🖌#حمیرا_آریانژاد_مرتضوی دخترکی را در کوچه دیروز میشناسم که عاشق گلهاست او با رازقی ها حرف میزند و با اقاقیا دردودل میکند .با میخک میخندد و همراه قاصدک میدود با لاله پرواز میکند و با زنبق اشک میریزدبا گلسرخ به خواب میرود و با یاس همبازی میشود با یاسمن طلوع میکند و با نسترن غروب .با کوکب به آسمان میرود و با نیلوفر به مرداب ... او حالا در حوالی خیابان میانسالی پرسه میزند ودر دل هنوز سودای داشتن گلفروشی را دارد که نامش نِماشون * است . و هر لحظه را در رویا هایش اینطور زندگی میکند که در نِماشونش ایستاده و دست در دست گلهایش مستانه میرقصد و هرگز از یاد نمیبرد که با شقایق عاشقی کرد و با آفتابگردان دوستی....گلسرخی با گلبرگهایی از یاس🌺*نماشون یک واژه مازندرانی به معنای غروب است t.me/gsbga_yas@Gole_Sorkhi_ba_golbargi_az…