✍️ با عرض سلام و خسته نباشید با آرزوی قبول طاعات و عبادات شما عزیزان👈 ضمن خوش آمد به همه اعضای جدید…
انتشار: 2026/08/16 08:38 UTCدریافت: 2026/08/16 16:50 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/16 16:50 UTC
✍️ با عرض سلام و خسته نباشید با آرزوی قبول طاعات و عبادات شما عزیزان👈 ضمن خوش آمد به همه اعضای جدید و تشکر از همه بزرگوارانی که مخاطبین خود را در کانال عضو کردند.امیدواریم برنامهها مورد پسند و توجه شما قرار بگیرد و کمال استفاده را ببرید.👈 ان شاء الله که خداوند به همه توفیق خدمت در راستای ترویج آرمان های زیبای اسلامی را بدهد.جزاکم الله خیرا فی الدارین ☆کانال کلام و قلم☆•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•● 𝗝𝗢𝗜𝗡 : @kalam_ve_qalam
پستهای تلگرام — کلام و قلم
خازن نگهبان وداروغه بهشت چه نام دارد؟
🔸چهار چیز برای چهار مقصد آفریده شدهاند... ☆کانال کلام و قلم☆•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•● 𝗝𝗢𝗜𝗡 : @kalam_ve_qalam
کلام و قلم pinned «✍️ با عرض سلام و خسته نباشید با آرزوی قبول طاعات و عبادات شما عزیزان 👈 ضمن خوش آمد به همه اعضای جدید و تشکر از همه بزرگوارانی که مخاطبین خود را در کانال عضو کردند. امیدواریم برنامهها مورد پسند و توجه شما قرار بگیرد و کمال استفاده را ببرید. 👈 ان شاء الله…»
💕حقوق فرزندان بر والدین در پرتو آیات قرآن مجید👇1. شکرگزاری به خاطر نعمت داشتن فرزند📖(شوری، 49)2. وظیفه مادر در شیر دادن به نوزاد تا دو سال📖(بقره، 233) 3. وجوب حفظ جان فرزند و حرام بودن سقط یا کشتن او به خصوص به علت فقر📖 (اسرأ، 31)4. تلاش برای نجات فرزندان از خطرهای جانی و اخلاقی📖(هود، 42)5. مراقبت بر نماز خواندن فرزندان📖 (طه، 132)6. اصلاح و رشد گرایش های اعتقادی فرزند مخصوصا دوری از شرک و اعتقاد به آخرت📖(لقمان، 13)7. آموزش احکام شرعی📖 (لقمان، 17) 8. آموزش ارزشهای اخلاقی مخصوصا دوری از تکبر و پرخاشگری📖( 18 و 19 لقمان )9. مشورت کردن با فرزندان و مشارکت دادن آنها در کارها📖(قصص26)10. پرهیز از افراط در محبت📖(منافقون 9)11. توجه به آینده فرزندان و امنیت آنها📖(ابراهیم، 35)12. روابط دوستانه پدر و مادر با فرزند به گونه ای که او اسرار خود را به آنها بگوید📖(یوسف4)13. فراهم آوردن زمینه مناسب برای بازی و گردش فرزندان📖(یوسف12)14- سرزنش فرزندان در برابر خطاها و سهل انگاری ها 📖( یوسف آیه 18)15- پذیرش قول و تعهد فرزندان ( حتی در مواردی که قبلاً تخلف کرده باشند)📖( آیات 14 و 66 یوسف)16. امیدوار کردن فرزندان به حل مشکلات📖(یوسف،87)17. طلب بخشش گناهان (استغفار) برای فرزندان📖 (آیات 97 و 98 سوره یوسف ☆کانال کلام و قلم☆•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•● 𝗝𝗢𝗜𝗡 : @kalam_ve_qalam
#روزشماری_بامحبوب_حجازی #روز_هفتادم🔹 به خاطرِ او باران میبارد ابوطالب دیگر اصلاً پیامبرمان ﷺ را تنها نمیگذاشت؛ و در برابر گزند مشرکان از او محافظت میکرد. مشرکان برای منصرف کردنِ ابوطالب از حمایت محمد ﷺ، مدتها فکر کردند. سرانجام، به نتیجهای رسیدند، و به او گفتند:ابوطالب! در میانِ ما عَمْرو از همه خوش اندامتر، تنومندتر و خردمندتر است، ما عَمْرو را به تو میدهيم، تو هم محمد را به ما بده، ما محمد را میکشیم و تو عَمْرو را جای او میگذاری.ابوطالب در مقابلِ این پیشنهاد بیشرمانه، به شدت عصبانی شد. چه کسی میتوانست جای برادرزاده عزیزش، محمد ﷺ را پر کند؟ تمامِ دنیا یک طرف، او یک طرف. چطور ممکن بود برادرزادهای را که مثلِ چشمش مواظبش بود و همچون جانش دوست میداشت به آنها بدهدکه بکشند!با عصبانیت بر آنها غرّید و گفت:به خدا سوگند! محمد از فرزندانِ شما بسیار برتر و نیکوتر است. شما پیشنهادِ بسیار زشتی به من دادید. میخواهید جگرگوشه من را بکُشید؛ ولی من فرزندِ شما را بزرگ کنم؟! شما دیوانه شده اید.