.طناببازدر فضای مجازی، چهرهای را میشناسیم که استاد مسلم طناببازی میان مواضع متضاد است؛ طنابی که یک سرش به جیب سفارشدهندگان توئیت گره خورده و سر دیگرش به وجدانی که هر روز رنگ عوض میکند.او در شبکه ایکس چنان ماهرانه بین اردوگاههای سیاسی حرکت میکند که خوانندگانش دیگر نمیدانند او را مشاور سابق یک رئیسجمهور خاص بخوانند، منتقد تندش، یا پروژهگیری که هر روز برای یک جناح توئیت میزند.این فرد، نمایشی بینظیر از « افشاگری و پشیمانی» را به اجرا گذاشته است.زمانی از نزدیکترین یاران یکی از روسای جمهور سابق بود، بعدها به تندترین منتقدانش بدل شد و اتهامات سنگینی علیه او و همراهانش مطرح کرد.اما امسال تابستان ناگهان با توئیتی از آنها عذرخواهی کرد و نوشت: «مطالب نادرست بیان کردم».همچنین بود که اتهامات تندی به یکی دیگر از روسای جمهور قبلی نسبت داد و البته یکسال پیش بعد از چندین سال که این اتهام چرخیده بود از او عذرخواهی کرد. اما اینها تنها عذرخواهیهای او نبودند. پیش از این نیز از یک مشاور ارشد سیاسی عذرخواهی کرده بود، از یک روحانی بلندپایه نیز حلالیت خواسته بود، و حتی از یک وزیر خارجه سابق طلب بخشش کرده بود.چرا آدمی باید به دیگری اتهام بزند و چند سال بعد از او عذرخواهی کند؟ آیا این جز طناببازی است و سفارش گرفتن از این و علیه آن نوشتن؟در محافل رسانهای و حتی سیاسی، او به «پروژهبگیر» شهرت دارد. چنانکه روزنامهای اصولگرا بدون نام بردن از او، در یادداشتی به این رفتار اشاره کرده بود.نمونههایی چون او کم نیستند و ما هر روز بیشتر از روز قبل با این افراد آشنا میشویم. این مطلب را بدون ذکر نام او تمام میکنیم اما شاید لازم باشد روزی پرونده چنین افرادی را با مستندات بیشتر باز کرد. @JournalistsClub1