🖤 اینجا همه حرکت است...▪️ #روایت اولین روز مراسم وداع مردم ایران عزیز با شهید حضرت آیتالله العظمی…
انتشار: 2026/07/05 02:03 UTC
🖤 اینجا همه حرکت است...▪️ #روایت اولین روز مراسم وداع مردم ایران عزیز با شهید حضرت آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای (قدساللهنفسهالزکیة)، «آقای شهید ایران» در مصلی امام خمینی رحمهالله تهران✍ پیکرها را از صبح به صحن اصلی منتقل کردهاند درست زیر طاق بزرگ و اصلی که ضلع جنوبی مصلی میشود. از کنار قاب کنگره -کنگره طبقه دوم مصلی که سمت چپ جایگاه میشود- زل زده به پیکرها. هر قدر مکان و موضعی راهبردی برای تصویر و عکس گرفتن است و دیدن اصحاب رسانه شاید طبیعی تلقی شود اما دیدن یک نیروی خدماتیِ بیست و چند ساله با لباس نارنجیاش چندان طبیعی نیست.▪️ جوان چند سالیست برای کار به تهران آمده. زل زده به پیکرها. میگویم قبلاً هم رهبر را دیده بودی؟ میگوید: «زمان نماز عید!» منظورش نماز عید فطر است. پیچیدگی شهری امثال من با سادگی لهجه و صفای درونش فاصله زیادی دارد. میگویم فکر میکردی یک روز شاهد این صحنه هم باشی؟ میگوید: «دنیا همین است!» حکمتش از سن و سالش بیشتر است. در ادامه هم حرفش را تکمیل میکند: «حیف شد! کشور را خیلی خوب نگه داشت!»▪️ نوشتهها و یادداشتهای روی دیوارهای پیشساخته -که در پایان روز اول دیگر هیچ جای خالی برای نوشتن ندارند- بازتابی از احساس مردم از وجوه مختلف حال است. طبیعی است بخشی بازتاب خشم آنها باشد. لابلای این خشم اما بازتابهای غلیظ دیگری هم میشود دید که ناظر به همان نتیجهای است که جوان بیست و چند ساله اهل جنوبشرق ایران رسیده بود. شهید زنده است و خونش هم دلها را زنده میکند.▪️این را از روی دستنوشته هموطن خوشذوقی میشود فهمید که به زحمت روی دیوار نوشته بود: «یا مرد باش یا نوکر یک مرد؛ نوکرتم آقا!» دیگری به نیابت از شهدای یگان ویژه و نیروی انتظامی سنندج نایبالزیاره شده بود. هموطن دیگری با غرور از این صحبت کرد بود که «نامردم اگر بترسم از لشکر شب!» دیگری با الهام از نماد بارز این روزها و مشت گره کرده آقا نوشته بود: «از کاوه آهنگر تا مشت گره کرده؛ آزاده و آزادیم!»▪️با وجود گرما و کثرت جمعیت اما مدیریت صحنه، روان و بدون گره جلو میرود. اتفاقی که هم خروجیِ تدبیر برگزارکنندگان است و هم خروجی مراعات جمعیت انبوهی که با وجود سوگ و اندوه اما با فضای مدیریت مراسم همراه است. این جمعیت البته در این سالها فرهنگ و آیینهای مانند راهپیمایی اربعین را هم دیده. سرریز آن فرهنگ و آیین و مراعات فردی و جمعی را اینجا هم میشود دید. از همراهی با دستاندرکاران اجرایی گرفته تا مراعات حال کهنسالان و زنان و در حرکت بودن دائمی. روز اول آیین وداع به جز سوگ و اندوه و خشم جمعی و تبرای جمعی از کفر و شرک، روز حرکت هم هست. جمعیت و وداعکنندگان در حرکتند. توقف ندارند.▪️جمعیت از ورودیهای مشخص شده وارد مصلی میشود، با اندوه و خشم و حرکت خودش را مقابل پیکر شهیدش میرساند. دمی و ساعتی و خلوتی و اشکی و عزایی و شعاری و در نهایت دوباره حرکت میکند به سمت مسیرهای خروجی. دبی جمعیتهای ورودی و خروجی، بالا و پایین میرود اما صفر نمیشود. صفر شدن دبی جمعیت یعنی توقف، یعنی رکود. این جمعیت عزادار و اندوهگین اما نه اهل سکون است نه رکود.🏴 غم و اندوهی که حماسی شد دیگر متوقف نمیشود بلکه به جلو میرود و پیش میرود هر قدر هم که زخم خورده باشد. آن «مشت گره کرده» و «#باید_برخاست» آیینه تمامقد و تمامنمای این وضعیت این جمعیت و این آیین و این مناسک است. نه اینکه این آیین و مناسک هم از خودش چیزی داشته باشد. نه! این آیین بزرگ میشود و قد میکشد و در امتداد و موازی زمان به پیش میرود چون متصل به یک مفهوم بزرگتر دارد و در بطن و ضمن و تلویح و تصریح خود دارد آن مفهوم را باز مینماید. 🔎 متن کامل روایت را از اینجا بخوانید👇farsi.khamenei.ir/others-report?id=63169