پس از این رفتار قاطعانه ابوطالب، دشمنان از نو جمع شدند و شروع به کشیدن نقشههایی برای کُشتنِ محمد ﷺ کردند.خبرِ این قضیه به گوشِ ابوطالب رسید و بسیار عصبانی شد. جوانانِ فامیل را جمع کرد و به محلِ تجمع مشرکان رفت. در مقابلِ آنها محکم ایستاد و گفت:سوگند به خدا! اگر برادرزادهام، محمد را بکشید؛ کسی از شما سالم نخواهد ماند. تا نابودیِ کاملِ شما رهایتان نخواهم کرد. مشرکان از این سخنانِ ابوطالب ترسیدند. آرام و بیصدا پراکنده شدند. ابوطالب به دنبال آنها فریاد میزد:به خاطرِ اوست که باران میبارد. یتیمان، بیوهها و تنگدستان چشمشان به دستِ اوست، و به او اعتماد دارند. بستگانش از او انتظارِ یاری دارند. در حقِ چنین انسانِ نیک و وارستهای چه نقشههای شومی میکشید! با تکذیبِ او خودتان را فریب میدهید و گمانهای بیهوده میبَرید. خیال میکنید نقشههای پلیدتان تا وقتی ما زندهایم محقق خواهد شد! ما اطرافِ او هستیم و در این راه همه چیزمان را فدا خواهیم کرد.ابوطالب تا زمانی که زنده بود برای محافظت از برادرزاده عزیزش همه کاری میکرد. سخنانِ ابوطالب در گوشِ همه آنها طنین انداخته بود، و از ترس ابوطالب، نقشههایشان را به تعویق انداختند و از آنجا رفتند.ادامه دارد، إِنشَاءَالله ☆کانال کلام و قلم☆•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•● 𝗝𝗢𝗜𝗡 : @kalam_ve_qalam
#روزشماری_بامحبوب_حجازی #روز_شصت ونهم 🔹اشكهایِ حضرتِ فاطمه(رضیاللهعنها)مرواریدِ سیاهِ جهان، کعبه خشنود بود؛ زیرا پس از قرنها بتپرستی، اکنون پیامبرمان ﷺ آنجا نماز میخواند و خدا را به یگانگی یاد میکرد. کعبه با او زیباتر میشد.پیامبر عزیزمان ﷺ نماز را بیش از هر چیزی دوست داشت. در حضورِ الله بـودن به او آرامش میداد. هنگام ادایِ نماز همه چیز را از یاد میبرد و تنها به زیباتر از هر زیبایی، یعنی خداوند میاندیشید. هنگام نماز نه چیزی میشنید و نه چیزی میدید. شادمانهترین اوقاتِ او هنگام نماز بود.آن روز، ابوجهل هـم بـا دوستانش در کعبه بودند. با حیرت، او را که غرق شادمانی و آرامش در نماز ایستاده بود، نگاه میکردند. ندایی در درون به آنها میگفت:این نماز باید عبادت خیلی زیبایی باشد. محمد هنگامِ نماز چقدر خوشحال به نظر میآید!حسادتی عجیب درونِ ابوجهل را پُر کرده بود. خودش را وسط انداخت و گفت:چه کسی حاضر است یک شکمبه شتر روی سرِ محمد بیندازد؟یکی از دوستانِ بد جنسش پاسخ داد:من این کار را میکنم.سپس، دوید. یک شکمبه و امعاءِ و احشایِ خون آلود و کثیف را آورد. پیامبر عزیزمان ﷺ بیخبر از همه چیز نمازش را ادامه میداد. وقتی به سجده رفت، آن آدمِ بیحیا شکمبه را روی سرش ریخت. دوستانش قاه قاه خندیدند.کسانی که این کارِ زشت را دیدند رفتند و به حضرت فاطمه خبر دادند:"فاطمه، عجله کن! باز هم در کعبه پدرت را اذیت میکنند."فاطمه کوچولو با نگرانی به سمتِ کعبه دوید. قلبش مثلِ پرنده بالبال میزد. وقتی به کعبه رسید، آنچه را که میدید باور نمیکرد. فوراً شکمبه را از سر و دوش پدر جدا کرد. زارزار گریه میکرد. پیامبرمانﷺ نمازش را تمام کرد. سپس، دخترش فاطمه را در آغوش گرفت و او را آرام کرد. پیامبر مهربانﷺ، در حق آن انسانهای نادان فقط این جمله را گفت:"خدایا! آنها را به تو حواله میکنم."پیامبر ﷺ همیشه در مقابلِ بدیهایی که به او میشد، صبر و متانت از خود نشان میداد؛ زیرا وجودِ او خالی از هرگونه بدی بود. همیشه بهترینها را برای مردم میخواست و به همه نیکی میکرد. پیامبر ﷺ اشکهایِ دختر کوچولویش را پاک کرد و از آنجا رفتند.ادامه دارد، إِنشَاءَالله ☆کانال کلام و قلم☆•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•● 𝗝𝗢𝗜𝗡 : @kalam_ve_qalam
