✍امثال و حکم پیری وارسته و عابد، سالها در مسجدی به عبادت مشغول بود. روزی جوانی از دورادور صدای خوش…
انتشار: 2026/08/27 20:32 UTCدریافت: 2026/08/27 21:35 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/27 21:35 UTC
✍امثال و حکم پیری وارسته و عابد، سالها در مسجدی به عبادت مشغول بود. روزی جوانی از دورادور صدای خوش قرآن او را شنید و مجذوب شد؛ اما وقتی به مسجد رسید، دید آن پیر، جامهی ژندهی جولاهان (بافندگان فقیر) بر تن دارد و بر دار قالی نشسته، بیآنکه نماز بخواند، تار میتند.جوان اعتراض کرد که ای پیر! من صدای عرفان تو را تا میلها شنیدم، اما این چه حالی است که از عبادت به بافندگی روی آوردهای؟!پیر بدون آنکه از جا برخیزد، نگاهی به او کرد و گفت:«سالها خدا را در مسجد میجُستم، تا اینکه دریافتم او در تار و پودِ این دار قالی نیز حاضر است. نماز، تنها رکوع و سجود نیست؛ نماز، آن لحظهای است که تار وجودت را در اختیار پودِ ارادهی او مینهی. من از گفتنِ نامِ خدا به بافتنِ نامِ خدا رسیدهام.»سپس افزود:«تو آوای مرا شنیدی و گمان کردی که من به خدا رسیدهام؛ اما من آوای خدا را در چرخشِ چرخِ ریسندگی شنیدم و دانستم که عبادت، محدود به محراب نیست. هرجا که ذکرِ او جاری باشد، محراب است.»❤️ همراه ما در «کاریز آنلاین» باشید:🔹 تلگرام: t.me/karizonline🔹 روبیکا: rubika.ir/karizonlinee🔹 اینستاگرام: instagram.com/karizonline


