🖥 #بدرقه_آقای_شهید | اولین حاجتروایی📝 خرده روایتهای رسانه ریحانه KHAMENEI.IR از مراسم تشییع پیکر…
انتشار: 2026/07/20 10:05 UTC
🖥 #بدرقه_آقای_شهید | اولین حاجتروایی📝 خرده روایتهای رسانه ریحانه KHAMENEI.IR از مراسم تشییع پیکر مطهر رهبر شهید انقلاب در مشهد؛ ۱۴۰۵/۰۴/۱۸▪️دارم از حرم برمیگردم. زنی شانه به شانهام داده و میپرسد: «میری حسینیه؟» نمیدانم چرا حوصلهی هیچ آدمیزادی را ندارم. میگویم: «نه.» راهش را نمیگیرد برود. میگوید: «کجا میری پس؟» به ذهنم میزند لابد دنبال زنی میگردد که هممسیرش باشد تا از تاریکی و خلوت خیابان نترسد. فکری میکنم تا یادم بیاید کجا دارم میروم. اگر بگویم نمیدانم که باور نمیکند. از ذهن بههمریختهام که نمیتواند کمک به زن بدهد، به ستوه آمدهام. دوست دارم یک قبر خالی پیدا کنم، خودم را چال کنم. میگویم: «پاک آواره شدیم تو این دنیا.»▪️حواس زن را نوحه کریمی، موقتاً از من پرت کرده. نگاهش به گوشه خیابان است. نوحه از گوشی زنی پخش میشود.ـ یا برگرد یا آن دل را برگردان.▪️زنی با بچههایش گوشهی خیابان شمع روشن کرده. عکس آقا بالای شمعهاست؛ تنها چیزیست که در تاریکی خیابان، مرئیست. چقدر بهجا، یک شام غریبان نقلی گرفته!▪️میایستم به تماشا. بوی دود شمع را میشنوم. خیره به عکس آقایم و از ذهنم میگذرد که کاش آقا خودش جمع و جورم کند. گلویم سفت میشود و درد میگیرد. اگر گریه نکنم خفه میشوم. اشک راهش را بلد است. رود میسازد و سُر میخورد تا زیر چانهام. مسجد را یکهو یادم میآید. به زن کناریم میگویم: «مسیرم مسجده.»زن راه میافتد.ـ پس هممسیریم دیگه.همراهش میشوم.▪️حال غریبی است؛ حال اولین حاجترواییام از روح پاک آقای شهیدم. توی دلم شمع روشن میشود. از فکر اینکه بعد از این همینقدر میخواهد از جزئیات دلم باخبر باشد.✍ طیبه مهدیزاده📆 شماره ۲۱۰رسانه «ریحانه» را دنبال کنید🖥 @reyhaneh_khamenei_ir



