پیامبر رحمت (۱)ای که رسالت به تو ختم آمدهرحمت حق از دل تو سر زدهای که به نوبت شده ای واپسینرتبه ی ت…
انتشار: 2026/08/12 07:20 UTCدریافت: 2026/08/15 00:25 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 00:25 UTC
پیامبر رحمت (۱)ای که رسالت به تو ختم آمدهرحمت حق از دل تو سر زدهای که به نوبت شده ای واپسینرتبه ی تو برتر از آن و از اینگرکه اولوالعزم و همه انبیابا همه خاصان و همه اولیایک طرف و روی ترازو نهندحشمت تو لیک در آن سو نهندکفّه ی تو باز که سنگین تر استزآنکه تو را معرفت دیگر استخلقت تو پیشتر از عالم استگرچه حضور تو پس از آدم استبین همه از چه سرآمد شدی؟از همه ی خلق، محمّد شدیمِهر تو خورشید محبّت کم استزآنکه به تشبیه تو را یکدم استریخت یهودی به تو خاکستریراست فرو آمده بر یک سریکان بدهد بر همه سر اعتباریک سر و سرهای دگر را عیاروآن نه به یک بار، مکرّر بریختجمله به هر مرحله بر سر بریختزآنکه تو شایسته و درخور شدیخشم نکردی و نه دلخور شدیظرف تو دریاست چرا تیرگی؟گو که بریزد ز سر خیرگی!از پس ایّام که آن خیره سرهیچ نیفکند و نشد زو خبرگفت پیمبر که فلانی چراچند صباحی ندهد سهم ما؟زودتر از او خبری آوریداز طرف بنده سلامی بریدرفته و آورده به ایشان خبرگشته مریض او و بُوَد محتضرچونکه پیمبر بشنید این پیامبهر عیادت بنمودش قیامدشمن او بود ولی باک نیستگرچه عمل قابل ادراک نیستکیست که او با همه ی اقتداردر بر دشمن بکند اعتذار؟رفت و مقابل به یهودی نشستبند دل از شخص یهودی گسستگفت سلام از چه ندیدم تو رانیست خبر از تو، نگویی چرا؟خواست یهودی که زمین را دهانباز کند تا که شود او نهاناین همه خاکستر و اقبال اوکرده ی زشتِ من و اجلال اوداد شهادت که تو پیغمبریاز گنه من تو اگر بگذریراحت و آسان بروم زین جهانزان که تو دادی به منِ مرده، جانگشت مسلمان و سپس جان بدادمیوه نگر، شاخه ی احسان بداد...!#پیامبر#مثنوی#سید_مهدی_صدرالحفاظی@Kelkestan


