#حکایت ✏️در روزگار قدیم خواجهای دو غلام داشت که هر کدام حقوق متفاوتی داشتند. روزی آن غلامی که پول…
انتشار: 2026/08/06 14:46 UTCدریافت: 2026/08/07 15:15 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/07 15:15 UTC
#حکایت ✏️در روزگار قدیم خواجهای دو غلام داشت که هر کدام حقوق متفاوتی داشتند. روزی آن غلامی که پول کمتری میگرفت از خواجه پرسید: "چرا با اینکه کار من و همکارم یکی است ولی حقوقمان متفاوت است؟"خواجه گفت:" کمی صبر کن تا به تو بگویم." در آن حال کاروانی از جلوی بازار میگذاشت پس خواجه به غلام گفت:" ببین چه خبر است؟"غلام رفت و کمی بعد برگشت و گفت: "قافلهای حرکت میکند که صدای زنگ شترهایش میآید." خواجه بلافاصله گفت: "اکنون دلیل حقوق کمترت را میگویم." خواجه پیش غلام دیگرش رفت و گفت: "دلیل سر و صدای بیرون چیست؟" غلامی که حقوق بیشتر میگرفت جواب داد: " کاروانی با صد نفر شتر و سی و پنج رأس قاطر با بار پارچه رد میشود که از اصفهان به شیراز میروند."خواجه به غلامی که حقوق کمتر میگرفت گفت: "دیدی جواب تو چقدر متفاوت بود؟ بهخاطر همین هم حقوقتان هم متفاوت است."@kerabdooni✨


