✍امثال و حکم حکایت امشب: قاضی و شاهد دروغیناز حکایتهای کمتر نقلشدهٔ دفتر ششمِ مثنوی معنویمردی نزد…
انتشار: 2026/06/25 19:20 UTC
✍امثال و حکم حکایت امشب: قاضی و شاهد دروغیناز حکایتهای کمتر نقلشدهٔ دفتر ششمِ مثنوی معنویمردی نزد قاضی رفت و ادعا کرد که فلان شخص به او بدهکار است. برای اثبات ادعای خود نیز شاهدی آورد. قاضی از شاهد پرسید:«این بدهی چه زمانی و در کجا بوده است؟»شاهد پاسخهایی داد، اما در سخنانش تناقض پدیدار شد. قاضی که مردی زیرک بود، پرسشهای بیشتری مطرح کرد. هرچه بیشتر پرسید، آشکارتر شد که شاهد ماجرا را ندیده و تنها سخنانی حفظ کرده است.سرانجام قاضی دریافت که گواهی دروغ است و دعوی را رد کرد.مولانا پس از این حکایت میگوید بسیاری از مردم نیز در امور معنوی چنیناند؛ سخن دیگران را حفظ میکنند و گمان میبرند صاحب معرفت شدهاند. اما هنگامی که پای آزمون و تجربه به میان میآید، آشکار میشود که آنچه دارند، دانشی عاریتی است نه شناختی حقیقی.مضمون سخن مولانا این است که:> دانستنِ الفاظ، با دیدنِ حقیقت یکی نیست.همانگونه که شاهد دروغین، ماجرا را ندیده بود، بسیاری نیز از حقیقت فقط نام و نشان آن را شنیدهاند.این حکایت از نمونههای زیبای مثنوی است که از یک ماجرای سادهٔ دادگاه، نتیجهای عمیق دربارهٔ تفاوت «علم تقلیدی» و «علم تجربی و شهودی» میگیرد.❤️ همراه ما در «کاریز آنلاین» باشید:🔹 تلگرام: t.me/karizonline🔹 روبیکا: rubika.ir/karizonlinee🔹 اینستاگرام: instagram.com/karizonline


