✍امثال و حکم حکایت بایزید بسطامی و سگی در راه(از حکایات مشهور و معتبر در منابع صوفیه، از جمله تذکرة…
انتشار: 2026/07/29 19:09 UTC
✍امثال و حکم حکایت بایزید بسطامی و سگی در راه(از حکایات مشهور و معتبر در منابع صوفیه، از جمله تذکرةالاولیاء)روزی بایزید بسطامی در کوچهای میرفت. سگی لاغر و ژولیده از روبهرو آمد. بایزید برای آنکه لباسش نجس نشود، کمی کنار کشید.در همان لحظه، گویی در دلش ندایی برخاست: «ای بایزید! اگر من خشک باشم، تو نجس نمیشوی و اگر تر باشم، با اندکی آب پاک میشوی؛ اما اگر در دل تو تکبر باشد، با آب هیچ رودخانهای پاک نخواهد شد.»بایزید از شنیدن این معنا سخت متأثر شد. سر به زیر انداخت و گفت: «پروردگارا! گاه انسان از حیوان نیز درس بندگی و فروتنی میآموزد.»از آن پس هرگاه سخن از تکبر میشد، میگفت: «آن روز، سگی استاد من شد.»پیام حکایت:بزرگترین آفت انسان، غرور و خودبرتربینی است. گاهی خداوند حقیقت را از زبان یا حال کسی به ما نشان میدهد که هرگز انتظارش را نداریم؛ و انسان خردمند، از هر پدیدهای درس میگیرد.❤️ همراه ما در «کاریز آنلاین» باشید:🔹 تلگرام: t.me/karizonline🔹 روبیکا: rubika.ir/karizonlinee🔹 اینستاگرام: instagram.com/karizonline



