📃 از طعنه دایی تا اتهام سیاسی سنگین بیرانوند / هیولای انگزنی را در نطفه مهار کنید▫️علیرضا بیرانوند…
انتشار: 2026/07/20 12:31 UTC
📃 از طعنه دایی تا اتهام سیاسی سنگین بیرانوند / هیولای انگزنی را در نطفه مهار کنید▫️علیرضا بیرانوند در واکنش به گفتوگویی که موضوع اصلی آن عملکرد تیم ملی بود ــ هرچند با کنایههایی شخصی نیز همراه شد ــ از محدوده فوتبال خارج شد و اتهاماتی سیاسی و حیثیتی را متوجه علی دایی کرد. او در حالی تمام حمله خود را بر دایی متمرکز کرد که کریم باقری نیز مستقیماً سخنانش درباره ساخت مجسمه امیر قلعهنویی را به سخره گرفته بود.▫️باقری بود که گفت بیرانوند مجسمه قلعهنویی را بسازد و در خانهاش بگذارد؛ اما در پاسخ منتشرشده، نه مواضع او زیر سؤال رفت و نه هدف اتهامی سیاسی قرار گرفت. تمام تمرکز استوری بر دایی، سابقه اجتماعی او و مواضعش در تحولات سیاسی قرار داشت.▫️تفاوت آشکار در نحوه مواجهه با دو منتقد، پرسشی مشروع ایجاد میکند: چرا پاسخ فوتبالی به باقری کنار گذاشته شد، اما درباره دایی، اختلاف به حوزهای کاملاً سیاسی کشیده شد؟▫️بیرانوند در استوری خود، بهجای پاسخدادن به اصل انتقاد، مواضع سیاسی و اجتماعی دایی را هدف گرفت. او با استفاده از تعابیری سنگین، دایی را در کنار کسانی قرار داد که به ادعای او آرزوی بمباران ایران را داشتهاند.▫️چنین عباراتی دیگر پاسخ به یک نقد فوتبالی یا حتی واکنش به یک طعنه شخصی نیست. قراردادن یک چهره شناختهشده در کنار حامیان حمله به ایران، اتهامی سیاسی و حیثیتی است که در فضای جنگی میتواند در ذهن مخاطب، معنایی بهمراتب سنگینتر از یک جدال رسانهای پیدا کند.▫️انتشار اتهامی به این سنگینی، بدون بررسی ساده تاریخ و محتوای پیامها، قصوری جدی برای چهرهای ملی با میلیونها مخاطب است. در هر دو حالت، حداقل اقدام مسئولانه، اصلاح فوری ادعا و توضیح صریح درباره اشتباه رخداده بود. بااینحال، تا زمان انتشار این یادداشت، توضیح یا اصلاح صریحی از سوی او منتشر نشده است. این سکوت، خود به بخشی از مسئله تبدیل شده است.▫️نقد رفتار بیرانوند نباید به مصونسازی علی دایی از انتقاد منجر شود. دایی نیز مانند هر پیشکسوت و چهره عمومی دیگری میتواند و باید نقد شود. کارنامه مربیگری او، تحلیلش از تیم ملی و حتی لحن کنایهآمیزش درباره بیرانوند، همگی قابلبررسیاند.▫️انصاف ایجاب میکند هم کنایه دایی و باقری دیده شود و هم واکنش نامتناسب بیرانوند. مسئله معرفی یک طرف بهعنوان چهرهای کاملاً بیخطا نیست؛ مسئله، خطر تبدیل اختلاف ورزشی و رنجش شخصی به تسویهحساب سیاسی است.▫️اگر اهالی فوتبال دریابند که میتوان بهجای پاسخ ورزشی، منتقد را با یک برچسب سیاسی از میدان خارج کرد، دیگر هیچ اختلافی در محدوده فوتبال باقی نخواهد ماند. از آن پس، سیاست نه در کنار ورزش، بلکه بر فراز آن خواهد ایستاد و فوتبال را به یکی از زیرمجموعههای ناسالم و اتهاممحور خود تبدیل خواهد کرد.▫️فدراسیون فوتبال نمیتواند نقش خود را به تماشای یک منازعه در شبکههای اجتماعی محدود کند. درعینحال، ورود فدراسیون نیز نباید با هدف مجازات شخص بیرانوند یا حمایت ویژه از دایی صورت گیرد. ▫️ورود مسئولانه فدراسیون میتواند با درخواست توضیح، فراهمکردن زمینه اصلاح موضع و دعوت به بازگرداندن اختلاف به حوزه فوتبال آغاز شود. هدف، واداشتن بیرانوند به سکوت سیاسی نیست؛ هدف، مسئولدانستن یک چهره ملی در برابر انتساب نادرست و اتهامی است که بر پایه آن شکل گرفته است.▫️امروز مسئله دفاع بیقیدوشرط از علی دایی یا مطالبه مجازات علیرضا بیرانوند نیست؛ مسئله، دفاع از فوتبالی است که اختلافهایش با آمار، استدلال و گفتوگو حل شود، نه با انگزنی سیاسی و تحریک افکار عمومی. فدراسیون فوتبال، کمیته اخلاق و رسانهها باید پیش از آنکه چنین رفتاری به رویهای عادی تبدیل شود، مرز میان نقد، طعنه و اتهام بیسند را روشن کنند.▫️در چنین بزنگاههایی، پیشگیری نه یک توصیه اخلاقی، بلکه ضرورتی برای نجات فوتبال از گرداب اتهامزنی است. هیولای انگزنی را باید اکنون مهار کرد؛ پیش از آنکه از یک استوری جنجالی فراتر رود و به عادتی ویرانگر در مناسبات فوتبال ایران تبدیل شود.📌 متن کامل تحلیل را اینجا بخوانید:khabaronline.ir/xq7tZ@KhabarOnline_ir | Khabaronline.ir





