با موتور رفتم پمپ بنزین سراج. دیدم بستهست. دو نفر وایساده بودند اون وسط. رفتم، گفتم من گیر کردم. ی…
انتشار: 2026/08/27 07:31 UTCدریافت: 2026/08/27 07:45 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/27 07:45 UTC
با موتور رفتم پمپ بنزین سراج. دیدم بستهست. دو نفر وایساده بودند اون وسط. رفتم، گفتم من گیر کردم. یه لیترم بهم بدید خوبه. یکیشون یه پسر بیستساله بود. گفت «یه ۵لیتری دارم ۳۰۰ هزار تومن میدم.» آره. اون میتونه یه مدیر کل یه متصدی بانک یه کارمند بیشرف باشه. فقط دستش نمیرسه.همین. نادر سهرابی @khandbazar20/😁بازار

