🔺احتمال شنیدهشدن صدای انفجارهای کنترلشده در خمین🔹بهدلیل خنثیسازی مهمات عملنکرده در خمین طی ساع…
انتشار: 2026/08/16 13:07 UTCدریافت: 2026/08/17 00:18 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/17 00:18 UTC
🔺احتمال شنیدهشدن صدای انفجارهای کنترلشده در خمین🔹بهدلیل خنثیسازی مهمات عملنکرده در خمین طی ساعات آینده احتمال شنیدهشدن صدای انفجار وجود دارد.#پیگیری می کنیم #پایگاه _خبری_ خورهه#رسانه مردمی و فراجناحی 🆔@Khorhe_Khabar☀️🌸به جمع ما بپیوندید🌸
پستهای تلگرام — کانال خبری خورهه
🔴آگهی فروش مزارع کشاورزی وپرورش ماهیهیات مدیره شرکت تعاونی چند منظوره سپهر آب دلیجان وکالتا در نظر دارد نسبت به فروش مزارع کشاورزی وپرورش ماهی با مشخصات بشرح ذیل واقع در کیلومتر ۱۲ محور دلیجان _نیزار ،پایین دست سد ۱۵ خرداد به اشخاص حقیقی وحقوقی اقدام نماید۱_ مزرعه کشاورزی مساحت ۲۰هکتار،دارای سند تک برگ، چاه آب و پروانه بهره برداری ۳۵ لیتر درثانیه (۲۰لیتر کشاورزی و۱۵ لیتر پرورش ماهی)، ترانس برق وخطوط انتقال آب وبرق و...۲_مزرعه پرورش ماهیدارای ۲۰۰۰ متر مربع استخر پرورش ماهی استاندارد و پروانه بهره برداری با ظرفیت ۱۵ تن ،امتیاز بهره برداری از ۱۵۰ لیتر در ثانیه خروجی زهکش سد ۱۵ خرداد (به شرط برگشت به رودخانه) ،ساختمان بهره برداری و.. سند تک برگ به مساحت یک هکتار و..قیمت کارشناسی تلفن تماس ؛09103926634@alireza2amiri22🆔@Khorhe_Khabar☀️کانال خبری خورهه🌸به جمع ما بپیوندید🌸
قدرتی که از دل مردم برخیزد، از هر گنجینهای ارزشمندتر است؛ زیرا سرمایه اجتماعی، بزرگترین پشتوانه هر جامعه و هر نظام مدیریتی است.*پایان سخن*موشِ زیرک، سرانجام آموخت که آنچه او را نیرومند میپنداشت، زر بود، نه خود او؛ و آنچه او را زمینگیر کرد، چوب دشمن نبود، بلکه طمع پایانناپذیرش بود.چه نیکوست که ما نیز پیش از آنکه روزگار، درسهای سخت خود را به ما بیاموزد، از این حکایت عبرت بگیریم.دارایی، اگر در خدمت انسان باشد، نعمت است؛ اما اگر انسان در خدمت دارایی قرار گیرد، آغاز اسارت اوست.بیاییم سرمایه اصلی زندگی خود را نه در صندوقهای زر، بلکه در گنجینه خرد، اخلاق، اعتماد و رضایت الهی بجوییم؛ زیرا این سرمایهها، نه دزد میبرد، نه زمان میفرساید و نه حوادث روزگار از میان میبرد.*بازآفرینی: ع.ا. محمدی* ۱۴۰۵/۰۵/۲۵🔇با ما به روز باشید ...🆔@Khorhe_Khabar☀️کانال خبری روستای گردشگری خورهه🌸به جمع ما بپیوندید🌸
*✍🏽برگهایی از دفتر اندیشه**✅موشِ زیرک؛ وقتی پشتوانه، جای شخصیت را میگیرد**مقدمه*در زندگی، آنچه به انسان قدرت میبخشد، همیشه توانایی او نیست؛ گاهی ثروت، گاهی مقام، گاهی اطرافیان و گاهی جایگاه اجتماعی، چنان به انسان احساس اقتدار میدهد که گمان میکند این قدرت، از وجود خود او سرچشمه گرفته است.اما روزگار، آموزگار بزرگی است. روزی فرا میرسد که پردهها کنار میرود و انسان درمییابد آنچه او را بزرگ نشان میداد، شخصیتش نبود؛ بلکه تکیهگاهی بیرونی بود که اکنون از دست رفته است.کلیله و دمنه، با زبان حیوانات، حقیقتهایی را بیان میکند که هنوز پس از قرنها، آینه رفتار انسانها و جامعههاست.*کلام آغازی*حکیمان گفتهاند:«آنکه سرمایهاش تنها مال است، با رفتن مال، خود را نیز گم میکند؛ اما آنکه سرمایهاش خرد و فضیلت است، هرگز تهیدست نمیشود.»اقتدار حقیقی، از درون انسان میجوشد، نه از آنچه در بیرون او انباشته شده است.