🌷به دنیا آمدن «عاطفه سادات» در نبود همسرم خیلی برایم سخت بود، اما افتخار میکنم که همسرم راه مقدس ش…
انتشار: 2026/07/09 05:35 UTC
🌷به دنیا آمدن «عاطفه سادات» در نبود همسرم خیلی برایم سخت بود، اما افتخار میکنم که همسرم راه مقدس شهادت را در پیش گرفت . بارها و بارها به من گفت که من تو را به خدا سپردم که محبتش از من و از همه بندگانش بیشتر است. تو اگر میخواهی به من برسی باید مرا در راه خدا رها کنی تا وصالی همیشگی داشته باشیم. من هم با همه عشق و علاقه فراوانی که به سید محمد جواد داشتم در راه خدا و دفاع از حرم از او گذشتم.🌷قرار بود اوایل آبان ماه برگردد. هر چه زمان به این تاریخ نزدیک میشد شور و اشتیاق من و دخترم فاطمه سادات بیشتر میشد. آخر به او هم گفته بودم که پدرت از سفر دوچرخه برایت هدیه میآورد. با وجود سختیهای دوران بارداری، همه جای خانه را تر و تمیز کردم و مهیای آمدن همسرم میشدم، دخترم هم در انتظار آغوش پدرش… تا این که دیرتر از همه اعضای خانواده به من اطلاع دادند که سیدمحمد جواد شهید شده🍃🌷 آمدنش قبل از تاریخ وعده داده شده بود اما اصلاً انتظار نداشتم که پیکر غرق به خونش را برایم بیاورند. پس از آن بی بی فاطمه خواهر شهید دوچرخهای برای فاطمه سادات گرفت و گفت این را پدرت فرستاده. بعد از مراسم تشییع و خاکسپاری سید محمد جواد، وقتی دخترم دید پدرش تکان نخورد و او را در بغل نگرفت گفت کاش از پدرم دوچرخه نمیخواستم تا دوباره او بتواند بیدار باشد و مرا بغل کند...🥺@Khatme_quran313
