کوردها فراموششدگان دیروز و بازیگران نوین خاورمیانه✍️ مهندس کامیل سیدی مقدمجغرافیایی که کوردها در آن زیست میکنند از نظر وسعت سرزمینی در میان چندین کشور خاورمیانه گسترده است. این جغرافیا از منظر ژئوپلیتیک و ژئواستراتژیک یکی از مهمترین و حساسترین مناطق خاورمیانه به شمار میآید و به دلیل موقعیت ویژه خود همواره مورد توجه قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای بوده است.جغرافیای کوردها در همجواری با ملتهای گوناگون قرار دارد و از تنوع زبانی، قومی ،فرهنگی ،دینی و مذهبی فراوانی برخوردار است. این تنوع از یک سو میتواند منشأ پویایی قدرت و تابآوری جوامع منطقه باشد و از سوی دیگر در برخی مقاطع تاریخی به زمینهای برای شکلگیری کشمکشهای داخلی و مداخله قدرتهای بیرونی تبدیل شده است.در میان ساکنان دیرینه این جغرافیا کوردها جایگاهی ویژه دارند. مردمانی با پیشینهای تاریخی ،فرهنگی و اجتماعی عمیق که طی سدههای گذشته نتوانستهاند به شکلی پایدار از استقلال حاکمیت یا مشارکت مؤثر و عادلانه در اداره سیاسی سرزمینهای خود برخوردار شوند.از همین منظر شاید بتوان کوردها را در چند دهه اخیر «فراموششدگان» این پهنه جغرافیایی نامید. مسئلهای که بارها در معادلات سیاسی منطقهای و بینالمللی مورد استفاده قرار گرفته اما کمتر به عنوان یک واقعیت پایدار سیاسی اجتماعی و انسانی مورد توجه قرار گرفته و در بسیاری از مقاطع با اجحاف و محرومیت همراه بوده است.با این حال پیامدهای حذف و به حاشیه راندن کوردها تنها متوجه آنان نبوده است. تجربه چند دهه گذشته نشان داده است که محروم کردن یک جامعه از حقوق سیاسی اجتماعی فرهنگی و اقتصادی نه تنها به رفاه سایر ملتهای منطقه منجر نمیشود بلکه میتواند همه طرفها را در چرخهای از بیثباتی خشونت عقبماندگی و هزینههای سنگین اقتصادی گرفتار کند.دولتهای منطقه طی دهههای گذشته میلیاردها دلار را صرف تجهیزات نظامی و ابزارهای جنگ و سرکوب کردهاند. بخش قابل توجهی از این هزینهها در منازعاتی مصرف شده که پیامدهای آن تنها متوجه کوردها نبوده و زندگی میلیونها انسان دیگر را نیز تحت تأثیر قرار داده است.به بیان دیگر مسئله کوردها تنها مسئله کوردها نیست. هر گلولهای که برای سرکوب یک جامعه هزینه شده هر شهری که ویران شده و هر خانوادهای که آواره شده بخشی از هزینهای است که تمام منطقه پرداخته است. گویی آنچه قرار بوده تنها «سوزنی به کوردها» باشد در نهایت «جوالدوزی به خود» نیز بوده است.با وجود این کوردها صرفاً در جایگاه قربانی یا موضوع مناقشه باقی نماندهاند. آنان در دفاع از کیان و هویت خود و پیگیری حقوق سیاسی، اجتماعی و فرهنگی خویش حضوری فعال داشتهاند و در کنار مقاومت و دفاع از خود در مقاطع مختلف از گفتوگو مذاکره و راهکارهای مسالمتآمیز نیز استقبال کردهاند.در سالهای اخیر این نقش ابعاد گستردهتری پیدا کرده است. کوردها در برخی مناسبات سیاسی و دیپلماتیک میان طرفهای دیگر نیز نقشآفرینی کردهاند و نشان دادهاند که میتوانند از ظرفیت سیاسی و دیپلماتیک خود برای کاهش تنش و گشودن مسیر گفتوگو استفاده کنند.در این میان نمیتوان نقش شادروان مام جلال طالبانی رئیس جمهور سابق عراق و تورگوت اوزال رئیسجمهور وقت ترکیه را در گشودن مسیرهای سیاسی برای طرح مسئله کوردها در ترکیه از یاد برد. مام جلال با درایت سیاسی و توانایی ایجاد ارتباط میان طرفهای مختلف توانست موضوع کوردها را که در آن دوران طرح علنی و سیاسی آن بسیار دشوار بود وارد فضای سیاسی ترکیه کند.اهمیت این تلاش در آن بود که مسئله کوردها را از یک موضوع صرفاً امنیتی به موضوعی قابل طرح در عرصه سیاست و گفتوگو تبدیل کرد. همین رویکرد را میتوان در تلاشهای مام جلال برای ایجاد ارتباط و کاهش تنش میان ایران و آمریکا در برخی مقاطع نیز مشاهده کرد.نمونه دیگری از این ظرفیت را میتوان در تلاشهای کاک نچیروان بارزانی رئیس اقلیم کوردستان عراق برای کاهش تنش میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا مشاهده کرد. بهرهگیری از ظرفیت سیاسی و دیپلماتیک اقلیم کوردستان برای ایجاد ارتباط و گشودن مسیر گفتوگو میان طرفهای درگیر نشاندهنده تغییر تدریجی جایگاه کوردها در معادلات منطقهای است.البته سیاستمداران و شخصیتهای دیگری از جامعه کوردها نیز در مقاطع مختلف برای کاهش تنشها و حل مناقشات منطقهای تلاش کردهاند که پرداختن به نام همه آنان مجال دیگری میطلبد.این تحولات نشان میدهد که کوردها به تدریج از جایگاه جامعهای که صرفاً موضوع مناقشه بوده به جایگاه بازیگران سیاسی ارتقا یافتهاند. حضور آنان در سطوح بالای سیاسی و تصمیمگیری در برخی کشورهای منطقه میتواند در افزایش اعتماد ملی تقویت خودباوری و شکلگیری رویکردی مسئولانهتر نسبت به آینده مؤثر باشد.t.me/kamyaraniekan