📝📝نجات ایران یا انتقام از حکومت؟ اگر ایران نماند، هیچ چیز نمیماند✍حمید آصفی⚛ @jomhuriyat♈️در سیاست…
انتشار: 2026/07/11 07:07 UTC
📝📝نجات ایران یا انتقام از حکومت؟ اگر ایران نماند، هیچ چیز نمیماند✍حمید آصفی⚛ @jomhuriyat♈️در سیاست، همه تغییرها به پیشرفت ختم نمیشوند. گاه آنچه «تغییر» نامیده میشود، چیزی جز فروپاشی ظرفیتهای یک کشور نیست.میان تغییر و ویرانی فاصلهای عمیق وجود دارد؛ فاصلهای که اگر نادیده گرفته شود، ملتها به نام آزادی، امنیت خود را از دست میدهند و به امید آیندهای بهتر، امروز و فردای خود را ویران میکنند.♈️ایران بیش از هر زمان دیگری به تغییر نیاز دارد. تداوم بسیاری از سیاستهای کنونی، نهتنها بحرانهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی را عمیقتر میکند، بلکه توان ملی را نیز بهتدریج فرسوده میسازد. این واقعیتی است که کمتر کسی در آن تردید دارد.اما مسئله اساسی، ضرورت تغییر نیست؛ مسیر تغییر است.♈️بزرگترین خطای راهبردی آن است که تصور شود هر مسیری که به تضعیف حکومت بینجامد، الزاماً به تقویت ایران منتهی خواهد شد.این همان خطایی است که میتوان آن را «تغییرپنداری» نامید؛ پنداری که هر فروپاشی را تغییر، و هر تخریب را مقدمهای برای آبادانی میبیند.تجربه معاصر منطقه، دقیقاً عکس این گزاره را ثابت کرده است.♈️نه جنگ، کارخانه دموکراسی میسازد و نه تحریم، دانشگاه آزادی تأسیس میکند. آنچه این دو تولید میکنند، اغلب جامعهای فقیرتر، امنیتیتر، قطبیتر و آسیبپذیرتر است. نخستین قربانی جنگ و تحریم نیز نه حکومتها، بلکه جامعه، طبقه متوسط، نهادهای مدنی و ظرفیتهای توسعه یک کشور هستند.♈️جنگ و تحریم، ساختار قدرت را امنیتیتر، فضای سیاسی را بستهتر و هزینه هرگونه تحول درونی را سنگینتر میکنند.هرچه تهدید خارجی افزایش یابد، منطق امنیتی نیز دست بالا را پیدا میکند و امکان شکلگیری روندهای طبیعی اصلاح و تحول در جامعه محدودتر میشود.تغییر مطلوب، بر ویرانههای یک کشور شکل نمیگیرد.♈️توسعه، دموکراسی و آزادی، به حداقلی از ثبات، انسجام ملی و ظرفیت نهادی نیاز دارند. کشوری که درگیر جنگ، تحریمهای فلجکننده و فروپاشی اقتصادی است، بیش از آنکه فرصت بازسازی سیاسی پیدا کند، درگیر بقا خواهد شد.♈️به همین دلیل، میان تضعیف حکومت و تضعیف ایران باید مرزی روشن کشید. هر سیاستی که این مرز را نادیده بگیرد، ممکن است ناخواسته، به جای کاهش هزینههای استبداد، هزینههای ملت را افزایش دهد.البته هنوز کسانی هستند که جنگ یا تحریم را میانبری برای رسیدن به قدرت یا تغییر میدانند.♈️اما تجربه دهههای اخیر نشان داده است که چنین نسخههایی، بیش از آنکه بر منافع ملی استوار باشند، بر محاسبات سیاسی، منافع گروهی یا این تصور استوارند که «هرچه اوضاع بدتر شود، تغییر نزدیکتر خواهد شد.»♈️این منطق، نوعی «ویرانیسالاری سیاسی» است؛ راهبردی که افزایش رنج عمومی را به سرمایه سیاسی تبدیل میکند و از گسترش بحران، انتظار تولد آیندهای بهتر دارد؛ انتظاری که تجربههای منطقه بارها آن را رد کرده است.♈️گذار پایدار، از دل جامعهای زنده بیرون میآید، نه از دل جامعهای فرسوده.تغییر، زمانی ماندگار است که بر نیروی جامعه، بر نهادهای مدنی، بر همبستگی ملی و بر رشد آگاهی عمومی تکیه داشته باشد، نه بر موشکهای قدرتهای خارجی و نه بر تحریمهایی که پیش از حکومت، مردم را هدف قرار میدهند.♈️سیاستی که برای نجات ایران طراحی میشود، باید نخست ایران را حفظ کند. اگر در مسیر تغییر، کشور فرسوده، جامعه ازهمگسیخته و سرمایههای ملی نابود شوند، آنچه باقی میماند، تغییر نیست؛ تنها انتقال بحران از شکلی به شکل دیگر است.♈️از همین رو، راهبرد ملی باید بر «ایرانپایی» استوار باشد؛ راهبردی که بقای ایران، امنیت مردم، انسجام سرزمینی و ظرفیتهای ملی را بر هر رقابت سیاسی مقدم بداند.هیچ پیروزی سیاسی، اگر بر ویرانههای یک میهن بنا شود، پیروزی ملت نخواهد بود.#جمهوریت⚛ @jomhuriyat
