داستان از یه مراسم خیریه شروع میشه… جایی که اکبر عبدی میره روی صحنه. همه فکر میکردن قراره مثل بقیه…
انتشار: 2026/07/26 09:43 UTC
داستان از یه مراسم خیریه شروع میشه… جایی که اکبر عبدی میره روی صحنه. همه فکر میکردن قراره مثل بقیه یه سخنرانی کوتاه کنه و بره پایین.ولی یهو خیلی ساده یه سوال میپرسه:«اگه چی کار کنم بیشتر به خیریه کمک میکنین؟»از بین جمعیت یکی داد میزنه: «اگه برقصی!»و اتفاق جالب دقیقاً همینجا میفته…اکبر عبدی بدون حتی یه لحظه مکث، بدون فکر به اینکه کیه، چه جایگاهی داره یا مردم چی میگن… شروع میکنه به رقصیدن.نه ژست گرفت، نه تعارف کرد، نه گفت شأن من این نیست…فقط همون لحظه به یه چیز فکر کرد: کمک کردن.این دقیقاً همون چیزیه که آدمو بزرگ میکنه، نه اسم و شهرت.اینکه بتونی برای یه کار خوب، از خودت بگذری و بدون هیچ حسابوکتابی دل مردم رو شاد کنی.شاید خیلیها بتونن بازیگر خوبی باشن، اما هرکسی اینقدر دل صاف و بیریا نداره.🕊@kadiha ⚜چقدر ساده، چقدر واقعی…روحت شاد مرد بزرگ 🤍