*حکایت*آوردهاند که در شهر کهن نیشابور، موشی زندگی میکرد که همه او را «زیرک» مینامیدند.او سالها در خانه مردی روزگار میگذراند و چنان در دزدیدن خوراک و گریختن از دامها مهارت یافته بود که هیچ ترفندی او را گرفتار نمیکرد.هر شب، بیهراس از میان اتاق میگذشت، از سفره صاحبخانه بهره میبرد و با غروری پنهان به لانه بازمیگشت.صاحبخانه درمانده شده بود.شبی، مردی فرزانه و جهاندیده مهمان او شد.در میان گفتوگو، صاحبخانه هر از گاه دست بر هم میزد تا موشها را از سفره دور کند.مهمان با تعجب پرسید:«چرا چنین میکنی؟»صاحبخانه، داستان موشها را بازگفت و افزود:«در میان همه آنان، یک موش از همه گستاختر و دلیرتر است.»مهمان لبخندی زد و گفت:«هیچ دلیری، بیپشتوانه نیست. هر جرأتی، ریشهای دارد. باید دید این موش، بر چه چیزی تکیه کرده است.»سپس تیشهای برداشت و لانه موش را شکافت.در ژرفای آن، کیسهای یافت که هزار دینار زر در آن نهفته بود.موش از لانهای دیگر، همه ماجرا را میدید و با اندوه به سخنان مهمان گوش میداد.مهمان گفت:«راز جسارت این موش، همین زر است. انسان و حیوان، هر دو، وقتی پشتوانهای نیرومند داشته باشند، خود را شکستناپذیر میپندارند.»از آن روز، زندگی موش دگرگون شد.زر که رفت، غرورش نیز فرو ریخت.دیگر نه آن جسارت گذشته را داشت و نه آن اعتماد به نفس همیشگی.موشهای دیگر، احترام سابق را از او دریغ کردند.دوستانش پراکنده شدند و آنان که روزی گرد او بودند، به سوی دیگران رفتند.موش با حسرت گفت:«چه زود فهمیدم بسیاری، دوستِ من نبودند؛ دوستِ دارایی من بودند.»اما هنوز آتش طمع در جانش خاموش نشده بود.شبی، تصمیم گرفت زرهای از دست رفته را بازستاند.آهسته بر بالین صاحبخانه رفت.اما مهمان بیدار بود.چوبی سخت بر سرش فرود آورد.موش زخمی و ناتوان، خود را به لانه رساند.چند روز بعد، طمع دوباره او را وسوسه کرد.بار دیگر بازگشت.این بار، ضربهای سختتر خورد؛ چنانکه نزدیک بود جان خود را از دست بدهد.در تاریکی لانه، با تن زخمی و دلی شکسته، به خود گفت:«اکنون دانستم که پیشاهنگ همه بلاها، طمع است؛ و آنچه مرا شکست داد، نه چوب دشمن، که حرص خودم بود.»سرانجام، خانه را ترک گفت، به بیابان رفت و در گوشهای آرام، زندگی تازهای آغاز کرد؛ بیزر، اما آسودهتر از گذشته.*راز پنهان*راز این حکایت، در تفاوت میان پشتوانه و شخصیت نهفته است.پشتوانههای بیرونی، مانند مال، قدرت، مقام و شهرت، میتوانند به انسان نیرو ببخشند؛ اما اگر جای شخصیت را بگیرند، با از دست رفتنشان، انسان نیز فرو میریزد.از سوی دیگر، طمع، همواره خود را در لباس امید نشان میدهد؛ اما پایان راهش، خستگی، شکست و حسرت است.قناعت، تنها کم داشتن نیست؛ هنر آرام زیستن است.*پیام اندیشه*این حکایت، درسهای فراوانی برای امروز ما دارد.در تربیت فرزندان، نباید عزت نفس آنان را تنها بر پایه ثروت و امکانات بنا کنیم؛ بلکه باید سرمایه اصلی آنان را دانش، اخلاق، ایمان و تلاش قرار دهیم.در مدیریت، سازمانی پایدار است که اعتبار خود را بر شایستگی، اعتماد و سرمایه انسانی بنا کند، نه صرفاً بر بودجه، امکانات یا قدرت اداری؛ زیرا امکانات، اگر با تدبیر همراه نباشند، ماندگار نخواهند بود.و در عرصه اجتماع و سیاست نیز، تجربه تاریخ نشان داده است که اقتداری که تنها بر زر، تبلیغات یا ابزار قدرت تکیه کند، دیر یا زود فرومیریزد؛ اما حکمرانیای که سرمایه خود را در اعتماد مردم، عدالت، شفافیت و مشارکت عمومی جستوجو کند، ریشهای عمیقتر و ماندگارتر خواهد داشت.
