[شعر تازه، پس از مدت‌ها نسرودن]تهماسبی خراسانیخورشید از ادای نام تو برمی‌خیزدبا تو آشناتر از خویشمانگار هزار تن را در تو زیسته‌امشاید گردونهزار بار دیگر پهلو بچرخاندانسان در جانورو جانور در گیاه استحاله شودتا هستی بار دیگراز چشم انسان‌گیاهیبه این اعجاز پرتکرارخیره شودو به نقص کامل خویشفخر بفروشدشاید بار دیگر فرزندانش رادر رکاب اهورا و اهریمنبه کشتار مقدس تطهیر کندتا تماشاچیانِ نابینا بی‌مضمون نمانَدشاید سه‌هزارۀ دیگرتاریکی در نور فرو بیفتدو نیز وارونۀ آنتا فرزندی سیاه و سپید زاده شودو در پایانِ کرانه‌مندی زمانبه اعجاز عشقسجده کندمن در هزار پهلو با تو خواهم چرخیدو در هزار پیراهن تو را دوست خواهم داشتدر سیاهی و سپیدی۷ مرداد ۱۴۰۵@tahmasbi_khorasani_channel