📍 دولتآباد | خراسان رضوی🌅 صبح است ساقیا…صبح است ساقیا قدحی پرشراب کندور فلک درنگ ندارد شتاب کنزان…
انتشار: 2026/08/23 01:01 UTCدریافت: 2026/08/23 14:15 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/23 14:15 UTC
📍 دولتآباد | خراسان رضوی🌅 صبح است ساقیا…صبح است ساقیا قدحی پرشراب کندور فلک درنگ ندارد شتاب کنزان پیشتر که عالم فانی شود خرابما را ز جام بادهٔ گلگون خراب کن☀️✨صبحتان غرقِ عطرِ امید و روشنایِ عشق 🦋📚کانال صنفی معلمان 🔸🔸🔸🆔 @kasenfi
پستهای تلگرام — کانال صنفی معلمان ایران
معرفی مستند آموزشی:«آنسوی هیاهو»؛ آموزش در زبانِ سکوت«آنسوی هیاهو» از مستندهای مهم و اولیهی خسرو سینایی است که در اواخر دهه ۱۳۴۰ ساخته شد و به آموزش کودکان و نوجوانان ناشنوا در مدرسهی باغچهبان میپردازد.اهمیت فیلم تنها در موضوع آن نیست؛ سینایی آموزش را به مسئلهای درباره ارتباط انسانی تبدیل میکند. در اینجا آموزش فقط انتقال درس از معلم به دانشآموز نیست؛ بلکه پیدا کردن راهی برای ارتباط با کودکی است که جهان را به شیوهای متفاوت تجربه میکند.در فیلم، دستها، نگاهها، حرکات و چهرهها اهمیت ویژهای پیدا میکنند. چیزهایی که در یک کلاس معمولی ممکن است فرعی باشند، در اینجا به زبان آموزش و ارتباط تبدیل میشوند. به همین دلیل سینایی به جای تمرکز صرف بر محدودیتهای کودکان ناشنوا، بر توانایی آنها برای یادگیری، ارتباط و حضور فعال تأکید میکند.از این منظر، مدرسه در فیلم تنها محل آموزش نیست؛ فضایی برای ساختن پل میان کودک و جهان اطرافش است.عنوان «آنسوی هیاهو» نیز همین معنا را تقویت میکند: آنسوی جهان پرهیاهوی صدا، سکوتی وجود دارد که خالی نیست؛ سکوتی که در آن میتوان با نگاه، حرکت و زبان بدن ارتباط برقرار کرد.به همین دلیل، «آنسوی هیاهو» را میتوان فیلمی دربارهی ناشنوایی، اما بیش از آن دربارهی آموزش و ارتباط دانست؛ فیلمی که یادآوری میکند آموزش موفق، پیش از هر چیز، به شناختن زبان و جهانِ دانشآموز نیاز دارد.📚کانال صنفی معلمان 🔸🔸🔸🆔 @kasenfi
🔸️مستند کوتاه آنسوی هیاهو 🔸️کارگردان: خسرو سینایی📚کانال صنفی معلمان 🔸🔸🔸🆔 @kasenfi
✅دانشگاه هم سهم پولدارها شد؛ «فقر فرصتهای آموزشی را محدود میکند»/ نابرابری خیلی زودتر از کنکور شروع میشودعلیاصغر سعیدی، جامعهشناس اقتصادی در خبرآنلاین:🔰موضوع نابرابری اقتصادی و دسترسی به دانشگاههای دولتی هم مهم است و هم پیچیده، این تفاوت چشمگیر نشان میدهد که دسترسی به آموزش عالی دولتی در ایران بهطور قابل ملاحظهای با موقعیت اقتصادی و اجتماعی خانوادهها ارتباط پیدا کرده است.🔰نمیتوان تنها یک عامل مانند کنکور، کلاسهای خصوصی یا کیفیت مدارس را مسئول دانست، بلکه باید مجموعهای از عوامل مرتبط و انباشته را در نظر گرفت که از سالهای پیش از ورود دانشآموز به دانشگاه آغاز میشوند.🔰حذف کنکور الزاماً به معنای برقراری عدالت آموزشی نخواهد بود. اگر به جای آزمون سراسری، نمرات مدرسه و سوابق تحصیلی معیار اصلی پذیرش شوند، اما کیفیت مدارس همچنان نابرابر باقی بماند، نابرابری فقط از مرحله کنکور به مرحله مدرسه منتقل خواهد شد. 🔰دانشآموزانی که در مدارس برخوردارتر تحصیل میکنند همچنان از امکانات بیشتری برای کسب نمرات بهتر برخوردار خواهند بود. بنابراین اصلاح نظام پذیرش دانشگاه زمانی میتواند به کاهش نابرابری منجر شود که همزمان با بهبود کیفیت و کاهش تفاوت میان مدارس همراه باشد.