🔴 نامه به آقای سعید دهقان به بهانه نمایش فیلم «دادگاه تاریخ»✍️ مرضیه محبی/ حقوقدانهمکار ارجمند، جنا…
انتشار: 2026/08/24 16:15 UTCدریافت: 2026/08/26 22:45 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/26 22:45 UTC
🔴 نامه به آقای سعید دهقان به بهانه نمایش فیلم «دادگاه تاریخ»✍️ مرضیه محبی/ حقوقدانهمکار ارجمند، جناب سعید دهقانحتماً مستحضرید تصویر کردنِ قطعیِ آینده، نوعی تلاش اقتدارگرایانه برای بستنِ راهِ آینده است. آینده میدانی باز، پیشبینیناپذیر و محلِ برخوردِ هزاران نیروی رهاشده است؛ نیروهایی که وقتی از بند استبداد میگریزند، بر اساس برنامهریزی دقیق و صلب شما، در قالبهای بوروکراتیکِ نخبگانِ حقوقی جا نخواهند گرفت. به قول بوردیو، جامعهشناس شهیر فرانسوی، در مقاله «نیروی قانون»، فعالان میدان حقوق، پیش از همه، متوهمانه، باور میکنند که حاملِ حقیقتِ مطلق و عدالتِ جهانیاند، در حالی که آنان نیز در متن جامعه در حال بازتولیدِ روابطِ قدرت موجودند.بر خلاف باور آنان، حقوق نه بازوی فرشتگانِ عدالت، بلکه بوروکراسیِ تخصصیِ حاکمان و نخبگان برای کنترلِ معنای حقیقت و مدیریتِ خشمِ جامعه است. وقتی این نگاه را روی آثاری مثل «دادگاه تاریخ» پیاده میکنیم، میبینیم چرا تلاشِ حقوقدانان برای پیشگویی آینده و تعیینِ شکلِ محاکمات، نوعی تلاش برای حفظِ انحصارِ قدرت و پیچیدنِ نسخه رفتار مردم در آینده، بدون مشارکت و اعمال نظرِ آنهاست.جناب دهقان!زیستن در شمال جهانی نباید سبب شود که صاحبان واقعی ایران و مردمی که نیم قرن ستم سیستماتیک را بلاوقفه در همه لحظاتِ زیستنشان تجربه کردهاند، توده بیشکلِ خنثی و بیفکری به نظر آیند که مینشینند و نگاه میکنند که من و شما، فارغ از واقعیتِ عریانِ روزگارِ جهنمی آنان، برایشان آینده بسازیم. بار رنج را آنها به دوش بردهاند؛ اجازه بدهید هر وقت آن را به زمین نهادند و دستهایشان آزاد شد، سرنوشتشان را هم خودشان بنویسند. آنان نیاز به مهندسانِ فرهیختهای ندارند که با مصالح و ابزار و آلاتِ اصلاحطلبی در عالمِ دیگری، برایشان نقشه آینده را ترسیم کنند، بلکه به دستی نیاز دارند که کمی زیر بارِ طاقتفرسای رنجِ زیستن در ایرانِ تحت سلطه جمهوری اسلامی را بگیرد و سبکترش کند.در دادگاه شما، حتی نشانی از تجربه زیسته وکیل در دادگاههای انقلاب هم وجود نداشت. شما یک فرد ضعیفالنفس را به جای یک ساختار ضد مردمی محاکمه کردید، او را قاضی خواندید، اما امور مربوط به بازپرس و بازجو و قاضی اجرای احکام را هم بارش کردید، بیآنکه به تفکیک اینها در فرایند مرگ واقف باشید. قضات دادگاههای انقلاب خود را قاضی مأذون و دستِ خدا و پیامبر بر روی زمین میدانند و جایی «یک بند انگشت پایینتر از خدا» برای خویش قائلاند، نه اینکه مانند پاسبانهای سرِ گذر، در دفاع بگویند: «دستور از بالا بود.»بله، آقای دهقان، مردم ما البته که آنقدر ترور و وحشت و کشتار و مرگ دیدهاند که آینده خود را هم به این رفتارها نیالایند. مردمی که در هجده و نوزده دی جلوه بدیعی از انقلاب را به نمایش گذاشتند و پیش پای آزادی ایران به خون خفتند، بیگمان محاکمه عادلانه را هم بلدند. بگذارید یک بار هم که شده معنای واقعی دموکراسی در ایران شکل بگیرد. هنوز که جمهوری اسلامی مشغول کشتوکشتار و جنگافروزی و نظامیگریِ عنانگسیخته است، با جانیان پیمانهای رفیقانه نبندیم. قدرت از میان انگشتان زنان و مردان دلیر ایران، از سنگ و کوه و دشت و درخت و آب، از جهان و شیوههای احتمالی مواجههاش با ایران، از انقلاب مردم ایران و از همه نیروهایی که در جایجای جهان عمل میکنند سرچشمه میگیرد و آینده ایران را میسازد؛ بزرگ، زیبا، استوار.آینده ایران را با قصههای خود، دچار اضطرابِ یک اقتدارگراییِ نخبهگرایانه مدرن نکنیم.رسانه، شمایید. لطفاً با دوستان خود به اشتراک بگذارید.کانال چالش صنفی معلمان ایران 🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸t.me/kchaleshFI
