نیستدر این شب غم و غربت، که نرمهنوری نیستبرای جان و جهان، جادهی عبوری نیستدر این شبی که نه ماه اس…
انتشار: 2026/08/10 22:58 UTCدریافت: 2026/08/13 16:54 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/13 16:54 UTC
نیستدر این شب غم و غربت، که نرمهنوری نیستبرای جان و جهان، جادهی عبوری نیستدر این شبی که نه ماه است و نه ستارهی صبح امید، جز به چراغی و راه دوری، نیستدر این شبانه خطابم به توست، صبح نخستاگرنه قصهی ما، مرگ موش کوری نیست؛تو یی که همدل و همداستان فرداییبدون چشم تو در صبح تازه، شوری نیستبدون چشم تو ای صبح بیزمان، هرگز برای عصر زمین، فرصت حضوری نیستنگفتهام که قیامت کنی، گل خورشید فقط بمان و بخند، این که حرف زوری نیستبمان که تخت سلیمان به باد خواهد رفتدر این کرانه که مهری برای موری نیستبمان، ببین و بدان در سرای سوگ و سکوتبه جز نگاه تو، سامانهی سروری، نیستبگو چه حاجت بادی که خم کند بر خاک کە این شکستەسران را، غم غروری نیست! بگو که بیل بهل، مردگان ماتم را در این کویر ابد، حاجتی به گوری نیست! #سپاهی_لایین (کاوە زێدان)t.me/maname49
