🔰🔰 آفرین بر روانِ مولانا!✍ رضایی⚛ @jomhuriyat ♈️ روزی حضرت مولانا از محلّهای میگذشت؛ دو شخص بیگان…
انتشار: 2026/08/27 14:44 UTCدریافت: 2026/08/27 16:05 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/27 16:05 UTC
🔰🔰 آفرین بر روانِ مولانا!✍ رضایی⚛ @jomhuriyat ♈️ روزی حضرت مولانا از محلّهای میگذشت؛ دو شخص بیگانه با همدیگر مناقشه و منازعه میکردند و به همدیگر «زی و قاف» (بد و بیراه) میگفتند. حضرت مولانا از دور توقف فرموده و (سخنان آنان را) میشنود که یکی به دیگری میگوید که:«یعنی به من میگویی؟ واللّه واللّه که اگر یکی بگویی، هزار بشنوی.»خداوندگار پیش آمد فرمود که:«نی، نی؛ بیا هرچه گفتنی داری به من بگو که اگر هزار بگویی، یکی هم نشنوی.» هر دو خصم، سر در قدم او نهاده و صلح کردند. (مناقبالعارفین افلاکی، تصحیح تحسین یازیجی، ص ۱۰۵)♈️ این حکایت کوتاه برای روزگار ما درسآموز است. حکایت افلاکی در باطن حامل نکتهای ژرف دربارهٔ سازوکار نزاع و امکان پایان دادن به آن است. مولانا در اینجا نه داور دعواست، نه میکوشد بفهمد حق با کدام یک است. او قبل از هر چیزی میکوشد چرخهای که دعوا را تغذیه میکند با رفتارش متوقف کند.♈️ حکایت، دو نوع منطق را در کنار هم مینشاند: منطق جاهلان که چون یک ناسزا بشنوند به مصداق کلوخانداز را پاداش سنگ است، به هزار ناسزا پاسخ میدهند و بدین طریق، خصومت و خشونت را در یک چرخهٔ بیحاصل و زیانبار با شدتی بیشتر تکثیر میکنند؛ و دیگر منطق خردمندان که از سرِ دانایی و مِهرورزی و خیرخواهی وقتی با خشونتی مواجه میشوند میکوشند آن را همان جا متوقف کنند تا در سطح کلانتری منتشر نشود.♈️ خردمندان که اهل صلح و آشتی و زندگانیاند، میدانند که خصومت، فقط در ذهن و زبان طرفین دعوا باقی نمیماند. اگر پاسخگوییِ متقابل ادامه پیدا کند، خصومت تکثیر میشود و از دو نفر به جمع، از یک گفتوگو به گفتوگوهای دیگر و از یک اختلاف مشخص به مجموعهای از داوریها و کینهها سرایت میکند. هر پاسخ، علاوه بر اینکه پاسخی به سخن پیشین است، خود به یک متن تازه برای پاسخ بعدی تبدیل میشود.♈️ شاید یکی از ویژگیهای فضای فکری و روشنفکری روزگار ما همین باشد. سخنی که احتمالاً به دور از دانش و انصاف است گفته میشود؛ در مقابل، پاسخ درشت و همراه با دشنام و تهدید و ارعابی منتشر میشود؛ آن پاسخ، پاسخی دیگر برمیانگیزد؛ و خیلی زود، اصل مسئله در میان انبوه پاسخها، کنایهها، حملههای شخصی، داوریهای تاریخی و نسبت دادن انگیزهها گم میشود. میرسیم به نقطهای که دیگر درباره یک مسئله گفتوگو نمیکنیم؛ بلکه خودِ خصومت را بازتولید و منتشر میکنیم.♈️ دراین جا، مسئله فقط این نیست که کدام یک استدلال درستتری دارد یا کدام داوریِ تاریخی وفکری دقیقتر است. مسئله مهمتر این است که آیا هرسخنی الزاماً باید باسخنی دیگر و هرحملهای باحملهای شدیدتر پاسخ داده شود؟♈️ درمنطق رایج مجادله، پاسخ ندادن اغلب نوعی شکست تلقی میشود. گویی اگرکسی به ما «یکی» گفت وما «هزار» نگفتیم، میدان را واگذار کردیم. سکوت راضعف میپنداریم و پاسخگویی بیوقفه رانشانه قدرت. اما مولانا درست درنقطه مقابل این منطق میایستد.او نمیگوید: «یکی گفتی، یکی میشنوی.» میگوید: «اگرهزار هم بگویی، یکی هم درپاسخ نشنوی.»♈️ این جمله، درحقیقت، پیشنهاد یک شیوهٔ متفاوت برای مواجهه با خصومت است: امتناع ازتکثیر آن. مولانا نمیکوشدخصومت را با خصومتی دیگر شکست دهد؛ چرخهٔ تولید آن را از کار میاندازد. اگرنزاع به زنجیرهای ازگفتنها و شنیدنهای مکرر تبدیل شده باشد، کافی است یک حلقه از این زنجیره حذف شود. خصومت برای ادامه حیات خود به پاسخ نیاز دارد. وقتی پاسخ نیاید، چرخه در همان نقطه متوقف میشود.♈️ البته ناگفته نماندکه این سخن به معنای تجویز سکوت دربرابر هرظلم و خطایی نیست. گاهی پاسخ دادن ضرورت اخلاقی داردو سکوت میتواندبه معنای تأیید یا تسلیم باشد. سخن مولانا رانباید به نسخهای برای خاموشی دربرابر حقیقتستیزی یابیعدالتی تبدیل کرد. مسئله در این حکایت چیزدیگری است: پاسخی که حقیقت را روشن نمیکند وصرفاًخصومت را تکثیر میکند، چه ضرورتی دارد؟♈️ در روزگاری که انتشار سخن ازانتشار خصومت جدانیست، این نکته اهمیت بیشتری پیدامیکند. رسانهها وشبکههای اجتماعی، امکان تکثیر رابینهایت کردهاند. یک جمله میتواند درچندساعت هزاران بار بازنشر شود؛ اما آنچه بازنشر میشودهمیشه استدلال نیست. گاهی خشم است، تحقیراست، بدگمانی است و میل به شکست دادن دیگری. ماممکن است تصورکنیم که داریم «پاسخ» میدهیم، حال آنکه درواقع داریم خصومت را بازنشر میکنیم. از این منظر، حکایت مولانا فقط حکایت دوانسان عصبانی درکوچه نیست؛ حکایت سازوکار بسیاری از نزاعهای جمعی ماست.♈️باری، گاهی خردمندترین انسان دریک منازعه کسی نیست که بهترین پاسخ را پیدا میکند؛ کسی است که میفهمدکدام پاسخ نباید تولیدوتکثیر شود. مولانا درآن کوچه، بایک جمله، دوخصم را ازمسابقه «یکی گفتن وهزار شنیدن» بیرون میآورد. آفرین بر روانِ مولانا!#جمهوریت ⚛ @jomhuriyat