🎦 رجبی مشهدی: قیمت برق سالی یک بار تغییر میکند، آن هم اردیبهشت هر سالمعاون وزیر نیرو:🔹 مشترکانی که کمتر از الگو مصرف میکنند، ۸۲ درصد یارانه دریافت میگیرند.🔹با مصرف بیشتر از الگو، یارانه برق به صورت پلکانی حذف میشود.🔹مردم برای جلوگیری از صدور قبضهای برق سنگین به مصرف مطابق الگو دقت کنند.🔇با ما به روز باشید ...🆔@Khorhe_Khabar☀️کانال خبری روستای گردشگری خورهه🌸به جمع ما بپیوندید🌸
⚫️هوالباقی⚫️📢به اطلاع می رساند ؛💠به مناسبت یکمین سالگرد درگذشت شادروان فاطمه کدخدازاده ( همسر مرحوم حسن کدخدا زاده )، مجلس ختمی 🗓روز جمعه 1405/05/30⏰از ساعت 17:00 الی 18:00🕌در امام زاده ساریه خاتون برگزار میگردد👌شرکت شما سروران گرامی و قرائت قرآن، فاتحه و صلوات، باعث شادی روح آن مرحومه و تسلی خاطر بازماندگان خواهد شد ان شأالله 🌹شادی روحش فاتحه و صلوات بر محمد و آل محمد 🌹💐 روستای نمونه گردشگری خورهه👇eitaa.com/khorhe_khabar%F0%9F%94%98%D9%84… پست ها رو برای دوستان خود هم ارسال کنید🙏
حکایت طنز 😍😍😍😍😍😍😍😍🌀دو پیرمرد ٩٠ ساله، به نامهاى بهمن و خسرو، دوستان بسیار قدیمى هم بودن.بهمن در بستر مرگ بود و خسرو هر روز به ملاقاتش میرفت.یک روز خسرو گفت: بهمن جان، ما هر دو عاشق فوتبال بودیم و سالهاى سال با هم فوتبال بازى کردیم. لطفاً وقتى به بهشت رفتى، یک جورى بهم خبر بده که اونجا هم میشه فوتبال بازى کرد یا نه؟ بهمن گفت: خسروجان، تو بهترین دوست منی! مطمئن باش اگه امکانش باشه حتماً میام و بهت خبر میدم. چندروز بعد بهمن مرد و نیمههاى یک شب، به خواب خسرو اومد.خسرو احوالش رو پرسید و بهمن گفت: من الان بهشتم! و چند خبر خوب و یک خبر بد برات دارم.خسرو گفت: اول خبرهاى خوب رو بگو.بهمن گفت: اول اینکه تو بهشت هم فوتبال برقراره و از اون بهتر اینکه تمام دوستها و هم تیمیهامون که قبلا فوت شدن هم اینجا هستن! حتى مربى سابقمونم اینجاس! و بازم از اون بهتر اینکه همه ما جوانیم و از اون هم بهتر اینکه هرچقدر دلمون میخاد میتونیم اینجا فوتبال بازى کنیم...خسرو گفت: عالیه! حتى خوابشم نمیدیدم! راستى خبر بدى که گفتى چیه؟بهمن گفت: مربیمون براى بازى جمعه این هفته، اسم تو رو هم توی ترکیب رد کرده🤣🤣🤣🤣🏃♀️🏃♀️🏃♀️💐 روستای نمونه گردشگری خورهه👇eitaa.com/khorhe_khabar%F0%9F%94%98%D9%84… پست ها رو برای دوستان خود هم ارسال کنید🙏
