✍️ معماری جدید اعتماد پس از تفاهم ایران و آمریکا / چرا راستیآزمایی دوجانبه، شرط پایداری صلح است؟ ح…
انتشار: 2026/06/23 17:30 UTC
✍️ معماری جدید اعتماد پس از تفاهم ایران و آمریکا / چرا راستیآزمایی دوجانبه، شرط پایداری صلح است؟ حمید ابوطالبی، دیپلمات پیشین و استراتژیست نوشت:▫️هر توافق تاریخی دوجانبه، علاوه بر اراده سیاسی طرفین، نیازمند معماری اجرایی متناسب با واقعیتهای سیاسی، امنیتی و حقوقی دو کشور است. مهمترین پرسش در این مرحله آن است که چگونه میتوان اطمینان متقابل ایجاد کرد، بدون آنکه سازوکارهای اجرای توافق، خود به عامل جدیدی برای بازگشت بحران تبدیل شوند. پاسخ راهبردی این است: انتقال مسئولیت راستیآزمایی و اجرای تعهدات به یک چارچوب مستقیم و مشترک میان ایران و آمریکا. پایان چرخه بینالمللیسازی یک اختلاف دوجانبه▫️تجربه نشان داده است که افزایش تعداد بازیگران مؤثر بر اجرای یک توافق، همچون برجام، لزوماً به افزایش امنیت آن منجر نمیشود. گاه همین تعدّد بازیگران، امکان تفسیرهای متفاوت، فشارهای سیاسی و بازگشت بحران را افزایش میدهد.▫️اگر ایران و ایالات متحده بهعنوان دو طرف اصلی منازعه به تفاهم رسیدهاند، منطق صلح ایجاب میکند که مسئولیت حفظ، اجرا و راستیآزمایی آن نیز در چارچوب مستقیم میان همین دو طرف تعریف شود.تجربه برجام و جنگ؛ ضرورت بازتعریف سازوکار امنیتی▫️حتی وجود سازوکارهای بینالمللی نیز به تنهایی تضمینکننده صلح و امنیت یک توافق نیست. فروپاشی برجام که حاصل تلاش بینالمللی بود، نشان داد این روند تضمینکننده هیچ آینده صلحمحوری نیست.▫️اقدام نظامی آمریکا علیه ایران نیز خارج از چارچوب و نقشآفرینی آژانس بینالمللی انرژی اتمی رخ داد.▫️حتی اگر آژانس در آینده بتواند به نوعی تفاهم فنی با ایران دست یابد، این امر لزوماً به معنای پایان اختلافات سیاسی با آمریکا نخواهد بود. مشکل اصلی صرفاً یافتن یک گزارش فنی معتبر نیست؛ بلکه ایجاد سازوکاری است که بتواند «توافق را در برابر تغییر محاسبات سیاسی بازیگران محافظت کند»؛ خطایی که در برجام به شکلی آشکار رخ نمود.مسئله آژانس؛ یک موضوع صرفاً فنی نیست▫️بازگشت آژانس به عنوان محور اصلی اجرای توافق، حتی اگر با نیت فنی و بیطرفانه انجام شود، میتواند در داخل ایران بهعنوان «بازگشت به الگوی گذشته و برجام» تلقی شده و زمینه یک «منازعه سیاسی داخلی» را ایجاد کند. ▫️مسئله اصلی این نیست که آیا آژانس توانایی فنی برای نظارت دارد یا خیر؛ مسئله این است که آیا مدل موجود نظارت، در شرایط جدید سیاسی ایران، امکان تبدیل شدن به یک سازوکار پایدار برای حفظ توافق را دارد یا خود میتواند به عامل بحران جدید تبدیل شود.راستیآزمایی مشترک؛ راهحل منطبق با فلسفه تفاهم▫️در یک توافق تاریخی میان ایران و آمریکا، سازوکار نظارتی باید به گونهای طراحی شود که هر دو طرف «احساس امنیت» کنند. آمریکا نیازمند اطمینان واقعی درباره اجرای تعهدات ایران است؛ و ایران نیازمند اطمینان است که سازوکار نظارتی به ابزاری برای فشار سیاسی یا ورود دوباره بازیگران ثالث به روند توافق تبدیل نمیشود. زیرا هدف از راستیآزمایی، ایجاد اعتماد است، نه بازتولید بیاعتمادی.مسئولیت آمریکا در ایجاد مسیر جدید▫️اگر واشنگتن معتقد است که تفاهم با ایران فرصتی تاریخی برای پایان دادن به یک بحران طولانی است، باید از این ظرفیت استفاده کند تا نهادهای بینالمللی بهجای بازگرداندن اختلافات به مسیر گذشته، در خدمت نهاییسازی تفاهم و تثبیت صلح قرار گیرند. ضرورت راهبردی▫️ پایداری تفاهم ایران و آمریکا وابسته به ایجاد تعادل میان دو ضرورت است:1️⃣تأمین اعتماد و اطمینان طرفین نسبت به اجرای تعهدات.2️⃣ فراهم کردن امکان سیاسی، حقوقی و داخلی برای اجرای توافق در دو کشور.▪️آینده این توافق هم نه در افزایش ناظران یا نقشآفرینی سازمانهای بینالمللی چون آژانس، بلکه در افزایش مسئولیتپذیری مستقیم ایران و آمریکا تعیین و تثبیت خواهد شد؛ چراکه: تنها زمانی یک توافق از «یک سند سیاسی شکننده» به «یک معماری پایدار امنیتی» تبدیل میشود که صاحبان اصلی اختلاف، خود مسئولیت ساختن و حفظ صلح را بر عهده بگیرند.📌 یادداشت را اینجا بخوانید:khabaronline.ir/xq2Vv@KhabarOnline_ir | Khabaronline.ir
