.دلم مشتاق شبهای دراز است که درهای سخاوت باز باز است قلم افتاده از شور سرودن ولی باید غبارش را زدو…
انتشار: 2026/08/21 16:03 UTCدریافت: 2026/08/22 10:30 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/22 10:30 UTC
.دلم مشتاق شبهای دراز است که درهای سخاوت باز باز است قلم افتاده از شور سرودن ولی باید غبارش را زدودن سحر خواب و تمام شهر دود است ولی در بیکرانها بوی عود است دلم میخواهد امشب خون ببارم جوانی رفت اما در چه کارم گهی شهرت گهی فرزند و خانهگنه انباشتن بر روی شانهجمادیها رجب ها ماه شعبان قدح افتاد از دستم پریشان محرم شور بود و خروشی نه عزم تازهای نه باده نوشیز خُم کربلا کی مست بودیم کجا نی نامه ای دیگر سرودیمشدم در زرق و برق زندگی غرق و نفس سرکشم از پای تا فرق اسیر جلوه های کاذبش شدو مقهور هوای جاذبش شدبرای عده ای مردن عجیب است و هر کس مرد تنها و غریب است غرور و خود پرستی در کمین است بدین سان جای من عمق زمین است نه پروازی نه اشکی از سر درد کسی شاید مرا بیدار میکردو دل ها زیر رگبار قساوت قنوتی خالی از اشک شکایت نیستان خالی از سوز نوا شدو بی بارش زمینها و هوا شد بیا دشمن ترینها را بجوییم دوباره راه را از نو بپوییممیان جسمما دشمنترین هاست و راه بندگی ایمنترین ها استعلی رهبر نیمه آذر ۱۴۰۴#استاد_رهبر کانال کشتی طوفانها | استاد رهبر 👇@keshtitoofanha .



