشروعیت فراملی با تصمیم دولت متبوعش، پرسشی نظری را پیش میکشد، هنگامی که اقتدار دینی و مشروعیت الهیِ فراملی در کنار اقتدار سیاسی ملی نهادمند میشود، چه آثار و پیامدهایی در داخل و خارج دارد؟ ♈️تاریخ اندیشه سیاسی نشان می دهد، مشروعیت الهی، تا زمانی که در قالب نهادهای حکومتی، بازتولید و ساختار سیاسی بر ابتنای آن مستقر نشده، صرفاً یک آموزه کلامی یا اخلاقی باقی مانده و هنوز به اقتدار سیاسی تبدیل نشده. در تاریخ اروپا، این فرایند را میتوان در گذار از اندیشه «گرگوری کبیر» به «امپراتوری کارولنژی» مشاهده کرد. گرگوری کبیر با الهام از «قاعده بندیکت»، اقتدار رئیس صومعه را به الگویی برای رهبری اسقف و سپس حکومت مسیحی تبدیل کرد. در این الگو، حاکم صرفاً مدیر سیاسی نبود؛ بلکه مسئول هدایت اخلاقی و دینی جامعه نیز محسوب میشد. ♈️اصلاحات کارولنژی در خدمت شکلگیری یک نظم سیاسی مسیحی قرار گرفت و برای نخستین بار، اقتدار الهی نه صرفاً به عنوان یک اصل اعتقادی؛ بلکه به عنوان مبنای سازمان قدرت سیاسی نهادمند شد. هدف نیز صرفاً اداره یک پادشاهی نبود، بلکه ایجاد نظمی فراملی برای جهان مسیحیت بود. این پروژه با بستر تاریخی خود سازگار بود. ♈️در اروپای قرن هشتم جامعه سیاسی عمدتاً در قالب امپراتوریها، پادشاهیها و جهان مسیحیت فهم میشد. از این رو، میان قلمرو اقتدار دینی و قلمروی اقتدار سیاسی شکاف بنیادینی وجود نداشت.♈️در مقایسه «جمهوری اسلامی» مبتنی بر نظریه «امت و امامت» در آثار رهبران انقلابی چون «بهشتی»، «مطهری» و «شریعتی» با تفسیرهای متفاوتی، با ابعاد اجتماعی و سیاسی برساخت شد. ♈️این نظریه در کنار «نظریه ولایت فقیه»، چارچوبی فراهم کردکه در آن اقتدار دینی میتوانست به اقتدار سیاسی تبدیل و درقالب نهادهای حقوقی وسیاسی تثبیت شود. بدین ترتیب، اقتدار «ولی فقیه» صرفاً اقتدار بر شهروندان یک کشور تلقی نشد؛ بلکه با عنوان «ولی امر مسلمین» افقی فراتر از مرزهای ملی برای آن تعریف شد.♈️از این منظر، جمهوری اسلامی نیز همانند امپراتوری کارولنژی در پی بازتولید نهادمند اقتدار دینی فراملی بود. با این حال، تفاوت اساسی در بستر تاریخی این دو تجربه است. جمهوری اسلامی در جهانی شکل گرفت که نظم سیاسی آن بر دولت-ملت، حاکمیت سرزمینی و مرزهای ملی استوار است. بنابراین میان قلمرو نهادهای حکومتی وقلمرو ادعای مشروعیت، نوعی عدم انطباق ساختاری وناسازگاری ذاتی به وجود آمد. ♈️نهادهای این ساخت قدرت، بودجه، مالیات، قانون، ارتش و دستگاه اداری همگی متعلق به یک دولت ملیاند؛ اماپذیرش مشروعیت الهی آن برای شهروندان دیگر دولت-ملت ها نیز لازم یا واجب تلقی می شود و درمقابل، این نظام مقدس، مأموریتی فراتر از دولت ملی را مفروض میگیرد. این وضعیت پارادوکسال، نوعی تنش ساختاری ایجاد میکند. ♈️از یک سو، حکومت باید در برابر شهروندان یک کشور پاسخگو باشد و منابع ملی را برای اداره همان جامعه به کارگیرد، ازسوی دیگر، خود را حامل رسالتی فراملی تعریف میکند که الزاماً محدود به همان جامعه نیست. ♈️در نتیجه، یک تعارض همیشگی میان اولویتهای ملی ومأموریتهای فراملی به صورت درونی درساختار قدرت وجود دارد که می تواند موجب بسیاری از عدم شفافیت ها و متعاقب آن، رانت ها و فسادها خارج از وزارتخانه های زیرنظر دولت و چرخه مداوم کاهش مشروعت وکارآمدی وباز تولید نارضایتی شود.♈️این تنش را نمی توان صرفا به تصمیمهای موردی فروکاست؛ بلکه حاصل همزمانی دو منطق متفاوت مشروعیت است، منطق دولت-ملت و منطق امت. همین عدم انطباق وتعارض درسطح بینالمللی نیز پیامدهای خاص خود را دارد. نظم مدرن بینالمللی براصل برابری حاکمیت دولتها استوار است. هر نظریهای که برای خود اقتدار سیاسی یاهنجاری فراتر ازمرزهای ملی قائل باشد، بالقوه با این نظم وارد تنش میشود. ♈️از این رو علاوه برپیامدهای مربوط به الهیات سیاسی و مشروعیت الهی سیاسی که در همه ادوار تاریخ کم و بیش مشابه است، در اینجا مساله جدی وجود داردکه می توان آن را «شکاف میان قلمرو مشروعیت و قلمرو نهاد» نامید. آنچه که عامل تنشهای ساختاری است، هم در قرائتی اصول گرایانه وهم با تفسیری اصلاح طلبانه، تنش های ناتمام چه باتوافق چه بی توافق.#جمهوریت⚛ @jomhuriyat
