چراغی که باید به پشت صحنه خودش هم بتابدعلی پیرولیروزنامهنگارچهارمین جایزه «چراغ» انجمن صنفی روزنام…
انتشار: 2026/08/22 15:10 UTCدریافت: 2026/08/22 23:11 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/22 23:11 UTC
چراغی که باید به پشت صحنه خودش هم بتابدعلی پیرولیروزنامهنگارچهارمین جایزه «چراغ» انجمن صنفی روزنامهنگاران استان تهران برگزار شد؛ مراسمی برای تقدیر از روزنامهنگاری حرفهای و دیدهشدن آثار برتر. اما در کنار نام برگزیدگان، یک پرسش مهمتر به چشم میآمد؛چه کسانی تعیین میکنند چه چیزی شایسته دیدهشدن است و معیار این انتخاب چیست؟مسئله، برندهشدن این یا آن روزنامهنگار نیست. بدون سند هم نمیتوان گفت نتایج از پیش تعیین شده بوده است. مسئله، ساختاری است که وقتی در آن داوران، دستاندرکاران و تصمیمگیران عمدتاً از یک دایره محدود و آشنا انتخاب میشوند و خروجی نیز بارها به همان طیف نزدیک میشود، این تصور را ایجاد میکند که شاید قرار است یک نگاه و یک سلیقه مشخص بیش از نگاههای دیگر مجال دیدهشدن داشته باشد.از این رو، «چراغ» ناخواسته یادآور جشنواره فیلم فجر میشود؛ نه به این معنا که سازوکار این دو یکی است، بلکه از حیث حسی که ممکن است در مخاطب ایجاد شود: اینکه یک نگاه غالب و یک دایره آشنا، بیش از سایر نگاهها شانس دیدهشدن دارند.جشنواره حرفهای باید محل رقابت نگاهها باشد، نه بازتولید یک نگاه. روزنامهنگار باید مطمئن باشد اثرش فارغ از نزدیکی یا دوریاش به جریان غالب، بر اساس کیفیت و معیارهای روشن داوری میشود.اینجاست که پرسش درباره ترکیب داوران و دستاندرکاران اهمیت پیدا میکند.چرا معیار انتخاب داوران شفاف نیست؟ چرا شاخصهای ارزیابی و نحوه امتیازدهی روشن اعلام نمیشود؟چرا درباره تعارض منافع احتمالی توضیحی وجود ندارد؟ و چرا در طراحی و اجرای چنین رویدادی، سهم نسلهای تازه، رسانههای متفاوت و نگاههای منتقد تا این اندازه محدود به نظر میرسد؟اینها اتهام نیستند؛ پرسشهای طبیعی درباره حکمرانی یک نهاد صنفیاند.نقد البته متوجه پیشکسوتان روزنامهنگاری نیست. پیشکسوتی سرمایه صنف است و هیچ جامعه حرفهای بدون حافظه تاریخی و تجربه نسلهای گذشته دوام نمیآورد.اما یک مرز مهم وجود دارد، نهاد صنفی سالم، پیشکسوت را حذف نمیکند؛ اما مدیریت را هم مادامالعمر نمیکند.مسئله، حلقه مدیریتی و تصمیمگیر انجمن است حلقهای که به نظر میرسد گردش نیرو در آن به اندازه کافی اتفاق نیفتاده و همان دایره محدود همچنان در مدیریت، تصمیمگیری و طراحی رویدادها نقش پررنگ دارد.مشکل از جایی آغاز میشود که افراد برای مدت طولانی در موقعیتهای مختلف یکدیگر را بازتولید کنند؛ یکبار مدیر، یکبار برگزارکننده، یکبار داور و بار دیگر تصمیمگیر.این الزاماً به معنای تخلف نیست، اما ریسک شکلگیری انحصار فکری و صنفی را بالا میبرد.صنف روزنامهنگاری بیش از هر صنف دیگری باید نسبت به این مسئله حساس باشد. ما روزنامهنگاران از شفافیت، پاسخگویی، گردش قدرت و مقابله با حلقههای بسته مینویسیم. بنابراین طبیعی است که همین معیارها را از نهاد صنفی خودمان نیز مطالبه کنیم.اگر قرار است جایزه «چراغ» متعلق به جامعه روزنامهنگاری باشد، باید تنوع همین جامعه را هم در ترکیب داوران، دستاندرکاران و نگاههای مورد ارزیابی نمایندگی کند.قرار نیست پیشکسوتان کنار گذاشته شوند. قرار نیست تجربه حذف شود. حرف چیز دیگری است، تجربه نباید به بهانهای برای بسته ماندن درهای مدیریت و تصمیمگیری تبدیل شود.از طرف دیگر، شفافیت به اعتبار جایزه آسیب نمیزند؛ برعکس، از آن دفاع میکند. اگر مشخص باشد چه کسانی داوری کردهاند، چرا انتخاب شدهاند، آثار بر چه اساس امتیاز گرفتهاند و چه سازوکاری برای جلوگیری از تعارض منافع وجود داشته، حتی منتقدان نیز راحتتر میتوانند نتیجه را بپذیرند.اما وقتی فرآیند روشن نیست، حتی یک انتخاب شایسته هم زیر سایه یک سؤال قرار میگیرد، آیا کیفیت اثر تعیینکننده بوده یا قرار گرفتن در محدوده نگاه مورد قبول داوران؟چهارمین «چراغ» میتواند یک فرصت برای اصلاح همین مسئله باشد؛ برای اینکه در دورههای بعد، ترکیب داوران و دستاندرکاران متنوعتر شود، معیارها پیش از داوری اعلام شوند، فرآیند امتیازدهی شفافتر باشد و گردش نیرو در ساختار صنفی جدیتر گرفته شود.چرا که اعتبار یک جایزه فقط به این نیست که چه کسانی برنده شدهاند؛ به این هم هست که چه کسانی، با چه معیاری و در چه فرآیندی آنها را انتخاب کردهاند.پرسش ساده اما مهم همین است؛ چه کسانی تعیین میکنند چه چیزی شایسته دیدهشدن است و چرا این حق انتخاب همچنان تا این اندازه در یک دایره محدود باقی مانده است؟اگر «چراغ» قرار است چراغ روزنامهنگاری باشد، نخست باید بتواند به پشت صحنه خودش هم نور بتاباند.چهارشنبه ۲۸ مرداد ۱۴۰۵@JournalistsClub1



