☆☆☆می روم شاید هوای تو بیافتد از سرممی روم هر چند دلتنگی نمیشُد باورمهر کجا که می روم یاد تو زنده م…
انتشار: 2026/08/23 17:49 UTCدریافت: 2026/08/24 00:01 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/24 00:01 UTC
☆☆☆می روم شاید هوای تو بیافتد از سرممی روم هر چند دلتنگی نمیشُد باورمهر کجا که می روم یاد تو زنده می شود لشکری از خاطراتت چیده ای دور و برم ....@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشقخواننده : #وحید_تاج آهنگساز : مهدی عبدی و امین هماییشاعر : بهمن محمد زاده
پستهای تلگرام — خداوندگار عشق
☆☆☆#امشب_با_حافظ 📖حافظ غزلی دارد. به جای استفاده از استعارهی «دویدن»، استعارهی «رقصیدن» را فعال میکند. رقص بر عکس دویدن یا راه رفتن، نوعی چرخ زدن، جلو و وعقب رفتن است؛ بنابراین باید مفهوم جستجو از کار بیفتد. حافظ در تمام ابیات مفهوم رقص را فعال میکند. با این فرم به ساختار عمودی شگفتانگیزی دست مییابد. در واقع حافظ با این گزارهی هستیشناختی که «هستی در رقص ابدی است» ساختار میآفریند. به همین دلیل از ردیف«برخیزم» بهره میبرد. بگذارید با همین زاویه غزل حافظ را بخوانیم. هر خوانندهای به سادگی متوجه میشود که حافظ چه نگاه فوقالعادهای به فرم دارد:مژدهٔ وصلِ تو کو کز سرِ جان برخیزمطایرِ قُدسم و از دامِ جهان برخیزمبه ولای تو که گر بندهٔ خویشم خوانیاز سرِ خواجگیِ کون و مکان برخیزمیا رب از ابرِ هدایت بِرَسان بارانیپیشتر زان که چو گَردی ز میان برخیزمبر سرِ تربتِ من با مِی و مُطرب بنشینتا به بویت ز لحد رقص کُنان برخیزمخیز و بالا بنما ای بتِ شیرین حرکاتکز سرِ جان و جهان دست فشان برخیزمگر چه پیرم تو شبی تنگ در آغوشم کَشتا سحرگه ز کنارِ تو جوان برخیزمروز مرگم نفسی مهلتِ دیدار بدهتا چو حافظ ز سرِ جان و جهان برخیزم بازنمایی رقص در این غزل نه تنها سبب میشود که تمام اشیا با حافظ برقصند، بلکه ابیات آینهی هم باشند. به همین دلیل یک مفهوم واحد در همهی ابیات میچرخد.@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق
☆☆☆درد من بر من از طبیب من استاز که جویم دوا و درمانش ؟!@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق#روز_پزشک مبارک❤️
☆☆☆انسان بزرگترین درس خودش را زمانی میگیرد که متوجه میشود؛ تنهاستچشم انتظار کسی یا چیزی نیستو گلایهای هم از زندگی ندارددر شعبدهبازی مضحک کیهان، به مهمانی کشانده شده استزمانی که در این نمایش سخیف، تنهایی را رمزگشایی میکند، تقریبا پاسخ همه پرسشهای همیشگیاش را فهمیده استپس از آن با نیم نگاهی به اوضاع شاوشنکی جهان، انتظار رستگاری نداردو در تلاش برای خلق و مهار خودش است.#جلیل_ارباب@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق
☆☆☆#امشب_با_حافظ 📖گفتم به باد میدهدم باده نام و ننگگفتا قبول کن سخن و هر چه باد بادسود و زیان و مایه چو خواهد شدن ز دستاز بهر این معامله غمگین مباش و شادبادت به دست باشد اگر دل نهی به هیچدر معرضی که تخت سلیمان رود به باد@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق
