🔺اشغال و آزادی؛ داستان سوم شهریور!امروز سوم شهریور، ۸۵ سال از اشغال ایران به دست ارتشهای بریتانیا…
انتشار: 2026/08/25 20:23 UTCدریافت: 2026/08/26 01:15 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/26 01:15 UTC
🔺اشغال و آزادی؛ داستان سوم شهریور!امروز سوم شهریور، ۸۵ سال از اشغال ایران به دست ارتشهای بریتانیا و شوروی میگذرد؛ واقعهای که یکی از مهمترین موارد نقض حاکمیت ملی ایران در تاریخ معاصر است.در جریان جنگ جهانی دوم، کشورهای مختلفی در اروپا، از فرانسه و بلژیک و هلند تا نروژ و دانمارک، به سرنوشت ایران دچار شدند. غیر از فرانسه بقیهی نامهای این فهرست مانند ایران علیرغم اعلان بیطرفی قربان مزیتهای ژئوپولتیک و ظرفیتهای ژئواکونومیک خود گشتند.علیرغم برخی شباهتها اما یک تفاوت مهم در چگونگی بازسازی حافظه ملی پس از تجربهی اشغال وجود دارد.در بسیاری از این کشورها، اشغالگر رفت، اما خاطره اشغال باقی ماند. مقاومت، اگرچه در همه جا به گستردگی روایت رسمی پس از جنگ نبود و همکاری با اشغالگران نیز واقعیتی انکارناپذیر بود، به تدریج به یکی از پایههای بازسازی هویت ملی تبدیل شد.دولتهای پس از جنگ و نیروهای سیاسی، روایت «اشغال، مقاومت و آزادی» را برجسته کردند؛ روایتی که گاه کاملا با واقعیت پیچیده و چندلایه دوران اشغال منطبق نبود.مثلا در فرانسه، جامعهای که شکست نظامی، حکومت ویشی و همکاری بخشی از نخبگان با آلمان را تجربه کرده بود، پس از جنگ به بازسازی تصویری از فرانسه مقاوم نیاز داشت. چیزی که در پژوهشهای تازه، اهمیت زیادی پیدا میکند، دستکاری در واقعیت ماجرا؛ برجسته کردن مقاومت و به حاشیه راندن جلوههای عیان همدستی با قدرت اشغالگر و رژیم دستنشانده آن است.در تاریخنگاریهای تازه حتی سارتر و سیمون دوبووار هم از اتهام همدستی جان سالم بدر نمیبرند. در حالیکه در دهههای ابتدایی پس از جنگ، الگوی فرانسه مقاومت و یکپارچه مبارزه در صدر روایت ملی قرار داشت.فرانسه بیشتر از این باب مهم است که تجربه انتقال قدرت به دولت ویشی و مشروعیت رژیم مارشال پتن دستکم تا سال ۱۹۴۳، تا حدی با انتقال سلطنت به پهلوی دوم و فضای سیاسی آن زمان قابل مقایسه است.تفاوت اصلی این است که اشغال سوم شهریور برای ایرانیان طبیعتاً با تحقیر و نارضایتی از نقض استقلال کشور همراه بود. اما در کنار این احساس، واقعیت دیگری نیز وجود داشت: با سقوط رضاشاه، فضای سیاسی و مطبوعاتی کشور گشوده شد و بخش بزرگی از جامعه پایان استبداد را حتی زیر سرنیزه بیگانه جشن گرفت.این نکته وقتی اهمیت بیشتری پیدا میکند که بدانیم برخلاف بسیاری از کشورهای اروپایی، در ایران حتی پس از اشغال نیز دولتها کوششی جدی برای ساختن یک حافظه ملی بر محور مقاومت در برابر اشغال نکردند. گویی این مساله اساسا موضوعیت نداشت و یا فرعی و دست دوم شمرده میشد.پهلوی دوم در برخی خاطرات و اظهارنظرها، گاه از اشغال ایران و رفتار متفقین با کشور سخن گفت، اما اینها هیچگاه به یک روایت مرکزی و پایدار در ادبیات رسمی حکومت تبدیل نشد.به نظر میرسد حتی مخالفان حکومت پهلوی نیز، چه ملیگرا، چه چپ و چه بعدها نیروهای اسلامگرا، عمدتاً شهریور ۲۰ را از زاویه دیگری دیدند: استبداد رضاشاه، سقوط او و گشایش فضای سیاسی پس از آن.به بیان دیگر، در حافظه سیاسی ایران، «اشغال» هیچگاه نتوانست جای «استبداد» را به عنوان مفهوم مسلط بگیرد.بخشی از پاسخ این تناقض را باید در ماهیت حکومت رضاشاه جستوجو کرد. حکومتی که بیتردید از معماران اصلی ایران مدرن بود. ارتش نوین، دادگستری، مدرسه و دانشگاه، راهها، شهرسازی و بسیاری از نهادهای دولت جدید محصول آن دوره بودند. اما همین دولت مدرن بهشدت شخصی شده و میان دولت و جامعه شکافی عمیق ایجاد کرده بود.وقتی ارتش در برابر دو قدرت بزرگ شوروی و بریتانیا به شکستی محتوم تن داد و شاه کنار رفت، بخش قابل توجهی از نیروهای اجتماعی، شکست دولت را شکست خود تلقی نکرد.در سوم شهریور کشور اشغال شد، اما اشغالگر در حافظه جمعی هرگز به اندازه استبداد داخلی به مسئله تبدیل نشد.شاید به همین دلیل است که سوم شهریور، برخلاف بسیاری از تقویمهای اشغال در اروپا، هنوز در ایران فاقد یک روایت ملی تثبیتشده است. نه دولت و نه اپوزیسیون بعدا هم به ساختن یک روایت ضد اشغال که مقاومت ملی در کانون آن باشد نیازی احساس نکردند.گویی شکاف دولت و ملت آنقدر بالا گرفته بود که جامعه روز شکست دولت را، لحظهی آزادی خود می دانست.در دههی ۲۰ و ۳۰ شمسی که روشنفکران فرانسوی، زبان فرانسه و خود پاریس، هنوز به میزان زیادی تخیل روشنفکران و نخبگان ایران را بر میانگیختند، تاسیس یک سازمان مقاومت بنام نهضت مقاومت ملی علیه کودتای ۲۸ مرداد نمیتوانست از طنین باشکوه نام "مقاومت فرانسه " به رهبری دوگل برکنار باشد.اما اینجا هم مقاومت ایران قبل از آنکه دنبال اسطورهسازی علیه خاطرهی اشغال میهن در شهریور ۲۰ و همدستی دولت وقت با آن باشد، هویت خود را در ایستادگی علیه استبداد، کودتا و در مرحله بعد علیه استعمار خارجی جستجو مینمود.#صلاح_الدین_خدیو @sharname1