🔰از دیدگاه جامعهشناختی میتوان این فرآیند را نوعی زنجیره بازتولید نابرابری اجتماعی دانست.🔰در مجموع، پایین بودن سهم دهکهای اقتصادی پایین در دانشگاههای دولتی را نمیتوان صرفاً نتیجه کنکور دانست. این وضعیت محصول پیوند میان فقر، نابرابری اقتصادی، تفاوت در کیفیت مدارس، گسترش بازار خصوصی آموزش، تفاوت در سرمایه فرهنگی خانوادهها و سازوکارهای پذیرش دانشگاه است. 🔰بنابراین هر سیاستی که هدف آن افزایش عدالت در دسترسی به آموزش عالی باشد، علاوه بر اصلاح شیوه پذیرش دانشگاه باید به کیفیت آموزش عمومی، کاهش فاصله میان مدارس و بهبود وضعیت اقتصادی خانوادههای کمدرآمد نیز توجه کند.👈🏻 گفتوگوی مظاهر گودرزی را در لینک زیر بخوانید: khabaronline.ir/xqfr4📚کانال صنفی معلمان 🔸🔸🔸🆔 @kasenfi
📱نیروهای اداری و خدمتگزار، معلم میشوند؟!عظیمیراد، عضو کمیسیون آموزش:🔹اگر معلمی به سن و سابقه قانونی بازنشستگی رسیده است، نباید به دلیل کمبود نیروی انسانی آموزش و پرورش مجبور به ادامه خدمت شود.🔹جبران ضعف در پیشبینی و تأمین نیروی انسانی، مسئولیت دستگاه اجرایی است و نباید هزینه آن بر دوش معلمانی قرار گیرد که سالها خدمت کردهاند.🔹شنیدههایی داریم که آموزش و پرورش میخواهد برای نیروهای اداری و خدمتگزار آزمونی برگزار و از میان آنها تعدادی معلم جذب کند؛ البته امیدوارم این شنیدهها صحت نداشته باشد، چرا که بهکارگیری این نیروها به جای معلمان، در صورت صحت، تصمیمی نادرست و آسیبزا برای کیفیت نظام تعلیم و تربیت خواهد بود.🔹ممکن است در یک استان یا چند شهر خاص کمبود معلم وجود نداشته باشد، اما در سطح کشور این مسئله جدی است.📚کانال صنفی معلمان 🔸🔸🔸🆔 @kasenfi
📱سوئد، هم سوسیالیست هم لیبرتارین!اکونومیست در شماره این هفته خود به سراغ سوئد و مدل سیاسی آن رفته است. گزارش با اشاره به یک نکته جالب آغاز میشود: برنی سندرز، سیاستمدار چپگرای آمریکایی، و چارلی کرک، فعال راستگرای حامی ترامپ (که یک سال پیش ترور شد)، هرچند در بیشتر مسائل با هم مخالف بودند، اما هر دو سوئد را تحسین میکردند. سندرز سوئد را چشمهسار عقل سلیم سوسیالیستی میدانست که آمریکا باید از آن الگوبرداری کند، در حالی که کرک معتقد بود موفقیت سوئد نه به خاطر دولت بزرگ، بلکه علیرغم آن است و ریشه در فردگرایی ذاتی شبیه به فرهنگ تگزاس دارد. نکته جالب این است که هر دو ادعا تا حدی درست است، زیرا سوئد به شکلی متناقض، میزبان "فردگرایی بهصورت جمعی" است.از منظر سوسیالیستی، سوئد نمونه کلاسیک دولت رفاه است: نرخ بالای مالیات بر درآمد برای ثروتمندان (۵۲ درصد)، هزینههای دولتی معادل نیمی از تولید ناخالص داخلی (یکی از بالاترینها در جهان)، مرخصی والدین تا ۴۸۰ روز، دانشگاههای رایگان، نابرابری پایین درآمد، شدیدترین مقررات کنترل اجارهبها در جهان ثروتمند، و عضویت دو سوم کارگران در اتحادیههای صنفی (بیشترین میزان پس از ایسلند). از منظر سیاسی نیز حزب سوسیال دموکرات برای سی و سومین دوره پیاپی در انتخابات پیشتاز است.