🌹 تاریخ بخوانیم | روایت آیتالله خامنهای از اولین باری که ساواک را دیدند▫️یک وقت با کمال مسرت دیدم…
انتشار: 2026/07/09 10:00 UTC
🌹 تاریخ بخوانیم | روایت آیتالله خامنهای از اولین باری که ساواک را دیدند▫️یک وقت با کمال مسرت دیدم به جای تیغ ماشین درآورد، ماشین سرتراش آوردند... ماشین را درآورد؛ من تعجب کردم و خیلی خوشحال شدم، منتها از بس این حرف گوشم واقع شده بود که حتما ریش را خشک خشک میتراشند، گفتم لابد این برای سرم است. ▫️ریشم را بعدا میتراشند، همینطور هم بود، اول سر را شروع کردند زدن و دیدیم آری سر را زد تمام کرد، نوبت ریش که رسید ریش را هم بنا کرد به زدن، خیلی خوشحال شدم یا شاید نه، اجازه بدهید، نه، مثل اینکه اصلا سر را نزد، گمانم اصلا سر را نزده باشد، گذاشت از اول اینجا این کنار و بنا کرد به زدن و کوتاه کردن. ▫️من اینقدر خوشحال شده بودم از این حادثه که بیاختیار با این سلمانی و با آن گروهبان هی بنا کردم حرف زدن و خندیدن و صحبتهای خندهآور کردن و اینها، یعنی از کثرت خوشحالی نمیتوانستم خودم را ضبط کنم و هی حرف میزدم و هی میخندیدم. ▫️تا اینکه تمام کرد، تعجب میکردند اینها که من چطور آخوندی هستم که ریشم را دارند کوتاه میکنند و من اینقدر خوشحالم و نمیدانستند که علت خوشحالی من چیست؟ بله نجات از تراشیدن خشک خشک واقعا بیش از آن هم خوشحالی داشت.khabaronline.ir/xq5zq@KhabarOnline_ir | Khabaronline.ir