☆☆☆در باب مرگمرگ مفهومی عمیق است که در ادبیات، هنر ، مذاهب و باورهای اساطیری به عنوان نمادی از آرامش نهایی، رهایی از رنج و تولدی دوباره تصویر میشود. در این نگاه، گاهی مرگ نه یک پایان ترسناک، بلکه دروازهای باشکوه برای رسیدن به سکوت، ابدیت و دیدار با معبود در نظر گرفته میشودسقراط:مرگ شاید پایان زندگی نباشد؛ بلکه پایان ترس باشد. انسان تا زمانی از مرگ میترسد که گمان میکند چیزی درباره آن میداند، در حالی که هیچکس نمیداند مرگ بدترین اتفاق است یا بزرگترین رهایی. پس خردمند، بهجای ترس از مرگ، میکوشد درست زندگی کند.«انسان خردمند به مرگ نمیاندیشد؛ به زندگیِ درست میاندیشد.»مارتین هایدگر: مرگ، دشمن زندگی نیست؛ مرگ همان چیزی است که به زندگی معنا میدهد. اگر جاودانه بودیم، هیچ کاری فوریت نداشت، هیچ عشقی ارزشمند نبود و هیچ تصمیمی اهمیت پیدا نمیکرد. محدود بودن زمان است که هر لحظه را یگانه میکند.آلبر کامو: زندگی معنایی از پیش تعیینشده ندارد؛ این ما هستیم که باید به آن معنا ببخشیم. مرگ همهچیز را پایان میدهد، اما همین پایان است که هر لبخند، هر دوستی و هر عشق را ارزشمند میکند. انسان، با وجود آگاهی از مرگ، همچنان زندگی را انتخاب میکند و همین انتخاب، شکوه اوست.مارکوس اورلیوس:مرگ بخشی از طبیعت است؛ همانگونه که تولد، رشد و پیری بخشی از آن هستند. آنچه باید از آن بترسیم، مرگ نیست؛ بلکه زندگیای است که هرگز واقعاً آن را زندگی نکردهایم.مرگ، زندگی را از ما نمیگیرد؛ بلکه به زندگی ارزش میبخشد. اگر پایان وجود نداشت، آغازها نیز بیمعنا بودند. آنچه زندگی را زیبا میکند، کوتاهی آن نیست؛ بلکه فرصت محدودی است که برای دوست داشتن، آموختن، ساختن و اثر گذاشتن در اختیار ما قرار گرفته است.«انسان دو بار میمیرد؛ یکبار هنگامی که نفسش از حرکت میایستد، و بار دیگر هنگامی که آخرین یاد او از ذهن آخرین انسان محو میشود. فاصلهٔ میان این دو مرگ، همان چیزی است که آن را معنای زندگی مینامیم.»@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق
☆☆☆دوست داشتن، یکی از قشنگترین چیزهاییه که میتونه آدم رو بسازه؛محبتی که اگر از کودکی تجربهاش کرده باشیم، یاد میگیریم چطور محبت کنیم، چطور آدمها رو بفهمیم و چطور با دیگران مهربان باشیم.ژاله آموزگار درباره همین موضوع حرف میزنه؛ اینکه نمیشه در آغوش محبت بزرگ شده باشی و هیچ اثری از انسانیت و مهربانی در رفتارت نباشه. شاید دوست داشته شدن، چیزی بیشتر از یک احساس باشه؛ محبتی که شخصیت و نگاه ما به آدمهای اطرافمون رو شکل میده.ژاله آموزگار، پژوهشگر، نویسنده و استاد برجستهٔ فرهنگ و زبانهای باستانی ایران است؛ از چهرههای شناختهشده در حوزهٔ ایرانشناسی و مطالعات اسطورهشناسی و فرهنگ ایران. سالها از عمر خود را صرف پژوهش و آموزش دربارهٔ میراث فرهنگی و ادبی ایران کرده و آثار و ترجمههای ارزشمندی در زمینهٔ متون و فرهنگ ایران باستان دارد.#دکتر_ژاله_آموزگار@khodavandegareshgh#کانال_خداوندگار_عشق