اما در عین حال، سوئد جنبههای لیبرتارینی قابلتوجهی دارد: اگرچه مالیاتها سنگین است، اما بسیاری از خدمات عمومی توسط بخش خصوصی ارائه میشوند؛ حدود یک سوم دانشآموزان دبیرستانی در مدارس غیردولتی (اغلب انتفاعی) تحصیل میکنند. سوئد یکی از معدود کشورهای بدون مالیات بر ارث است. در دوران کرونا، محدودیتهای بسیار کمتری نسبت به بیشتر کشورها اعمال کرد و فاقد حداقل دستمزد ملی است (برخلاف اکثر اقتصادهای ثروتمند، از جمله آمریکا). کارفرمایان در استخدام و اخراج آزادی عمل بالایی دارند، برخلاف بیشتر کشورهای اروپایی. نتیجه این ترکیب، داشتن ۵۰ درصد میلیاردر بیشتر بهازای هر نفر نسبت به آمریکا است.ریشه اصلی این پارادوکس اسکاندیناویایی در نگاه متفاوت به رابطه دولت و آزادی است. در بیشتر کشورهای توسعهیافته، جمعگرایی و آزادی فردی رقیب یکدیگرند؛ هرچه دولت مسئولیت بیشتری بپذیرد، فضای کمتری برای اتکای شهروندان به خود باقی میماند. اما سوئد مسیر دیگری پیمود: در قرن بیستم، دولت نهتنها برای کاهش نابرابری یا بیمه کردن مردم در برابر سختیها گسترش یافت، بلکه هدف اصلی آن کاهش وابستگی افراد به دیگران - حتی اعضای خانواده خودشان - بود. یک دولت بزرگ و غیرشخصی به عنوان مقوم استقلال فردی تلقی میشود؛ به گونهای که سوئدیها ترجیح میدهند در زمان نیاز، مدیون یک بوروکراسی غیرشخصی باشند تا والدین یا یک خیریه. از این زاویه، دولت بزرگتر به معنای آزادی بیشتر، و نه کمتر است.دو مورخ به نامهای هنریک برگن و لارس ترگورد در کتاب "نظریه سوئدی عشق" این پدیده را "فردگرایی دولتی" مینامند. آنها استدلال میکنند که سوئدیها برای روابطی که آزادانه انتخاب میشوند، بیش از روابط ناشی از ضرورت مادی، ارزش قائلند. نمونهها: مراکز عمومی نگهداری از کودکان به زنان کمک میکند تا از وابستگی مالی به همسر رهایی یابند، خانههای سالمندان دولتی فرزندان را از تعهد به والدین سالخورده آزاد میکند، و حتی ازدواج نیز مشکوک تلقی میشود (در فرانسه و آلمان خانوار واحد مالیاتی است، اما در سوئد هر فرد بالغ بهطور مستقل اظهارنامه مالیاتی میدهد). تفاوت فرهنگی با آمریکا در این است که برای دریافت کمک هزینه تحصیلی، دانشجویان آمریکایی باید درآمد والدین را اثبات کنند، در حالی که دانشجویان سوئدی کاملاً مستقل فرض شده و درآمد والدینشان بیارتباط است؛ این استقلال، هدیهای از سوی دولت است، هرچند حفظ آن هزینهبر باشد.در پایان، گزارش به این نکته میپردازد که ممکن است این مدل مختص سوئد به نظر برسد، زیرا پیشینه تاریخی خاصی دارد: هفت قرن حاکمیت قانون، اعتماد عمیق به دولت و فرهنگ توافقگرایانه که گاهی یکنواخت و تحمیلی به نظر میرسد. همچنین این پرسش مطرح میشود که با توجه به اینکه یکپنجم جمعیت سوئد متولد خارج از کشور هستند، آیا این مسیر منحصربهفرد حفظ خواهد شد؟ اما نظرسنجیهای فرامرزی از نگرشهای اجتماعی نشان میدهد که بیشتر کشورها به سمت سوئد و همسایگانش حرکت میکنند؛ جوامعی سکولار که خودابرازی را بر پایبندی به خانواده یا سنت ترجیح میدهند. این باعث میشود که نظام عجیب سوئد - شکلی از دولتگرایی فراگیر که به مردم کمک کرده از نیاز مادی و فشارهای اجتماعی رها شوند - فراتر از یک مدل خاص نوردیکی باشد. برای ناظران خارجی، لیبرتاریانیسم دولتی گیجکننده است، اما برای سوئدیها هیچ تناقضی ندارد: آنها فقط میخواهند تنها گذاشته شوند، و این کار را با هم انجام میدهند.منبع : @mohammadreza_dadgostar📚کانال صنفی معلمان 🔸🔸🔸🆔 @kasenfi

