۱-سوزان بلکمور، پژوهشگر و فیلسوف ذهن، دیدگاهی رادیکال دارد: "خود" یک توهم است، و آگاهی نیز تا حد زی…
انتشار: 2026/06/27 18:42 UTC
۱-سوزان بلکمور، پژوهشگر و فیلسوف ذهن، دیدگاهی رادیکال دارد: "خود" یک توهم است، و آگاهی نیز تا حد زیادی زاییده این توهم. او معتقد است ما یک "خود" پایدار و پیوسته نیستیم و این باور، به دلیل بقای ژنها و ممها (واحدهای فرهنگی) در ما شکل گرفته است.نکات کلیدی دیدگاه او:· "خود" یک توهم ساخته مغز: او با تکیه بر علوم اعصاب میگوید هیچ مرکز واحدی برای "خود" در مغز وجود ندارد. در عوض، مغز ما مدام یک "مدل از خود" را میسازد که موقتی و زودگذر است. حس پیوستگی ما یک خطاست و در عمل، ما مجموعهای از "خودهای" کوتاهمدت هستیم که لحظهبهلحظه ساخته میشوند و از بین میروند.· نقش ممها در ایجاد توهم خود: او بر اساس نظریه مم (Memes) ریچارد داوکینز، باور دارد که باور به "خود" یک توهم مفید است که به بقا و گسترش ممها کمک میکند. این ممها در قالب یک مجموعه همیافته به نام Selfplex، حس وجود یک "خود" درونی را القا میکنند تا بهتر کپی و منتقل شوند. ما به عنوان ماشینهای مم، فریب این توهم را برای بقای خود خوردهایم.· تجربههای استثنایی و مرگ: او پدیدههایی مثل تجربه نزدیک به مرگ را نه اثباتی بر روح، بلکه نتیجه فرآیندهای مغزی در شرایط بحرانی میداند. از نظر او، مرگ جسمی نیز پایان این زنجیره توهمات است. کسی که این "توهم خود" را بشکند، دیگر از مرگ جسمی هراسی ندارد، چراکه مرگ را به مثابه پایان هر "خود"ی زودگذر درک کرده است.· بودن یا نبودن "من"؟: در پاسخ به منتقدانش که میگویند اگر خود توهم است، پس چه کسی این توهم را تجربه میکند؟ بلکمور پاسخ میدهد که این توهم خود را به شکلی قانعکننده روایت میکند. اما اگر یک کامپیوتر هم روزی شروع به پرسش از "من" خود کند، به همان اندازه ما دچار توهم و در نتیجه "هوشیار" شده است.اگر به منبع خاصی از او اشاره کردید که برایتان مبهم است، میتوانم بیشتر توضیح دهم. همچنین اگر به نظریه "مم" یا مفهوم "Selfplex" علاقهمندید، میتوانم درباره آنها بیشتر صحبت کنم.

