💠 همرزمان و دوستان محمدحسین که در منطقه حضور داشتند، تعریف میکنند که هر وقت فرصتی دست میداد، محمد…
انتشار: 2026/08/06 06:21 UTCدریافت: 2026/08/10 13:20 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/10 13:20 UTC
💠 همرزمان و دوستان محمدحسین که در منطقه حضور داشتند، تعریف میکنند که هر وقت فرصتی دست میداد، محمدحسین به قرائت زیارت عاشورا میپرداخت و میگفت: «من دوست دارم مثل مادرمان حضرت زهرا (س) از پهلو مجروح شوم و به شهادت برسم.» که عاقبت در عملیات آزادسازی شهرکهای شیعه نشین نبل و الزهرا که بیش از چهارسال در محاصره داعشیها بود، با اصابت گلوله به پهلویش به شهادت میرسد. 💠 آخرین باری که تلفنی با محمدحسین صحبت کردم، شب قبل از عملیات بود، به او گفتم من دیگر طاقت ندارم، خواهشاً دیگر کافی است، برگرد. گفت: «باید تحمل کنی، شاید دیگر اصلاً نیایم».💠 همان شب همسرشان خواب میبینند که به او میگویند شهید سراجی به آرزویش رسید، شهادت مبارکش باشد؛ شهید سراجی نیز در منطقه خوابی دیده بود که هم رزمش بعد از شهادت برای همسر ایشان تعریف میکند، او به هم رزمانش گفته بود: «در خواب دیدم بین بچهها لباس شهادت تقسیم میکردند، در انتها یک لباس که از ناحیه پهلو پاره شده بود، باقی ماند و من آن لباس را پوشیدم.»💠 چه زیبا خدا مزد اخلاص و مجاهدتهای محمدحسین را با شهادت در رکاب مولایش داد و سرانجام با عشقی که به حضرت زهرا (س) داشت، همان طور که دوست داشت با خدا ملاقات کرد و عاشقانه در خون خود غلتید🌷روحش شاد و نامش جاویدان💫@Khatme_quran313
