از منظر روانپویشی، شجاعتِ عشق نه در «ماندن» نهفته است و نه در «رفتن»؛ بلکه در مواجهه با نیروهای نا…
انتشار: 2026/06/27 19:36 UTC
از منظر روانپویشی، شجاعتِ عشق نه در «ماندن» نهفته است و نه در «رفتن»؛ بلکه در مواجهه با نیروهای ناخودآگاهی است که ما را به هر یک از این دو سو سوق میدهند. گاهی رفتن آسانتر است، زیرا ما را از رویارویی با تعارضها، آسیبپذیریها و ترسهای صمیمیت رها میکند. و گاهی ماندن آسانتر است، زیرا از اضطرابِ فقدان، جدایی و تنهایی میگریزیم.پرسش اصلی این نیست که آیا فرد مانده یا رفته است؛ بلکه این است که «چرا» مانده و «چرا» رفته است. در روابط عاطفی، بسیاری از تصمیمها تحت تأثیر الگوهای دلبستگی، تجربههای کودکی و نیازهای ناهشیار شکل میگیرند. از این رو، ماندنی که از ترسِ رها شدن سرچشمه بگیرد، لزوماً شجاعانه نیست؛ همانطور که رفتنی که از ترسِ صمیمیت ناشی شود نیز نشانهٔ قدرت نیست.📱🔤🔤🔤🔤🔤🔤در نگاه روانپویشی، شجاعتِ واقعی زمانی پدیدار میشود که فرد بتواند بدون انکارِ ترسهایش، آنها را بشناسد و آگاهانه انتخاب کند. گاهی این انتخاب به معنای ماندن و ساختنِ رابطه است، و گاهی به معنای پذیرفتنِ پایان آن. شجاعت نه در خودِ ماندن یا رفتن، بلکه در صداقتِ روانیِ پشتِ آنها نهفته است.🕊@kadiha ⚜
